بخش ۶ - نشأه جام سوم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که شراب خالصی را بیاورد، همانند آنچه که جمشید (پادشاه افسانهای) آرزو داشت. شاعر میگوید که آرزوی او جمشید بودن نیست، بلکه به دنبال تجربیات عمیقتری است. او از ساقی میخواهد که ساغری بیاورد که سوزش آن از شوق جمشید هنوز حس میشود. او همچنین تمایل دارد که با نوشیدن شراب، به حالتهای معنوی و اسرار بیشتری دست پیدا کند و از مشکلات دل رهایی پیدا کند. در انتها، شاعر میگوید که میخواهد رازهای بیشتری را با نطق و بیان خود افشا کند.
بیا ساقی آن جوهر صاف و پاککه جمشید برد آرزویش بخاک
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن نوشیدنی زلال و خالص را بیاور که جمشید، پادشاه اسطورهای، آرزوی داشتن آن را به گور برد.
بمن ده که جمشیدیم آرزوستنه با ملک جمشیدیم من به اوست
هوش مصنوعی: به من چیزی بده که آرزوی من مانند جمشید است، نه اینکه من پادشاهی مانند جمشید داشته باشم؛ بلکه آرزوی من به او مربوط میشود.
بیا ساقی آن ساغر سینه سوزکه می سوزد از شوق آن جم هنوز
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن جامی را بیاور که همچنان از شور و شوق انسانی به نام جم، داغ و سوزان است.
بمن ده که آتش بهستی زنمدر دین آتش پرستی زنم
هوش مصنوعی: به من عطا کن که با عشق و شور، دینی ز آتش برای زندگیام بسازم.
بیا ساقی آن راح ریحان شمیمکه کیفیت اوست خلق کریم
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، بگذار بوی خوش و لطیف گلهای بهشتی را بچشم که در آن، صفای و زیبایی دست ساختهی خدای بزرگ وجود دارد.
بمن ده دلم را گره بر گشایبرویم در راز دیگر گشای
هوش مصنوعی: به من بده که دل من را باز کند و مرا در اسراری دیگر هدایت کند.
ازین بیش فکر دل ریش کنبجام سیوم نشأه ام بیش کن
هوش مصنوعی: بیش از این به فکر دل شکستهات نباش و در جام سومی که پیش رو داری، خود را غرق کن.
که نطق از سیوم نشأه گویا کنمرموز دگر بر تو افشا کنم
هوش مصنوعی: من میخواهم از سخن گفتن از مرحلهای دیگر، رازهای جدیدی را برای تو آشکار کنم.