شمارهٔ ۲۶ - در انتقاد اوضاع و اشخاص عدلیه وقت فرماید
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف وضعیت ناگوار عدالت و قضا در جامعهای میپردازد. شاعر از بیعدالتیها و فساد قضایی صحبت میکند و مردم دیندار را در این عرصه ناپیدا میداند. او به انتقاد از دادگاهها و مقامات حکومتی میپردازد که به جای حفاظت از حقوق مردم، به ظلم و فساد مشغولند. وی به وجود افرادی چون خولی و شمر اشاره میکند که در این فضا حاکم شدهاند و توضیح میدهد که قضاوتها به دور از انصاف و عدالت انجام میشود. شاعر احساس ناامیدی و دلسردی خود را از وضعیت حاکم در جامعه به تصویر میکشد و به یادآوری معضلاتی میپردازد که افراد معمولا در محاکم با آن مواجهاند. در انتها، به شخصیتها و مقاماتی اشاره میکند که به مدت طولانی بر سر قدرت هستند و در پی منافع خود، بر مشکلات مردم افزودهاند.
فضا و ساحت عدلیه یارب از چپ و راستتهی ز مردم دیندار و دین پرست چراست
هوش مصنوعی: ای کاش در فضای عدالت، از هر طرف، انسانهای دیندار و پرهیزکار حضور داشتند. اما متأسفانه اینجا خالی از آنهاست.
بنای کژ نشود راست گفته اند ولیکبدست کژ منشان این بنای کژ شده راست
هوش مصنوعی: مدام گفتهاند که اگر چیزی نادرست بنا شود، راست نمیشود. اما اکنون این ساختار نادرست به دلیل دستهای نادرست ساخته شده است.
هزار خانه برانداخت این اساس و شگفتکه سالیان دراز اندرین زمانه بجاست
هوش مصنوعی: هزاران خانه را ویران کرد این بنیاد، و جای شگفتی است که سالهای طولانی در این زمان همچنان پابرجاست.
ستون داد برآورد و سقف عدل بریختهنوز سقفش ستوار و استنش برپاست
هوش مصنوعی: ستونها به پا ایستادند و سقف عدالت را فروریختند، اما هنوز سقف این بنا استوار و برپا است.
فتاده برقی در خرمن زمانه از آنکه درد وسوز پدید است و شعله ناپیداست
هوش مصنوعی: برق ناگهانیای در میان دنیای روشنایی وجود دارد که به خاطر وجود درد و سوزی احساس میشود، ولی شعلهای که آن را ایجاد کرده، قابل دیدن نیست.
بچاه ویل همی ماند این سرا که در آنهر آنکه افتد در خانمانش واویلاست
هوش مصنوعی: این خانه به حال خود رها شده و هر کسی که به آن داخل شود، در آن ناامیدی و بدبختی را تجربه خواهد کرد.
ز بسکه خولی و شمر و سنان در آن بینیصباح نوروز آنجا چو شام عاشوراست
هوش مصنوعی: به خاطر وجود شخصیتهای بدنام و حوادث غمانگیز در آنجا، صبح نوروز در آن مکان مانند شب عاشورا به نظر میرسد.
ز قول زور شود زورمند زار و زبوننه شهر زور بدینسان تباه و نه زور است
هوش مصنوعی: زور، در اختیار کسانی قرار میگیرد که به صورت ناپسند و غیرمنصفانه از آن استفاده میکنند. این باعث میشود که افراد قوی و مغرور در نهایت به ضعف و ذلت دچار شوند. نه تنها شهرها تحت تأثیر این زور از بین میروند، بلکه خود زور نیز در این میان کارایی ندارد و به فساد و بیاعتباری میانجامد.
خورند خون فقیران درند رخت غریبکه سگ عدوی غریبست و دشمن فقر است
هوش مصنوعی: افراد بی رحم و ظالم، مانند گرگانی هستند که بر سر فقیران میریزند و از رنج آنها بهرهبرداری میکنند. در این میان، دشمنی با فقر، همچون سگی است که به دنبال آسیب رساندن به فقیران میباشد.
