شمارهٔ ۴۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به کسی که با او عهد بسته است، میگوید که نباید به او جفا کند و از او خواسته است که وفا کند. او خود را هدف تیر محبت آن شخص میداند و از او میخواهد که به دیگری ننگرد و خطایی نکند. شاعر همچنین بیان میکند که موقعیت او به اندازهای خاص است که نباید به حاجتهای او بیتوجهی شود. او اشاره میکند که زیبایی و ناز آن فرد سبب شده است که دیگران به او نگاه کنند، اما شرط این نگاه را توجه به خویش میداند. در نهایت، شاعر نسبت به عشق و خطرات آن هشدار میدهد و تاکید میکند که در مسیر عشق، باید از تقوی دست نکشید.
بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنیخوش است عهد چنین آه اگر وفا نکنی
هوش مصنوعی: تو تصمیم گرفتی که به دوستانت وفادار باشی و به آنها جفا نکنی، این خوب است که چنین عهدی ببندی، اما اگر به این عهد وفا نکنی، آه و افسوس بر تو خواهد آمد.
منم نشانه تیر تو ای کمان ابرونظر بغیر مینداز تا خطا نکنی
هوش مصنوعی: من نشانه تیر عشق تو هستم، ای کمان ابرو. نظر خودت را به جای دیگری نگذار تا اشتباهی پیش نیاید.
چو شاه ملک ملاحت تویی روا نبودکه حاجت من درویش را روا نکنی
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبایی، شایسته نیست که خواسته من، یک درویش، برآورده نشود.
بچشم سرمه نازت کشیده اند ولیبشرط آن که نگاهی بسوی آن نکنی
هوش مصنوعی: به چشمانت سرمه ناز از زیبایی تو کشیدهاند، اما فقط به شرطی که به آن نگاه نکنی.
نگویمت که چرا جور می کنی بر منتویی ترحم و من بی زبان چرا نکنی
هوش مصنوعی: به من نگو چرا با من بدرفتاری میکنی. تو که رحمی و دلسوزی، چرا به من که در حال بیزبانم رحم نمیکنی؟
دلا ز غمزه او چشم التفات مدارکه خویش را هدف ناوک بلا نکنی
هوش مصنوعی: ای دل، به خاطر غمزههای او به چشمانش توجه نکن، که ممکن است خود را به تیر بلا مبتلا کنی.
طریق عشق فضولی بسی مخاطره استز دست دامن تقوی مگر رها نکنی
هوش مصنوعی: راه عشق پر از خطرات زیادی است و اگر به دامن تقوی چنگ بزنید، ممکن است نتوانید از این خطرات عبور کنید؛ بنابراین باید از تقوی دست بکشید تا بتوانید در این مسیر قدم بردارید.