شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، سگ و گربه با یکدیگر به نزاع میپردازند. گربه به سگ اعتراض میکند و او را به خاطر رفتارهای ناپسندش مورد سرزنش قرار میدهد. گربه میگوید که سگ به خاطر طمع و دزدی، آزاردهنده و بیادب است، در حالی که او خود به وفا و ادب پایبند است. او همچنین به ناعدالتیها در مقام و اعتبار اشاره میکند و برتریهای خود را در زندگی و هنر برمیشمارد. گربه این را به سگ یادآوری میکند که در نهایت به سرمنزل مراد نخواهد رسید و نمیتواند به امید دلخواهی دست یابد. در این گفتگو، نمادهای فریب و حقیقت در زندگی و روابط اجتماعی مورد نقد قرار میگیرد.
میان سگ و گربه شبی نزاع افتادبه گربه گفت سگ ای کاسه لیس لقمه شمار
هوش مصنوعی: در یک شب، بین سگ و گربه جر و بحثی پیش آمد. گربه به سگ گفت: «تو فقط به دنبال نان و غذای دیگران هستی و هیچ فکری غیر از این نداری.»
تویی که نیست ترا بویی از طریق ادبتویی که نیست ترا جز طریق دزدی کار
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که از ادب چیزی نمیدانی و تو تنها در زمینه دزدی مهارت داری.
نمی شود که کسی لقمه برد به دهنکه از طمع نبری راحتش به ناله زار
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی لقمهای را به دهان برد و از خواسته و طمع دل کند، در حالی که در دل ناله و فریاد باشد.
چراست این همه عزت ترا به این همه عیبکه می کشند ترا خلق متصل به کنار
هوش مصنوعی: چرا تو با این همه عیب و نقص، این همه مقام و ارزش بالایی داری که مردم به تو چشم دارند و به تو احترام میگذارند؟
شریک خوانی و هم خواب بستر و بالینرفیق مجلس و مقبول هر پری رخسار
هوش مصنوعی: دوست من را در کنار خود دارم، او همواره همراه من است و در شبهای طولانی و در میهمانیها همواره همدم من بوده و باعث خوشنودی من است.
منم که فایده ها می رسد ز من شب و روزحراست است مرا شب شعار و روز شکار
هوش مصنوعی: من هستم که در هر زمان و مکان، نفعها به وسیله من به دست میآید. شبها به گونهای خود را آماده میکنم و روزها در جستجوی فرصتها و موفقیتها هستم.
وفا شعار منست و ادب طریقه منبر آستانه مرا منزلست لیل و نهار
هوش مصنوعی: وفا برای من اصل و شعار است و ادب راه و روش من به شمار میرود. در درگاه من، شب و روز، مانند منزلگاهی قرار دارند.
وسیله چیست که تو داخلی و من خارجتو گوشت می خوری و استخوان من افگار
هوش مصنوعی: وسیله چیست که تو درون چیزی هستی و من بیرون آن؟ تو گوشت میخوری و استخوان من از درد میلرزد.
گناه من چه شد و وز هنر چه هست تراکه گفته اند ترا طاهر و مرا مردار
هوش مصنوعی: من چه گناهی کردهام و هنر من چه ارتباطی با تو دارد که گفتهاند تو پاکی و من نجس هستم؟
به مجلس علما تو انیس و من از دوربه محفل فضلا تو عزیزی و من خوار
هوش مصنوعی: تو در میان علمای بزرگ و مورد احترام هستی و من در دوردست، و در جمع فرهیختگان تو عزیز و محترم هستی، اما من در جایگاه فرودست و کمارزش قرار دارم.
ز روی طعنه چنین گفت گربه خاموشکه ای درنده بی زینهار بد کردار
هوش مصنوعی: گربه با طعنه گفت: ای درنده، تو که بیپروا و بدسرشت هستی، هرگز نمیتوانی بر رفتارت کنترل داشته باشی.
به میهمان و گدا متصل جدل داریبه هر غریب مدام از تو می رسد آزار
هوش مصنوعی: تو با میهمان و بیخانمان دعوا داری و همیشه به هر غریبهای آزار میرسد.
به خیر اهل سعادت تو می شوی مانعبدین روش که تویی کام دل امید مدار
هوش مصنوعی: اگر نیکوکاران را یاری کنی، مانع از آن میشوی که به روشهای ناپسند روی بیاورند. بنابراین، امیدی به برآورده شدن آرزوهایت نداشته باش.
گمان مبر که به سرمنزل مراد رسیمکن خیال که کردی ز عمر برخوردار
اصلاح تایپی