شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: این شعر به مناسبت عید فطر و پایان ماه رمضان نوشته شده است. شاعر به تغییری که پس از رمضان در دلها و رفتار مردم رخ میدهد اشاره میکند، و از شادی مردم در عید سخن میگوید. او به نیکوکاران و روزهداران اشاره میکند که با فرارسیدن عید، احساس خوشحالی دارند و میخواهند از لذتهای دنیا بهرهمند شوند.
شاعر بر فضایل پادشاهی که عادل و داناست تأکید میکند و او را با ویژگیهایی چون رأفت و علم مقایسه میکند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که پادشاه باید با عدالت و احسان در کنار رعیت باشد و قدرت خود را در خدمت مردم قرار دهد.
در انتهای شعر به فقدان یک شاعر بزرگ، ابونصر، اشاره شده که شاعر آرزو میکند او زنده بود تا وصف پادشاه را به زیبایی بیان کند. این اشعار انعکاسی از شادی، امید و آرزو برای حکومتی عادلانه و دلسوز است.
ماه رمضان روی نهان کرد اگر چنددلهای کسان را همه اندر تعب افکند
هوش مصنوعی: در ماه رمضان، اگرچه بر روی حقیقتی پنهان میافزاید، اما دلهای بسیاری را در نگرانی و زحمت قرار میدهد.
چندانکه بد از روزه دل مردم غمگینشد ز آمدن عید درونها همه خرسند
هوش مصنوعی: به اندازهای که روزه باعث ناراحتی دل مردم شد، با آمدن عید، همه درونها شاد و خوشحال شدند.
عید آمدن و رفتن روزه شده توأمچون آمد فروردین با رفتن اسفند
هوش مصنوعی: عید آمد و روزه ی خیال و آرزوها به پایان رسید، همانطور که فروردین با رفتن اسفند به وجود میآید.
هین جام می آرید و بنوشید به گلزارای روزه گشایان هله در پرده گنه چند
هوش مصنوعی: بیایید جام می بیاورید و در باغ بنوشید، ای کسانی که روزهها را میشکنید، بیایید در پس پرده گناه چه کسی را میخواهید محدود کنید؟
دیگر نکند روزه خوران را شه کیفردیگر ندهد واعظ از خوردن می پند
هوش مصنوعی: دیگر برای روزهخواران مجازاتی از سوی پادشاه وجود ندارد و واعظ نیز از نوشیدن شراب نصیحتی به آنها نمیکند.
آنانکه بدین حق کردند جسارتروزه بگشودند و بجستند از این بند
هوش مصنوعی: آن کسانی که به حقیقت و اصول درست جامعه بیاحترامی کردند، در روزه خود را گشودند و از این قید و بند رهایی جستند.
دیدی تو که فرمان ولیعهد چسانشاندو گوش همی سفت و دل از غم بپراکند
هوش مصنوعی: آیا متوجه شدی که چطور فرمان ولیعهد باعث شد که آنها گوشها را تیز کردند و دلشان را از غم خالی کردند؟
آن به که بسنبند بفرمان ولیعهدگوشی که بنیوشد فرمان خداوند
هوش مصنوعی: بهتر است که انسان از کسی پیروی کند که دارای مقامی بالا و قابل احترام است، چرا که این پیروی میتواند به درک بهتر دستورات الهی و پیروی از آنها منجر شود.
با حکم خدا گوش رعیت ببرد شاههر چند رعیت بملک باشد فرزند
هوش مصنوعی: با اراده خداوند، در صورتی که شاه بخواهد، میتواند حقوق مردم را نادیده بگیرد، حتی اگر آن مردم فرزند پادشاه باشند.
فرزند چو از دین گذرد دشمن جان استور پیرو دین است بود همچو جگر بند
هوش مصنوعی: وقتی فرزند از اصول دین و اعتقاداتش دور شود، تبدیل به دشمنی خطرناک میشود. اما اگر به دین پایبند باشد، مانند جگر است که از آن محافظت میشود.
چون دیده شود تیره ببایست کشی میلدندان چو کند درد ببایست ز بن کند
هوش مصنوعی: هرگاه که در زندگی با مشکل یا درد مواجه شوی، باید با شجاعت و اراده آن را تحمل کنی و به حل آن فکر کنی. وقتی چشمانت به تیرگی و سختی مینگرد، باید با قدرت و تصمیم به جلو بروی و از ریشه آن مشکل فرار کنی.
زان مؤمن قرآن که بقرآن نکند کاربس خوبترستی بر من پیرو پازند
هوش مصنوعی: از آن مؤمن که با قرآن عمل نمیکند، بهتر است که من پیرو برزندگان باشم.