بسان مجلس شوری ز هر نژاد و گروهیکی بدست قضا اندر آن خراب فضاست
هوش مصنوعی: همانند جلسهای که در آن افراد از نژادها و گروههای مختلف جمع شدهاند، در اینجا هم سرنوشت در فضایی خراب و نامناسب آنها را به هم پیوند داده است.
درد ز نغمه سرناچیانشان رگ جانکه نفخ صور سرودی ز بانک این سرناست
هوش مصنوعی: صدای سرناچیان، همچون نغمهای دلنشین، جان را مینوازد و به آن روح میبخشد؛ به گونهای که این سرنا صدای نفخ صور را در دل دارد و حس و حال خاصی را ایجاد میکند.
همی بسرفد دینار تا بدامن حشرکسیکه متهم از جرم سرفه بی جاست
هوش مصنوعی: افرادی که به ناحق به گناهی متهم شدهاند و به خاطر آن در مشکلات قرار دارند، ممکن است که داراییها و ثروتهایشان روز به روز کم شود تا زمانی که در روز قیامت حضور پیدا کنند.
پی حصول مآرب که پا نهند براههمی تو گوئی سیل العرم بشهر سباست
هوش مصنوعی: مردم برای دستیابی به اهداف خود، پا به راه میگذارند و انگار سیل و طغیانی در شهر سبا جاری شده است.
کرا شناسند این ملحدان ز بدبختی؟سرش بدار و جگر خسته هستیش یغماست
هوش مصنوعی: این افراد که به کفر و انکار معتقدند، به چه کسی شناخته میشوند؟ سرشان را از بدن جدا کن و ببین که درون دلشان چه دردهایی نهفته است.
هر آنکه دمب خری را گرفت و گشت سوارفتاده از خر و در فکر جستن خرماست
هوش مصنوعی: هر کس که بر پشت خر نشسته و سعی در یافتن خرما دارد، در واقع از روی خر افتاده و به فکر چیز دیگری است.
همی نگویند این شام را ز پی سحری استهمی ندانند این روز را ز پی فرداست
هوش مصنوعی: برخی میگویند که این شب به دلیل سحری است که در آن خورده میشود، اما آنها نمیدانند که این روز نیز به خاطر روز بعدش میگذرد.
بکاسه لیس خبر ده که در محاکم عدلز سنگ ظلم شکسته تغار و ریخته ماست
هوش مصنوعی: به کسی که در دستانش کاسهای دارد، خبر نده که در دادگاههای عدالت، به دلیل سنگین بودن ظلم، ظرفی که حاوی ماست بود، شکسته و محتویاتش ریخته است.
شدم بجانب دارالقضا که تا بینمچگونه حکم کند آنکه بر سریر قضاست
هوش مصنوعی: به سوی سرزمین تقدیر رفتم تا ببینم آن کس که بر تخت قضا نشسته، چگونه حکم میکند.
ز اتفاق گذارم در آن مکان افتادکه روبروی مقام وزیر در بالاست
هوش مصنوعی: اتفاقی در مکانی برایم پیش آمد که در آنجا، درست در برابر مقام وزیر، قرار داشتم.
دری بدیدم و لوحی بر آن بخط جلینوشته بود که کابینه وزیر اینجاست
هوش مصنوعی: در مسیرم به دریا، یک تابلو دیدم که به وضوح نوشته شده بود: "کابینه وزیر در اینجا قرار دارد."
شنیده بودم از اهل لغت که کابینهباصطلاح و زبان فرنگ بیت خلاست
هوش مصنوعی: گفتهاند که در زبانهای خارجی، واژه "کابینه" به معنای "خلا" است.
دگر شنیده بدم من که مجلس شوریبر آن دیوان، کابینه تمیز آراست
هوش مصنوعی: من خبرهایی شنیدهام که در آن مجلس شورای دیوان، کابینهای مرتب و منظم تشکیل شده است.
