شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این متن به ستایش و تمجید از خداوند و عدالت در حکومت میپردازد. شاعر به تشریح نعمتهای الهی و پیروزیهای انبیا اشاره میکند و میگوید که چگونه خدای بزرگ درهای رحمت را به روی بندگان خود گشوده است. در ادامه، عدالت در حکومت را به عنوان بنیادی برای سعادت و خوشبختی ملت معرفی میکند و بر لزوم انتخاب وزیری عادل تأکید دارد که در خدمت مردم باشد و از آنها سوءاستفاده نکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که چنانچه حکومت بر اساس عدل و انصاف برقرار شود، محیطی امن و آرام برای مردم خواهد بود و در نهایت، خوشنودی خدا و بندگان را به ارمغان خواهد آورد. او همچنین بر لزوم دوری از ظلم و بیعدالتی تأکید دارد و بر این باور است که فقط با رعایت حقوق مردم میتوان به جامعهای سالم و شکوفا رسید.
خدای عزوجل بر جهانیان بخشوددری ز روضهٔ رضوان به روی خلق گشود
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ بر همه موجودات رحمتی نازل کرد و دری از بهشت را به روی بندگانش گشود تا به آنها نعمتها و برکتهای خود را عطا کند.
سفینهٔ نوح آسوده شد ز موج خطرتن خلیل رها گشت از آتش نمرود
هوش مصنوعی: کشتی نوح از امواج خطر نجات یافت و تن خلیل از آتش نمرود رهایی پیدا کرد.
نجات یافت کلیم از عذاب فرعونیخلاص یافت مسیح از شکنج دار جهود
هوش مصنوعی: کلیم (موسی) از عذاب فرعون رهایی پیدا کرد و مسیح از عذاب و شکنجههای یهودیان آزاد شد.
عنایت احدی با سعادت ابدیرسید و ز آینه دل غبار غصه زدود
هوش مصنوعی: توجه و لطف الهی به سعادت جاودانی انسان رسید و غم و اندوه از دل او زدوده شد.
به قلب شاه که شد مخزن جواهر قدسسروش غیب به الهام این لطیفه سرود
هوش مصنوعی: در دل شاه، رازها و معانی عالی مانند جواهرهای مقدس جمع شده است و الهامهای غیبی به او کمک کردهاند تا این نکتههای زیبا را بسازد.
که ای تو سایه یزدان و آفتاب زمیناز آسمان به رخ فرخ تو باد درود
هوش مصنوعی: ای تو سایه خدا و نور زمین، از آسمان بر تو سلام و درود باد.
خدای دادگر این تاج خسروی به تو دادرسول هاشمی این تخت مر ترا بخشود
هوش مصنوعی: خداوند دادگر به تو تاج پادشاهی بخشید و پیامبر هاشمی این تخت سلطنت را نیز به تو عطا نمود.
درخت عدل در ایوان دولت تو برُستجمال داد در آیینهٔ رخ تو نمود
هوش مصنوعی: درخت عدالت در بارگاه حکومت تو رشد کرده و زیبایی تو در آینه چهرهات نمایان شده است.
به شارسان جم از سحر جادوان دیریستکه فتنه برشده نک سوی چاره به گرا زود
هوش مصنوعی: بخروش و شادی جم سحرگاهان از جادوگران در پیش است و این فتنهای است که به زودی روشن میشود. به سرعت به دنبال چارهای بگرد.
ببین که کاخ ترا سیل ناگهان برکندبیا که میش ترا گرگ نابکار ربود
هوش مصنوعی: ببین که در لحظهای ناگهانی، مصیبتها ممکن است زندگیات را دچار تغییرات بزرگ کند. همچنین توجه کن که خطرات و دشمنان میتوانند داراییها و امنیّت تو را زیر سؤال ببرند.
بلای تیره ببارید بر زمین سیهشرار فتنه برآمد بر آسمان کبود
هوش مصنوعی: زمینی تاریک و پر از بلا، به ناگاه آتش فتنهای در آسمان ایجاد کرد.