من بر تو دعا کردم زین کار که کردیای شاه جوان بخت باقبال تو سوگند
هوش مصنوعی: من برایت دعا کردم به خاطر کاری که کردی، ای شاه با شانس و بخت جوان، که به آن سوگند میخورم.
انصاف دهم من که ملک چون تو ببایدبا رأفت و با هیبت و دانا و خردمند
هوش مصنوعی: به اعتقاد من، برای کسی مثل تو که برای حکومت مناسب است، باید ویژگیهایی چون مهربانی، احترام و دانش و خردمندی وجود داشته باشد.
تو روی بدین داری و دیان مهیمندولت دهدت تا بجهان گردی خورسند
هوش مصنوعی: تو رویی داری که زیباییاش بر همگان روشن است و خداوند مهربان به تو نعمت و دولت میدهد، تا در دنیا خوشبخت و راضی باشی.
شه چون تو سزد عادل و دین دار و خداجویبا عقل به پیمان درو با شرع و پیوند
هوش مصنوعی: شایسته است که شاهی مانند تو عادل، دیندار و خداجو باشد و با اندیشه و درک خود، به پیمانها و اصول دین پایبند بماند.
برخیز سپندی پی دفع نظر بدبر چهره این شاه همی سوزان اسپند
هوش مصنوعی: برخیز و اسپند را برای دور کردن چشم زخم بر چهره این شاه بسوزان.
کاین شاه ندارد بجهان تالی و ثانیوین شاه ندارد بزمین همسر و مانند
هوش مصنوعی: این پادشاه در جهان همتایی ندارد و هیچ کس مانند او در زمین وجود ندارد.
این شاه بتأیید خداوند براندلشکر بدرچین ز بخارا و سمرقند
هوش مصنوعی: این پادشاه به تأیید خداوند، سپاهش را از بخارا و سمرقند جمعآوری کرده است.
با روم و حبش آن کند این شاه که بنمودچنگیز بخوارزم و حذیفه بنهاوند
هوش مصنوعی: این پادشاه به گونهای عمل میکند که نشاندهنده قدرت و تسلط او بر سرزمینها و ملتهاست، همانطور که چنگیز بر خوارزم و حذیفه بر بنهاوند تسلط داشتند.
می بینم در روم بسی غلغله انداختمی دانم در روس یکی زلزله افکند
هوش مصنوعی: میبینم که در روم شلوغ و هیاهوست و میدانم در روسیه اتفاق بزرگی رخ داده است.
قیصر را افکند همی خواهد از تختخاقان را بربست همی خواهد در بند
هوش مصنوعی: قیصر که در حال حاضر در قدرت است، میخواهد از انجام کارهایش کنارهگیری کند و به نوعی برای خاقان که در حال حاضر در بند است، آزادی فراهم کند.
چونین سزدی شه که بدخواه و نکوخواهاز تیغ بلا بارد و از لطف سخن قند
هوش مصنوعی: شاه تو باید اینطور برسی که دشمنان و دوستان هر دو از بلاهایی که میرسانی میترسند، اما از لطف کلامت شیرینی میچشند.
فرقی که شه ما با نوشروان دارداین است که شه حکم نبی راند او زند
هوش مصنوعی: تفاوتی که پادشاه ما با نوشروان دارد این است که پادشاه ما مانند پیامبر فرمان میدهد و او زندگی میکند.
ای داور دارای قوی رای قوی دلوی خسرو یکتای هنرجوی هنرمند
هوش مصنوعی: ای داور با اندیشه و دل نیرومند، تو همان شاهی هستی که به دنبال هنرمندان و هنرها میگردی.
در عهد تو شد روی زمین پاک ز بیداددر عصرتو گیتی شده بیگانه ز ترفند
هوش مصنوعی: در زمان تو، زمین از ظلم و ستم پاک شده و در دوران تو، دنیا به نزدیکی و همبستگی بیشتری رسیده است.
سر تا پا عقل و هنر و دانشی و هوشپا تا سر فضل و کرم و حکمتی و پند
هوش مصنوعی: تو شمایلی از عقل و هنر و دانش هستی و در تمامی وجودت هوش و ذکاوت به چشم میخورد. از سر تا پا پر از فضائل و کرامت و حکمت و پند و اندرز برای دیگران میباشی.
در کفه حلم تو گر الوند گذارندحلم تو گران است و سبک باشد الوند
هوش مصنوعی: اگر در دل ویژگیهای صبر و بردباری تو را با الوند بسنجند، باید بگویم که صبر تو بسیار گرانبها و ارزشمند است، در حالی که الوند از نظر ارزش و سنگینی میتواند ناچیز باشد.
