شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر در انتظار جفای یار بوده اما یار به او جفا نکرده است. علیرغم درد و رنج، شاعر از وفای او سپاسگزار است. لبان یار بارها او را زنده کردهاند، اما غمزههای یار هم باعث دردش شده است. همچنین، شاعر از بیتوجهی یارش گلهمند است که به او جفا کرده است. اگرچه چشمان یار او را از مرگ نجات داده، اما بلای جدایی او را زجرکش کرده است. در نهایت، شاعر به خاطر فقدان محبت و بادهای که جانش را باز فریاد میزند.
امید بود که خواهد جفای یارم کشتنکرد یار جفایی در انتظارم کشت
هوش مصنوعی: امید داشتم که یارم به من ظلم کند، اما یار هیچ ظلمی در انتظارم نکرد.
نکرد گرچه بهر وعده که کرد وفاهزار شکر که باری امیدوارم کشت
هوش مصنوعی: اگرچه او به وعدهاش عمل نکرد، اما به خاطر این که من دوباره امیدوار شدم، هزار بار شکرگزارم.
هزار بار مرا زنده کرد لعل لبشاگرچه غمزه شوخش هزار بارم کشت
هوش مصنوعی: هر بار که لبهای زیبا و دلربایش مرا زنده میکند، هزار بار هم با ناز و غمزهاش جانم را میگیرد.
مرا نکشت ز بسیاری جفا اغیارکم التفاتی آن سرو گل عذارم کشت
هوش مصنوعی: بر اثر ظلم و بدرفتاری دیگران، جانم را نگرفتند، اما کم توجهی آن دختر زیبای من باعث شد که او مرا به طور غیرمستقیم از پای درآورد.
اگرچه داد ز کشتن مرا امان چشمتبلای هجر تو رحمی نکرد و زارم کشت
هوش مصنوعی: هرچند که تو فریاد میزنی از کشتن من، اما نگاهت به من رحم نکرد و عذاب دوریات، جانم را به تنگ آورده و مرا از پا درآورده است.
ز درد ساقی این بزم مرده ام که چرانداد باده جان بخش در خمارم کشت
هوش مصنوعی: از درد ساقی در این میخانه به شدت رنج میبرم، که چرا نتوانست بادهای جاننواز به من بدهد و این حال خماریام مرا به مرگ نزدیک کرد.
فضولی از خط و از خال برده بودم جانتطاول خم گیسوی مشک بارم کشت
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی خط و خال تو، جانم را میدهم، چون طول این گیسوی مشکین تو مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده است.