به بارگاه عدالت نه سقف مانده و نه دربه کارگاه شریعت نه تار ماند و نه پود
هوش مصنوعی: در اینجا به بررسی وضعیتی اشاره میشود که در آن هیچ چیزی در مرزهای عدالت و قوانین شریعت باقی نمانده است. به عبارتی، حق و انصاف به طور کامل از بین رفته و در این فضا هیچ نشانهای از ساز و کارهای قانونی و اخلاقی وجود ندارد. به عبارت سادهتر، در این شرایط، نه ساختار قانونی و نه اصول اخلاقی پایدار هستند.
چو طوس رایت کیخسروی برافرازدمسلم است که ویران شود سرای فرود
هوش مصنوعی: هرگاه پرچم کیخسرو در طوس افراشته شود، مسلم است که خانه فرود تخریب خواهد شد.
شنیدهای تو که در داستان نعج و نعاجفرشتگان خدا را چه رفت با داود
هوش مصنوعی: آیا داستان نعج و نعاج و آنچه بر فرشتگان خدا در زمان داود گذشت را شنیدهای؟
شنیدهای تو که حلف الفضول در کعبهبه خاندان نبی تیم و زهره بهر چه بود
هوش مصنوعی: آیا میدانی که گروه حلف الفضول در کعبه برای چه هدفی تشکیل شد و چه ارتباطی با خاندان پیامبر از قبیلههای تیم و زهره داشت؟
رسول قصه حلف المطیبین بر خلقچه میسرود چرا خون ز دیدگان پالود
هوش مصنوعی: پیامبر داستان پیمان وفاداری را برای مردم چه روایت میکند و چرا از چشمانش اشک میریزد؟
برای آنکه ستمگر چو قصد کینه کندز چشم خسته نبارد سرشک خون آلود
هوش مصنوعی: برای اینکه ستمگر هنگامی که قصد انتقام دارد، از چشمان خسته و اشکبار کسی، خون نبارد.
برای آنکه چو دانا به کار درماندبه دست دوست ز سودای خویش یابد سود
هوش مصنوعی: برای آنکه وقتی انسان با دانش و آگاهی به مشکل برخورد میکند، باید کمک و حمایت دوستانش را دریافت کند تا بتواند از آرزوهای خود بهرهمند شود.
چو رای چند تن اندر عمل شریک شودهمی بیابد بیمار مصلحت بهبود
هوش مصنوعی: وقتی چند نفر در عمل و تصمیمگیری مشارکت داشته باشند، ممکن است فردی که بیمار است و به بهبودی نیاز دارد، از این همکاری بهرهمند شود و بهتر شود.
چنان که از زبر کوهسار چندین جویجدا ز یکدیگر اندر روان شود به فرود
هوش مصنوعی: چنان که از بالای کوهها چندین جوی آب به طور جداگانه و به سمت پایین در حال حرکت و جریان هستند.
چو جویها همه با یکدیگر بپیوستندبه روی صحرا جاری شود هزاران رود
هوش مصنوعی: وقتی جویها همه به هم متصل شوند، در دشتها جریان آب به شکل هزاران رود برقرار میشود.
چو داد خلق در ایوان داد داده شودبرای خصم نماند مجال گفت و شنود
هوش مصنوعی: زمانی که مردم در محفل عمومی سخنی را برمیگزینند، فرصتی برای دشمن باقی نمیماند که به گفتگو و تبادل نظر بپردازد.
خلاصه چون به دل شه ز حق سروش آمدبه کوشش از نفس آشنا رسید سرود
هوش مصنوعی: خلاصه این که وقتی انسانی از حقیقت دور شود و به طرز دیگری زندگی کند، با تلاش و کوشش از درون خود به درک تازهای میرسد و گویی که صدای آشنا و دلنشینی را میشنود.
دلش ز جای بجنبید و قلب خرم شهکه هست منبع الطاف ایزدی فرسود
هوش مصنوعی: دلش به تپش افتاد و قلب شاد او که منبع رحمتهای خداوند است، به شدت خسته و فرسوده شد.
دریغ خورد به کار گذشته وز سر لطفیکی به چاره درد گران، دو دیده گشود
هوش مصنوعی: به یاد گذشته حسرت میخورد و از روی مهربانی به یکی از افراد بیچارهای که در رنج و درد زیادی به سر میبرد، لطف کرد و دو چشمانش را گشود.