پس از مطابقه گفتم که این مبال تمیزفراخور خرد و ذوق هیئت وزراست
هوش مصنوعی: پس از تطبیق و بررسی، اعلام کردم که این اتفاق، متناسب با خرد و سلیقه وزرا است.
از آن قبل که همی قدر وقت بشناسدمبال زیر سر آرد وزیر بس داناست
هوش مصنوعی: پیش از آنکه زمان را به خوبی بشناسد، نباید زیر سر وزیران کاردان و عاقل بیندازند.
در آن بباید میزاب میز کرد روانکه میز در بن کابینه تمیز رواست
هوش مصنوعی: باید در چنین حالتی به آرامش و روحیهای مناسب دست پیدا کنیم، چون تمیزی و نظم در هر زمینهای امری مهم و قابل قبول است.
ازیدر آمدم آنجا درون و دیدم بازبه پشت میز گروهی نشسته از چپ و راست
هوش مصنوعی: من به آن مکان وارد شدم و دیدم در پشت میز، گروهی نشستهاند؛ از سمت چپ و راست به همدیگر نگاه میکنند.
سبا لها زد و سو برگذشته از بن گوشدو چشمشان نگران گه به پیش و گه بقفاست
هوش مصنوعی: باد صبا بر آن عزیزان وزید و آنها با نگرانی به جلو و عقب نگاه میکنند.
رئیس ایشان مردی بنام عیسی بودکه پوستش همه کیمخت شد دل از خاراست
هوش مصنوعی: رئیس آنها مردی به نام عیسی بود که پوستش کاملاً چین و چروک داشت و دلش از غم و درد پر بود.
چو مرغ عیسی با نور آفتاب عدوچو مار موسی کمتر شکارش اژدرهاست
هوش مصنوعی: همانطور که پرندهای مثل مرغ عیسی با نور خورشید درخشانی خود را نشان میدهد، دشمنانش مانند ماری که در برابر موسی قرار گرفتند، کمتر قادر به آسیب رساندن به او هستند. در واقع، تهدیدها و دشمنیها در مقابل او مانند اژدرها به نظر میرسند اما نمیتوانند به هدفش برسند.
بسنگ موسی ماند که تیغ را سایدولی چو رفت بکابیه سنگ استنجاست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که همچنان که سنگ موسی به تیغ آبدیده و تیز برخورد میکند، اما وقتی که به مقام کشتن مطلق یا نابودی میرسد، به کران نیز که باشد، به سنگی برای تطهیر تبدیل میشود. به عبارت دیگر، قدرت و صلابت در یک لحظه از بین میرود و به چیزی بیارزش تبدیل میشود.
مرا ز دیدن آن مرد حال در هم شدچنانکه هیچ ندانستم از کجا بکجاست
هوش مصنوعی: با دیدن آن مرد، حال من به شدت دگرگون شد و به قدری حیرتزده بودم که نمیدانستم از کجا آمده و به کجا میرود.
فتاد از کفم ابریق و بند تکمه گسستدلم طپید و رخم زرد گشت و روحم کاست
هوش مصنوعی: آبخوری من از دستم افتاد و دکمهام باز شد. دلم به شدت تپید، صورتم رنگ باخت و احساس کردم روحم کمزور شد.
بسی دمیدم بر خویش آیة الکرسیبناگهان یکی از روی صندلی برخاست
هوش مصنوعی: بسیار يک نامه به خودم نوشتم و در دل دعا کردم. ناگهان یکی از روی صندلی بلند شد.
بخشم گفت چه خواهی در اینسرا؟ گفتممراببخش تو دانی غریب نابیناست
هوش مصنوعی: در این مکان چه چیزی میخواهی؟ گفتم، به من رحم کن، تو میدانی که من یک بیگانه و نابینا هستم.
بقصد میز در اینجا شدم ندانستمکه میز خانه اصحاب دفتر و انشاست
هوش مصنوعی: با نیت نشستن بر روی میز آمدم، اما نمیدانستم که این میز محل نشست افرادی است که کارهای نوشتاری و اداری انجام میدهند.