با تو دل مردم شده مجموع ولیکناز غیر تو دلهای رعیت بپراکند
هوش مصنوعی: دلها به خاطر تو در کنار هم جمع شدهاند، اما بدون تو، دلهای مردم پراکنده و بیقرار هستند.
بر تو سزد این تخت که زر ریزی بر خلقنه آنکه ز مال فقرا خانه بیاکند
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که تو شایستهی این تخت و مقام هستی، زیرا به دیگران کمک میکنی و ثروت خود را در راه خوبی خرج میکنی، نه اینکه از مال فقرا بهرهبرداری کنی و بر خانهات بیفزایی.
هنگام سخن نیک بدانی چه و چون لیکدر موقع ایثار نه چون دانی و نه چند
هوش مصنوعی: زمانی که صحبت از خوبی و بدی میشود، به خوبی میدانی چه بگویی و چگونه بیان کنی؛ اما وقتی پای فداکاری و ایثار به میان میآید، نه تنها نمیدانی چه باید کنی، بلکه نمیدانی چه مقدار از خود گذشتهات را باید تقديم کنی.
بدخواه تو در چاه اسیر آمده چونانزندانی افریدون در کوه دماوند
هوش مصنوعی: دشمن تو همچون زندانی، در دام افتاده است، همانطور که افریدون در دماوند به بند کشیده شده بود.
تا زلف بتان مشک فشاند گه جنبشتا لعل بتان شهد چشاند بشکرخند
هوش مصنوعی: زمانی که زیباییهای معشوقان با ناز و دلربایی خود دل میبرند، لبهای آنان هم چون شهد شیرین مزه میشود و در کنار آن لبخندهای شیرین حضورشان، شادی و زیبایی بیشتری را به ارمغان میآورد.
در دامن گلزار همی پوی و همی چمبا لعبت فرخار همی گوی و همی خند
هوش مصنوعی: در باغ گل در حال رفت و آمد هستی و با محبوب خود به خوشگفتاری و خندیدن مشغولی.
پشت و سر بدخواه همی در و همی کوبجان و تن بدگوی همی گیر و همی بند
هوش مصنوعی: دشمنان را از پشت و جلو هدف قرار بده و به آنها ضربه بزن. جان و بدگویی را از خود دور کن و آنها را در اختیار بگیر و محدود کن.
یارب بجز این سلطان در ملک تو مگماریا رب بجز این شاه تو در گیتی مپسند
هوش مصنوعی: ای خدای من، جز این سلطان را در این سرزمین قرار نده و جز این شاه را در جهان نپسند.
این بیت بدان بحر و بدان قافیه گفتمکاورده ابونصر مرآن مرد خردمند
هوش مصنوعی: من این شعر را در آن دریا و این قافیه سرودم، که به دست ابونصر، آن مرد بزرگ و خردمند مطرح شده است.
بونصر دریغا ز جهان رفت و دگر باریک شاعر ناید که باو باشد مانند
هوش مصنوعی: بونصر به طرز غمانگیزی از دنیا رفت و دیگر هرگز شاعری مانند او نخواهد آمد.
ز اینجا سفری کرد و ببالاشد از ایراکبا مردم بالاش همی بودی پیوند
هوش مصنوعی: از این جا سفر کرد و به بلندیها رفت، و در ایراک با مردم بلندی ارتباط داشت.
او رفت و بر او جانها محزون شده یک عمراو رفت و بر او دلها پرخون شده یکچند
هوش مصنوعی: او رفت و جانها به خاطر او دلتنگ و غمناک شدند. یک عمر او رفت و دلها به خاطر او پر از غم و درد شدند.
ای کاش که بودی و ز مداحی این شاهمیکاشت در این باغ یکی شاخ برومند
هوش مصنوعی: کاش تو اینجا بودی تا برای این شاه مدح و ستایش میگفتم و در این باغ، درختی تنومند میکاشتم.
وین شاعرکان را همه بر خاک فشاندیچونانکه بتان را علی از طاق بیفکند
هوش مصنوعی: تو همه شاعران را بر زمین انداختی، همانطور که علی بتها را از بلندای طاق پایین آورد.
این مطلع ازان مرد حکیم است که امروزاز روز وفاتش گذرد پنج مه و اند
هوش مصنوعی: این مطلع از یک حکیم بزرگ است که امروز پنج ماه و چند روز از مرگ او میگذرد.
زردشت که آتش را بستاید در زندز آن است که بامی بفروغ است همانند
هوش مصنوعی: زردشت که آتش را ستایش میکند، به این دلیل است که آتش مانند بام خانهای است که نور و روشنی را به ارمغان میآورد.