شمارهٔ ۳۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقش میخواهد که رفتارهای ستمگرانه و آزاردهنده را کنار بگذارد و به او رحم کند. او تأکید میکند که دیگر تاب جفای او را ندارد و تغییر وضعیت خود را نسبت به گذشته اعلام میکند. همچنین به او هشدار میدهد که از آزار دل او پرهیز کند و در پایان به این نکته اشاره میکند که زندگی باید معنادار باشد و نباید به بدعتهای فاسد و ناپسند توجه کرد. شاعر در مجموع از معشوق میخواهد که به جای ظلم و ستم، محبت و مهربانی را انتخاب کند.
گوش بر قول رقیبان بداندیش مکنجور بر عاشق سودا زده خویش مکن
هوش مصنوعی: به حرفهای حسودان گوش نده و بر عاشق خودت سخت نگیری.
بیش ازین نیست مرا تاب جفاکاری توای جفاکار جفاکاری ازین بیش مکن
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم سختیهای رفتارت را تحمل کنم، ای کسی که همیشه میکنی ظلم و ستم. دیگر بیشتر از این به من سختی نده.
نیستم من به همان حال که بودم زین پیشتو همان جور که می کردی ازین پیش مکن
هوش مصنوعی: من دیگر مثل گذشته نیستم، بنابراین تو هم مثل قبل با من رفتار نکن.
پادشاهی ز تو خوش نیست ستم بر درویشرحم پیش آر ستم بر من درویش مکن
هوش مصنوعی: پادشاهی تو خوشایند من نیست؛ بر درویشها ستم نکن و به جای آن رحم را در نظر بگیر. بر منِ درویش ظلم نکن.
حذر از آه دل ریش کن از بهر خداخویش را مایل آزار دل ریش مکن
هوش مصنوعی: از غم دل کسی که دردش را میشناسی، دوری کن و با او مهربان باش و او را آزار نده. این کار را به خاطر خدا انجام بده.
زندگی بهر چه باید چو مرا می گویندمی مخور ذوق مبین کام مزن عیش مکن
هوش مصنوعی: زندگی برای چه باید باشد وقتی میگویند که نوشی ننوش و از شوق و لذت دوری کن.
در یکی جو ز یکی خواه فضولی مقصدنقد دین صرف ره هر بت بدکیش مکن
هوش مصنوعی: در یک جو با هم باشید و از دیگران کنجکاوی نکنید. هدف از دین فقط نقد و بررسی نیست، پس به بتهای بیایمان بیتوجه باشید.