بگفتم این و از اینجا دوان دوان رفتمسوی محاکم دیگر که در میان سراست
هوش مصنوعی: گفتم این موضوع را و به سرعت به سوی دادگاههای دیگر رفتم که در وسط کار قرار دارند.
به هر کناره ز دیوان جماعتی دیدمیکی نشسته یکی ایستاده بر سر پاست
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از جمعیت، افرادی را میدیدم که برخی نشسته بودند و برخی دیگر در حالت ایستاده و بر سر پا بودند.
دو نیزه هر یک را شاخ و هفت قبضه بسالسه شیر یال و دو گز دمب و ده ارش بالاست
هوش مصنوعی: دو نیزه که هر کدام دارای شاخ هستند و هفت قبضه، سه شیر با یال و دو گز دم، و همچنین ده بال هم دارند.
چو طاق بینی بینی برویشان گوئیفراز کوه میان طاق گنبد کسراست
هوش مصنوعی: وقتی به آنها نگاه میکنی، انگار برجی را میبینی که از بالای کوه بیرون آمده است، به گونهای که گنبد نصرت و شکوهش نمایان است.
نشسته هر یک بر مسندی که پنداریپلنگ در کهسار و نهنگ در دریاست
هوش مصنوعی: هر یک از آنها بر جای خود نشستهاند، طوری که به نظر میرسد مانند پلنگی در کوهستان یا نهنگی در دریا آرام و استوارند.
یکی سیاه بدیدم به پشت میز اندرهمی تو گفتی خاقان چین و خان ختاست
هوش مصنوعی: یک فرد سیاهپوست را در پشت میز دیدم و تو گفتی که او حاکم چین و خان ختای است.
تنی سه چار در اطرافش از ابالسه بودچنان درنده که در بیشه شیر افریقاست
هوش مصنوعی: موجودی وحشتناک و درنده در اطرافش بود که به شدت خطرناک و قوی بود، مانند شیری که در جنگلهای آفریقا زندگی میکند.
سئوال کردم از خادمی که این کس کیستچه کاره باشد و این محفل از کیان آراست
هوش مصنوعی: از خادمی پرسیدم که این شخص کیست و چه کاری انجام میدهد، و این مکان از چه زمانی به این زیبایی آراسته شده است.
جواب داد که این مدعی العموم بودکسان که بینی در محضرش صف وکلاست
هوش مصنوعی: جواب داد که این شخص مدعی العموم است، و کسانی که در حضور او میبینی، وکلای صف کشیده هستند.
یکی ظریف به عمامه و یکی به فکلیکی فزون بدرازی و دیگر از پهناست
هوش مصنوعی: یک نفر با عمامهای نازک و ظریف و نفر دیگر با فکلی بزرگ آمده است. یکی قد بلندی دارد و دیگری به پهنا معروف است.
بنزد هر یک حجاج چون انوشروانبه پیش هر یک یا بو ابوعلی سیناست
هوش مصنوعی: در نزد هر یک از حجاج، مانند انوشروان، به پیش هر یک یا ابو علی سینا است. معنای این جمله این است که هر شخص در موقعیت خودش و در برابر دیگران، ارزش و مقام خاصی دارد که به او اعتبار میدهد. مانند حجاج که در یک موقعیت خاص قرار دارند و هر یک از آنان به اندازه خود اهمیت و اعتبار دارند.
بویژه مفخر گودرزیان جمال قمیکه در شقاوت جمال، سیدالشهداست
هوش مصنوعی: به طور خاص، زیبایی و شکوه افرادی از گودرزیان را با جمال قمی مقایسه میکند، که در دشواریهای زمانه و در زیباییهای دیگران، برترین و ممتاز است، مانند سیدالشهدا.
بپای گیوه تکاپو کند ولی ز امساکبپای گیوه و کفشش هنوز تا برتاست
هوش مصنوعی: پا به پا میزند و تلاش میکند، اما هنوز دچار کمتحرکی و احتیاط است و نتوانسته به طور کامل قدم بردارد.