چه گفت گفت بدانسان که گفتهاند مراوزیر باید ملک هزار ساله چه سود
هوش مصنوعی: اگر کسی به من بگوید که باید وزیر پادشاهی باشم که هزار سال عمر دارد، چه فایدهای دارد؟
سزد که دست وزارت دهم به دست کسیکز او خدای جهان شاد و بندگان خشنود
هوش مصنوعی: باید وزارت را به کسی بسپارم که وجودش باعث خوشحالی خدا و رضایت بندگان باشد.
دوباره خسرو عادل به چاکران کهنگشود چشم و پی آزمون نظاره نمود
هوش مصنوعی: خسرو عادل دوباره به چاکران قدیمی نگاه کرد و به دقت در حال مشاهده و بررسی آنها بود.
چو یافت از همه بهتر مشیر دولت رابه راستی و درستی و پاکیش بستود
هوش مصنوعی: او زمانی که مشاوری مناسب و سالم برای حکومت را پیدا کرد، به راستی و درستیاش او را ستایش کرد.
بدو سپرد مقالید ملک و خاطر شهز کار کشوری و لشکری همه آسود
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که شخصی مسئولیت و رهبری حکومت و ملکه را به کسی سپرد و شاه از امور مربوط به کشور و سپاهیان آسوده خاطر و بیدغدغه شد.
گشود صدر گرانمایه دست داد و سپسببست پنجه بیداد و روی غم بشخود
هوش مصنوعی: دست نفیس و باارزش خود را گشود و بعد پنجهای پر از ظلم و ستم را بست و چهره غم را دور کرد.
دوباره شه زنی شکرین به صفحه سیمعبیر و غالیه افشاند و عود و عنبر سود
هوش مصنوعی: دوباره دختر جوانی با طراوت و دلپذیر بر صفحهای زیبا از نقره، عطر و رایحه خوشی پخش کرد و عود و عنبر را به فضا افزود.
نگاشت نامه که من نیستم چو آن ملکانکه از رعیت رشوت ستاند و مایه ربود
هوش مصنوعی: او نامهای نوشت و گفت که من وجود ندارم، مثل شاهانی که از مردم ضعفای خود رشوه میگیرند و حقوق ایشان را میدزدند.
حکایت شه بیدادگر بدان ماندکه در خزان بن دیوار کند و بام اندود
هوش مصنوعی: داستان حاکم ظالم را میتوان با مثال کسی توصیف کرد که در فصل پاییز بر روی دیوارها، که شکسته و خراب هستند، خاک و کاه میپاشد و سعی میکند آنها را بپوشاند. این کار در حقیقت فقط ظاهری و موقتی است و به زیرساختها و وضعیت واقعی دیوارها توجهی ندارد.
مرا خدای تعالی برای داد و دهشفراشت رایت دولت بر آسمان کبود
هوش مصنوعی: خداوند متعال مرا برای بخشش و کمک به دیگران انتخاب کرده و پرچم قدرتش را در آسمان آبی برافراشته است.
جمال عدل به چشمم نکوتر از رخ حورسرود داد به گوشم به از ترانه رود
هوش مصنوعی: زیبایی عدالت برای چشم من از چهره حوریان نیز زیباتر است و صدای آن برای من از آهنگ رودخانه دلنشینتر است.
گرفتم آنکه ز تمغا و نقص و کسر حقوقمرا هزار و دو صد گونه سود خواهد بود
هوش مصنوعی: من فردی را به دست آوردهام که از نظر اعتبار و کمبودها، به هزار و دویست روش میتواند به من منفعت برساند.
نیرزد آن که دمی دیدهای ببارد اشکنیرزد آنکه شبی از دلی برآید دود
هوش مصنوعی: اشک و غم و افسوس برای لحظهای که چشمها ببارند یا شبی که دل از شدت اندوه، دودی برآورد، ارزش و بهایی ندارد.
