شمارهٔ ۳۰۷
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و عشق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر در آغاز میگوید که در آیینه، تصویری از محبوبش نمیبیند و اشارهای به بارداری مریم (مادر مسیح) میکند. او به عدم دستیابی به قدرت یا خوشبختی اشاره میکند و حسرتش را نسبت به محبوبش بیان میکند که او را کمتر دیده است. شاعر همچنین میگوید که زیبایی و قامت محبوبش برای او بسیار مهم و تاثیرگذار است، و یادآوری از آن لبهای محبوبش، دلش را میآزارد. در نهایت، شاعر با شعری از غم و ناراحتی به مشکلات و دردهای زندگی اشاره میکند.
نیست در آیینه عکس آن صنممریمی دارد مسیحی در شکم
هوش مصنوعی: در آیینه هیچ نشانهای از آن معشوق زیبا نیست، اما مسیحی در دل خود یک روح بزرگ و باطنی معصوم دارد.
دولت پابوس او دستم ندادگرچه این حسرت قدم را کرد خم
هوش مصنوعی: هرچند که آرزوی ملاقات او را داشتم و در پی او بودم، اما او به من توفیق نداد و من همچنان حسرت دیدارش را به دل دارم.
چون رخ و ابروی او کم دیده ایمچشمه خورشید و ماه نو بهم
هوش مصنوعی: چون به زیبایی و افسون ابرو و چهرهی او کمتر دسترسی داشتهایم، گویی نور خورشید و هلال ماه در کنار هم را دیدهایم.
بود نقش قامتش بر سینه امپیشتر از خلقت لوح و قلم
هوش مصنوعی: قبل از اینکه لوح و قلم به وجود بیایند، تصویر قامت او بر دل من نقش بسته بود.
چون نباشد تازه ریحان خطشمی کشد از چشمه خورشید نم
هوش مصنوعی: وقتی ریحان تازهای وجود نداشته باشد، خط خورشید بر روی آب چشمه کشیده میشود.
شد کهن ایوان گردون را بناچون نریزد بر سر ما گرد غم
هوش مصنوعی: زمانی شد که ایوان آسمان بنا و ساختاری قدیمی پیدا کرد، اما نمیخواهیم غم و اندوه بر سر ما بریزد.
روزگاری شد فضولی خون دلمی خورد بر یاد آن لب دم بدم
هوش مصنوعی: مدت زمانی است که در یاد آن لب، به خاطر دلتنگی و ناراحتی، ناله و فضولی میکنم.