هنوز از دهنش بوی قنبید آیدهنوز چرب سبالش ز روغن حلواست
هوش مصنوعی: عطر خوش قنبید هنوز از دهان او به مشام میرسد و چربی سبیلش به خاطر روغن حلوا مشهود است.
ز بسکه با نجبای زمانه دارد کینسزای لعنت و نفرین خمسة النجباست
هوش مصنوعی: از آنجا که او با شرافتمندان زمانه به شدت کینه دارد، نتیجهاش لعنت و نفرینی است که بر این پنج نجبا وارد میشود.
زبان زیرین اندر دهان زیرینشز بس رود ز قفا چون گل زبان بقفاست
هوش مصنوعی: زبان پایینتر در دهان او به خاطر شدت احساسات و عواطفش بهنوعی شبیه به یک جویبار که از پشت حرکت میکند، به سر و صدای گل مانند است.
جمال و سید اندر عدد اگر چه یکی استچو جمع کردی این هر دو حمق از آن پیداست
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی و مقام، هر دو یکی هستند، اما وقتی که این دو را جمع کنی، نادانی از آن مشخص میشود.
گذشتم از در مقصوره گمان کردممقام و خانقه بلعم بن با عور است
هوش مصنوعی: از در جایی رد شدم و فکر کردم که در مقام و خانقاه بلعم بن باعور قرار دارم.
نشسته دیدم دیوی که هر که دیدش گفتوکیل بلعم و نایب مناب بر صیصاست
هوش مصنوعی: دیدم موجودی ترسناک که هر کسی او را دید، به اشتباه او را نماینده و جانشین بلعم دانست و بر او تکیه کرد.
رخش میانه دستار سبز و ریش سیاهبسان ابر سیه در میان ارض و سماست
هوش مصنوعی: چهرهاش در میان دستار سبز و ریش سیاه، مانند ابر تیرهای است که در میان زمین و آسمان قرار گرفته است.
به پیش رویش مازندرانی اهرمنینشسته با دم جانکاه نطق دل فرساست
هوش مصنوعی: در برابر او، کسی از مازندران نشسته است که با لبخند و گفتار جذابش، دلها را به خود جذب میکند.
چنانکه دیوی با اهرمن برای شکاربقول عامه پی بند و بست و جفت و جلاست
هوش مصنوعی: شاید بتوان گفت که مانند یک دیو که با موجودی شرور برای شکار همکاری میکند، به دنبال هدفی خاص و برنامهریزی شده است.
چو نام این دو بپرسیدم از یکی گفتانخست منکر روز جزا رئیس جزاست
هوش مصنوعی: وقتی درباره این دو (منکر و نکیر) از یکی پرسیدم، او گفت: من در ابتدا منکر روز قیامت هستم و رئیس کسانی که انکار میکنند، نیز هستم.
شریف زاده نر غول ماده آنکه بنامشریف زاده بد اکنون شریف بر علماست
هوش مصنوعی: فرزند با ارزش و نجیب، همانند غول نر و ماده است. اکنون نام شریف بر عالمان و دانشمندان است.
دم لیدی، از اولاد بید و اولاد استکه نه بچهره ورا شرم و نه بدیده حیاست
هوش مصنوعی: طیف لیدی، از نسل بید و درختانی است که نه از زیبایی خود شرم دارند و نه از حضوری که در آن هستند حیا میکنند.
شنیده بودم دجال را خری باشدکه پیروان را سرگین او به از خرماست
هوش مصنوعی: شنیدهام که دجال دارای خرهایی است که پیروان او را تا حدی از خرما هم پایینتر قرار میدهند.
نهیق آن خر و آواز تیزش از بم وزیربگوش آنان چون نغمه هزار آواست
هوش مصنوعی: صدای نهوه کردن آن خر و آواز تیز او، از عمق وجود وزیر به گوش دیگران مانند یک نغمه هزار صدایی میرسد.