نخواهم از ضعفا کار و از فقیران مالنگیرم از غربا باج و از گدایان سود
هوش مصنوعی: من از ناتوانان کمکی نخواهم و از بیپولها پول نمیگیرم. همچنین از کسانی که اهل غربت هستند، چیزی نخواهم و از گدایان هم بهرهای نخواهم برد.
چنانکه صدق نروید ز بوستان خلافبدانم آنکه نیارد درخت بید امرود
هوش مصنوعی: اگر درخت بید امروزی در بوستانی که مورد توجه و صداقت است، نتواند رشد کند، پس من میدانم که صداقت در آنجا وجود ندارد.
کنون بباید آراست کاخ بیت العدلکشید سلسله عدل و داد چون داود
هوش مصنوعی: اکنون باید کاخ عدالت را سامان داد و زنجیرهای از عدالت و انصاف برقرار کرد، مانند داود.
چو این کرامت شاهانه فاش شد به جهانلوای عدل سر اندر سپهر هفتم سود
هوش مصنوعی: زمانی که این بخشش بزرگ از سوی شاه به همگان آشکار شد، عدالت مانند پرچمی در آسمان هفتم درخشید و همه جا را فرا گرفت.
نگار بخت در ایوان دولت آرامیدعروس ملک بر اورنگ اقتدار غنود
هوش مصنوعی: عزیز دل در کاخ قدرت به آرامش نشسته و ملکه زیبایی بر تخت سلطنت خوابیده است.
کنون به ملت غرا ز فضل شه تبریکهمی سرایم و خوانم به شهریار درود
هوش مصنوعی: حالا به خاطر خوبیهای پادشاه به مردم خوشبختی را تبریک میگویم و برای او سلامتی آرزو میکنم.
سپس سپاس کنم بر صدور مسند شرعکز آفریده فرازند و از خدای فرود
هوش مصنوعی: سپس از خداوند بر اساس قوانین و آموزههای دینی که از سوی او نازل شده، تشکر میکنم؛ قانونی که از آفرینش سرچشمه میگیرد و به بندگانش هدایت میکند.
اگر نه حکمتشان معرفت ببندد رختاگر نه همتشان معدلت کند بدرود
هوش مصنوعی: اگر عقل و درایت آنها به کمکشان نیاید، و اگر اراده و تلاششان برابر نباشد، به بیراهه خواهند رفت و نتایج خوبی نخواهند گرفت.
وگرنه شهد سخنشان همی شدی پازهریکی نماند به جا زین شراب زهرآلود
هوش مصنوعی: اگر به آن سخنان گوش ندهی، حتی شیرینی کلامشان هم به زهر تبدیل میشود و از این شراب زهرآلود چیزی باقی نخواهد ماند.
نه عدل جز سوی ایشان سوی دگر پرداختنه عقل جز ره ایشان ره دگر پیمود
هوش مصنوعی: هیچ عدلی جز در جهت آنها برقرار نمیشود و هیچ عقلی جز در مسیر آنها راه نمییابد.
امیدوار چنانم که خسرو از خورشیدحسام گیرد و از مه سپر ز کیوان خود
هوش مصنوعی: من به اندازهای امیدوارم که مانند خسرو، از خورشید بالای سرش نور بگیرد و از ماه نیز زیبایی و روشنایی را به دست آورد.
ز برق لعل سم باد پای شه آتشفتاده بینم در خاک چین به آب کبود
هوش مصنوعی: از درخشش لعلین و زیباییاش، نشانی از محبت و زیبایی را میبینم. شعلههای آتش به زمین افتاده در چین و آبی نیلی مانند آسمان را در دل خاک مشاهده میکنم.
بکار شاخ مراد ملک به باغ از آنکدرخت مُقِل نه خرما دهد نه شفتالود
هوش مصنوعی: به باغی که درختان آن میوههای دلخواه را نمیدهند، نباید شاخ و برگ رشد کرد و از آن انتظار ثمر داشت.
مباش معتقد آن لئیم سفله خامکه ریش خویش همی کند و بر سبال افزود
هوش مصنوعی: به کسی که در کردار و عمل خود پست و ناپسند است، اعتماد نکن. او کسی است که حتی به خود و به ظواهرش نیز بیتوجهی میکند و بر زشتیهایش میافزاید.