شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوه خود اشاره میکند و بیان میکند که اشکها و دلش پر از رنج شدهاند. او زیباییهای طبیعت را با احساساتش مرتبط میکند و از لالهها و سبزهها صحبت میکند. عشق و زیبایی معشوقهاش را به تصویر میکشد و میگوید که دیدن چهرهاش انسان را مست میکند. همچنین به تأثیر عواطف و اشکهای خود بر زندگیاش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به نقش و زیباییهای معشوقهاش تأکید میکند و میگوید که چشمش توان تحمل حسادت و فضولی را ندارد، زیرا همه چیز تحت تأثیر جذابیت او قرار گرفته است.
در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده استچشم را با دل مرا با چشم کار افتاده است
هوش مصنوعی: در حسرت و اندوه تو، چشمانم پر از اشک شده است. دل من هم در این غم به حالت ناتوانی افتاده است.
لاله ها را چاک می بینم گریبان غالباآن سهی قد را گذر بر لاله زار افتاده است
هوش مصنوعی: من گلهای لاله را میبینم که پارهپاره شدهاند و این نشانهای است که آن فردی با قامت بلند، در حال عبور از میان لالههاست.
پای بر سبزه نهادی رشک زد آتش بآبیا ز تو عکسی بآب جویبار افتاده است
هوش مصنوعی: پای بر روی سبزه گذاشتی که آتش حسد را در آب به وجود آورد، یا اینکه از تو تصویری در آب جویبار منعکس شده است.
هر که رخسار تو را با چشم مستت دید گفتگلشنی را ترک مستی بر کنار افتاده است
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهی تو را با نگاه سرمستش دید، گفت که گلی در باغ بوده که از حالت مستی کنار افتاده است.
چشم گر افکنده ای بر اشکِ من ، از رحم نیستمست بر آب روان بی اختیار افتاده است
هوش مصنوعی: اگر چشمت به اشک من افتاده باشد، به خاطر رحم و احساس نیست؛ بلکه مانند آب روان، از روی ناآگاهی و به طور ناگهانی، بیاختیار به حالت مستی افتادهای.
هست هر نقشی که قدرت می کشد مرغوب لیکاز همه مرغوب تر نقش نگار افتاده است
هوش مصنوعی: هر نقشی که به دست قدرت ایجاد میشود، ارزشمند است؛ اما از میان همه این نقشها، زیباترین و ارزشمندترین آنها طراحی نقش و نگارهایی است که تحت تأثیر رویدادها و شرایط زندگی به وجود آمدهاند.
چشم من جرم فضولی را نمی دانم که چیستگرچه می دانم ز چشم اعتبار افتاده است
هوش مصنوعی: چشم من نمیداند که فضولی چیست، اما میدانم که به خاطر اعتبارش به چشم دیگران افت کرده است.