کنون بدیدم دجال اسپهانی رابه پشت آن خر مازندرانی آمده راست
هوش مصنوعی: اکنون آن شخص فریبنده و دروغین را دیدم که بر پشت آن خر مازندرانی نشسته است.
بجای آنک ز سرگین او کند خر مادهد بخلق و بهر یک بگوید این خرماست
هوش مصنوعی: به جای اینکه خر به خاطر چگونگی خود از سرگینش خود را پاک کند و خود را خوب جلوه دهد، به مردم میگوید که این خرماست.
بدست خویش ز پشکش همی فشاند مشکبریش خویش و ببوید که عنبر ساراست
هوش مصنوعی: انسان با دست خودش، بوی خوش را از مشک به صدای خوش میافشاند و میبوید که عطرش مانند عنبر دلانگیز است.
یکی نگاشت بدوکان فلان به دختر تاکقرینه گشته و مست از سلاله صهباست
هوش مصنوعی: یک نفر بر روی فرزند فلانی نوشته است که دخترش به اندازهای زیبا و جذاب است که به مانند گیاهی نوشته شده و به خاطر نوشیدن شربت انگور به وجد آمده است.
چو خواند نامه بگفتا که و طی دختر بکرهر آنکه کرد سزاوار رجم و حد زناست
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که کسی که نامهای را میخواند، به این موضوع اشاره میکند که هر فردی که به گناه زنا و مجازات آن دچار شود، سزاوار تنبیه است. همچنین، اشاره به این دارد که دختر بکری نیز در این میان مطرح شده است.
بحکم محکمه بایست سنگسارش کردکه حکم محکمه نایب مناب حکم خداست
هوش مصنوعی: طبق حکمی که در دادگاه صادر شده، او باید سنگسار شود؛ زیرا حکم دادگاه نماینده حکم الهی است.
کسیکه باده نداند ز ماده بکر از تاکنه راست از کژ سازد جدا نه کژ از راست
هوش مصنوعی: کسی که از شراب و خواص آن ناآگاه باشد، نمیتواند خوب را از بد تشخیص دهد و از فریبها و دروغها نیز نجات یابد.
چگونه داند کار محاکمت پرداختچسان تواند گلزار معدلت پیر است
هوش مصنوعی: چگونه میشود که کار قضاوت و داوری را انجام داد، در حالی که راه و روش آن هنوز مشخص نیست و تجربه و خرد هم در این زمینه کم است؟
پی حنوط و کفنشو که مرده شو درزی استبسیج گور و لحد کن که قبر کن بناست
هوش مصنوعی: برای پیدا کردن حنوط و کفن او، به دنبال مرگ او باش، که در اینجا تعدادی گور و محل دفن وجود دارد و قبر برای ساختن آماده است.
مناخ ورطه مرگ است کاروانی راکه بوم قافله سالار و جغد راهنماست
هوش مصنوعی: کاروانی که راهنمای آن جغد باشد و سرپرست آن کسی است که در بوم مرگ زندگی میکند، به ورطه مرگ میافتد.
به قصر دیگر دیدم جماعتی بردیفنشسته اند و سخنشان سراسر از یاساست
هوش مصنوعی: در یک قصر دیگر، گروهی را دیدم که بر تخت نشستهاند و تمام سخنانشان پر از ناامیدی بود.
بصدر محفل بر صندلی گرانجانیچنانکه در بر کهسار صخره صماست
هوش مصنوعی: در وسط جمع، بر روی صندلی مجلل نشستهای، مانند نشستن در برفراز قله کوه.
سئوال کردم کاینجا کجا و بهر چه کار؟مقام تاجر و درویش و سید و ملاست
هوش مصنوعی: از کسی پرسیدم که اینجا کجاست و برای چه کاری آمدهاند؟ پاسخ داد که اینجا محل حضور تاجر، درویش، سید و ملا است، به عبارتی هر کدام در جای خود و به هدفی خاص آمدهاند.
