شمارهٔ ۴۰۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از بی توجهی و بی رحمی یک پادشاه یا قدرتی میپردازد که به درد و رنج مردمش بیتوجه است. او اشاره میکند که حتی با وجود ارائه وعدهها و عهدها، هیچ اقدام واقعی برای کمک به نیازمندان انجام نمیدهد. شاعر تأکید میکند که این بیاحساسی و بیعملی ظلمی است که در قالب جفا و غفلت نمایان میشود. در نهایت، شاعر از وفای دروغین و بیتوجهی به عهدها و دیانت میگوید و معاشرت بدون محبت و رحمت را مورد انتقاد قرار میدهد.
هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنیکاو را هلاک تیر بلایی نمی کنی
هوش مصنوعی: هرگز به کسی که وضعیتی بیثبات و نامناسب دارد، توجه نمیکنی و او را از خطرات و آسیبها دور میداری.
گرچه طبیب خسته دلانی چه فایدهمردیم ما ز درد دوایی نمی کنی
هوش مصنوعی: اگرچه پزشکها هم دلشان خسته است، چه فایده؟ ما از درد جان میدهیم و تو هیچ دارویی ارائه نمیکنی.
تو پادشاه کشور حسنی ولی چه سودرحمی بحال هیچ گدایی نمی کنی
هوش مصنوعی: تو در کشوری زیبا و سرشار از خوبیها فرمانروایی، اما چه فایده دارد که به حال هیچ مسکینی رحم نمیکنی و به دردهای او توجهی نداری.
صد عهد می کنی که وفایی کنی بمااما بهیچ عهد وفایی نمی کنی
هوش مصنوعی: شما بارها قول میدهی که به ما وفادار باشی، اما هیچیک از وعدههایت را عملی نمیکنی.
دینی نمانده است که چشمت نبرده استکس را نمی کشی که غزایی نمی کنی
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که در دنیای امروز هیچ دینی وجود ندارد که قابل مشاهده نباشد و همچنین افرادی هستند که حاضر به انجام کارهای ناپسند نیستند، مگر اینکه به نوعی به سود خودشان باشد.
تیر جفا که می زنی از غمزه بر دلمعین خطاست گرچه خطایی نمی کنی
هوش مصنوعی: زمانی که با نگاه تلخت به من آسیب میزنی، این عمل از نظر من نادرست است، هر چند تو به خودت نمیگویی که اشتباهی کردهای.
غیر از وفا شها ز فضولی چه دیدهکاو را تو مدتیست جفایی نمی کنی
هوش مصنوعی: غیر از صداقت و وفاداری، چیزی را از او ندیدهام و نمیدانم که چرا دیگر مدتی است بیمحلی میکنی.