شمارهٔ ۳۱۷
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار عهد میکند که دیگر به کارهای بیهوده نپردازد و از رفتارهای ناپسند فاصله بگیرد. او از عشق و محبت به معشوقهای خود توبه میکند و میگوید که دیگر ناله و گلهای نخواهد کرد. همچنین از زحمات ناشی از رابطه با دیگران خسته شده و تصمیم دارد ارتباط خود را با رندان و محبتهای بیپایه قطع کند. او میخواهد داغ دلش را با خلوت و آرامش درمان کند و از عشق ورزی پرشور دوری کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بهتر است در کنار دیگران نرفته و فضولی نکند.
عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنمسوی خوبان جفا پیشه گذاری نکنم
هوش مصنوعی: تصمیم گرفتهام که دیگر کاری بیهوده انجام ندهم و به کسانی که بدی میکنند، آسیب نرسانم.
کردم از عشق بتان توبه چه خواهد بودنغایتش این که دگر ناله زاری نکنم
هوش مصنوعی: من از عشق معشوقان توبه کردم، اما نمیدانم پایان این کار چه خواهد بود؛ تنها میدانم که دیگر ناله و زاری نخواهم کرد.
چند بیداد رقیبان بداندیش کشمبه از آن نیست که میلی بنگاری نکنم
هوش مصنوعی: من چقدر از ظلم و ستم رقبای بداندیش رنج میبرم، اما این بدتر است که آرزو کنم که از آنها خبری نداشته باشم و از آنها دوری کنم.
تا بکی زحمت اغیار کشم می خواهمبعد ازین آرزوی صحبت یاری نکنم
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم به خاطر دیگران زحمت بکشم و آرزو دارم که از این به بعد با کسی که به من کمک نمیکند، صحبت نکنم.
بکناری کشم از صحبت رندان خود راز بتان آرزوی بوس و کناری نکنم
هوش مصنوعی: میخواهم از صحبتِ رندها دور شوم و خودم را از آنها کنار بگذارم. دیگر آرزوی بوسه و نزدیکی به معشوقان را ندارم.
مرهم داغ دل از فیض فراغت سازمهوس عاشقی لاله عذاری نکنم
هوش مصنوعی: من دل زخمیام را با آرامش و آسایش درمان میکنم و به دلباختگی و عشق بازیگرانی همچون لاله عذاری فکر نمیکنم.
بعد ازین مصلحت اینست که کنجی گیرمچو فضولی هوس باغ و بهاری نکنم
هوش مصنوعی: از این به بعد بهتر است که در گوشهای دنج بنشینم، مانند فضولی که دیگر به باغ و بهار فکر نکند.