یکی بگفت که اینجاست کارگاه تمیزدر این مقام از نیک و شر ز خیر جداست
هوش مصنوعی: یکی گفت که در این مکان، کارگاه منظم و پاکی وجود دارد که در آنجا نیک و بد از یکدیگر جدا شدهاند و فقط خیر و خوبی وجود دارد.
طویله شتران است و داغ گاه خرانچگونه داغی داغی که آخرینه دواست
هوش مصنوعی: اینجا به مکانی اشاره دارد که محل نگهداری شتران و خرهاست. داغی که در اینجا صحبت میشود، نشانهای است که به نوعی میتواند نشاندهنده آخرین راهحل یا درمان باشد، بهطوری که نشان میدهد ممکن است به جایی رسیده باشیم که دیگر چارهای باقی نمانده است.
محاکمات در این صفه منتهی گرددچو منتهی شد فی الفور لازم الاجراست
هوش مصنوعی: محاکمات در این مکان به پایان میرسد و هنگامی که به پایان رسید، به سرعت لازمالاجرا خواهد بود.
رئیس آنان مردی است بی نشان گرچهنشان مجرم پیدا ز جبهه و سیماست
هوش مصنوعی: رئیس آن گروه فردی است که هیچ نشانی ندارد، اما با این حال آثار و نشانههای جرم او به وضوح از چهره و ظاهرش مشخص است.
دو عضو عامل آنجا دونائبان رئیسکه یک ز سمت چپ آمد دگر ز جانب راست
هوش مصنوعی: دو نفر از عوامل رئیس در آنجا حضور دارند، یکی از سمت چپ و دیگری از سمت راست آمدهاند.
یکایک از پی ابرام و نقض در جهدندیکی بکار گره زن یکی طلسم گشاست
هوش مصنوعی: هر یک از آنها در تلاشند تا به مقصود خود برسند؛ بعضی در کار گره زدن و حل مشکلات هستند و برخی دیگر در ایجاد راهحلها و گشایشهای جدید فعالیت میکنند.
یکی برید و یکی دوخت دیگری پوشیدیکی نمود یکی ساخت آن دگر پیراست
هوش مصنوعی: یکی از افراد کاری را انجام داد و دیگری کار او را تکمیل کرد. یکی چیزهایی را نشان داد و دیگری آن را ساخت و آماده کرد.
بدست ایشان قانون چو آهنی کش مومنمود داود، سازند هر چه دلشان خواست
هوش مصنوعی: به دست آنها، قوانین مانند آهنی نرم و انعطافپذیر میشوند و داود میتواند هر چیزی را که بخواهد، بسازند.
ز نقض عهد و ز ابرام بی نهایتشانستمزده متردد میان خوف و رجاست
هوش مصنوعی: از نقض پیمان و تأکیدهایی که به طور بیپایان وجود دارد، او از ظلمی رنج میبرد و در میان ترس و امید سرگردان است.
بهر که می نگری یک ز دیگری بتراستحصان اشهب خالوی بغله شهباست
هوش مصنوعی: هرکس را که مینگری، او از دیگری زیباتر به نظر میرسد؛ چهرهاش مانند اسبان زیبا و با جاذبه است و در نگاه نخست، دلربا و جذاب به نظر میآید.
همه ز قطع عطا قاضی سدوم ولیکعطا چو واصل گردید و اصل بن عطاست
هوش مصنوعی: همه به خاطر قطع عطا و بخشش قاضی سدوم را قضاوت میکنند، اما زمانی که عطا به دست میآید، اصل و ریشهاش به بن عطا برمیگردد.
اگر ندیدی یک جرم را دو گونه جزاوگر شنیدی یکبام را دو گونه هواست
هوش مصنوعی: اگر یک عمل نادرست را دو نوع مجازات ببینی، و اگر دربارهٔ یک ساختمان دو نوع وضعیت جوی بشنوی، به یاد داشته باش که همه چیز بسته به دیدگاه و نگرش ماست.
ببین در اینجا هم امتزاج خیر و شر استز لطف قانون هم اختلاط صیف و شتاست
هوش مصنوعی: در این دنیا همواره ترکیبی از خوبی و بدی وجود دارد و این نشاندهنده این است که قانون طبیعت همواره شامل ترکیب فصول گرم و سرد است.
بجای دیگر دیدم جماعتی آرامگزیده اند و از ایشان بهر طرف غوغاست
هوش مصنوعی: در جایی دیگر گروهی را دیدم که به آرامی نشستهاند و در اطرافشان سر و صدای زیادی برپاست.
چو نیک در نگریستم برویشان دیدمیکی جهود و یکی گبر و دیگری ترساست
هوش مصنوعی: وقتی که با دقت جلوههای آنها را بررسی کردم، فهمیدم که یکی یهودی، یکی زرتشتی و دیگری مسیحی است.
یکی بدیوار اندر چو ریسمان بازانیکی بسقف سرا همچو آسمان پیماست
هوش مصنوعی: یک نفر به دیوار مانند ریسمان پرندهای بسته شده است و دیگری به سقف خانه چسبیده است و مانند کسی که در آسمان پرواز میکند، به نظر میرسد.
ز خادمی که در آن باره بود پرسیدمکه این کجا و رئیسش که؟ چند تنش اعضاست
هوش مصنوعی: از یکی از خدمتکاران که درباره این مکان اطلاعاتی داشت پرسیدم که اینجا کجاست و رئیس آن کیست؟ همچنین خواستم بدانم که چند نفر در اینجا هستند.
جواب گفت چه گویم که اندرین مجلسدر آسمان ز زمین بر خروش وا اسفاست
هوش مصنوعی: جواب داد که چه بگویم، زیرا در این جمع، آسمان از زمین به شدت در حال ناله و افسوس است.
کجا مشاوره عالی است و تأسیشخلاف حضرت حق جل شأنه و علاست
هوش مصنوعی: کجا میتوان به مشاورهای خوب و عالی دست یافت، در حالی که تأسیس آن با اراده و خواست خداوند متعال در تضاد باشد؟
کسیکه صبحدم آنجا قدم نهد بی شکز خانمانش شبانگه بلند بانگ عز است
هوش مصنوعی: هر کسی که در صبح زود آنجا قدم بگذارد، بیتردید در شب، صدای بلند عزت و افتخار از خانهاش شنیده خواهد شد.
ریاستش بوزیر است لیک تشکیلشگه لزوم مرکب ز هیئت رؤساست
هوش مصنوعی: رهبری او به وزیر وابسته است، اما برای ایجاد برنامه و ساختار کار، به جمعبندی و همکاری رؤسا نیاز دارد.
بگفتم این رؤسا کیستند و این تشکیلپی چه کار و بگیتی چه سود از اینسوداست
هوش مصنوعی: گفتم این رهبران کی هستند و هدف از این سازمان چیست و در نهایت این کار برای جهان چه منفعتی دارد؟
بگفت این رؤسا آن گروه بیشرفندکه هر یکیشان اصل جذام و تخم وباست
هوش مصنوعی: گفتند این پیشوایان از آن گروه پست هستند که هر کدامشان منبع بیماری و فساد هستند.
شعارشان همه بی دینی است و بی شرفیوظیفه غارت اموال خلق و سفک دماست
هوش مصنوعی: آنان بیدینی و بیشرفی را به عنوان شعار خود انتخاب کردهاند و وظیفهشان را غارت اموال مردم و ریختن خون آنها میدانند.
بمکر و دستان هر یک مجاهری بقماربسلب و غارت هر یک مجاهدی بغز است
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که به وسیله فریب و حقهبازی، هر یک از مجاهدان در قمار و نبردی برای غارت و تصاحب مال و دارایی دیگران مشغول هستند. هر یک از آنان با ترفندهای خاص خود در تلاشند تا بر دیگران تسلط یابند.
بچوب موسی مانند کاژدها گرددبرای فرعون اما بر شعیب عصاست
هوش مصنوعی: چوب موسی مانند اژدها برای فرعون تبدیل میشود، اما عصای او در برابر شعیب نشاندهنده قدرت و معجزه است.