شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استاد
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس ناتوانی و بیاعتنایی وزارت عدلیه نسبت به خود اشاره دارد. او خود را فردی بیخطر و بدون سوءاستفاده میداند و بر این باور است که ویژگیهایی چون آرزو برای کار و عدم فساد را داراست. علیرغم اینکه او انسان خوبی است، وزیر عدلیه از او خوشش نمیآید و به نوعی به او سوءظن دارد. در این میان، شاعر بارها به ویژگیهای مثبت خود از جمله هوش، فضیلت و اخلاق اشاره میکند و به این نکته میپردازد که نه تنها او در پی منافع شخصی نیست، بلکه همواره تلاش کرده که آبرو و مال دیگران را حفظ کند.
مرا وزارت عدلیه از نخستین بارندید قابل شفقت نخواند لایق کار
هوش مصنوعی: من از همان ابتدا که به وزارت عدلیه رفتم، هیچگاه به عنوان فردی شایسته و قابل رحم شناخته نشدم و هیچکس مرا لایق این کار ندید.
چرا که فاقد هر شرط و جامع هر خلفبُدَم که آدمیام من نه گرگِ آدمخوار
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که هیچکدام از شرایط بد را ندارم و از لحاظ رفتار هم همچون گرگهای آدمخوار نیستم.
وزیر عدلیه از آدمی نفور بوَدچنان که آدمی از او کند به دشت فرار
هوش مصنوعی: وزیر عدلیه از مردم متنفر بود، به گونهای که مردم از او دوری میکردند و به سمت بیابان میگریختند.
نه پارتی بدم او را من و نه حامل سیمنه بیحمیت و بیشرم بودم و غدّار
هوش مصنوعی: نه من اهل فساد و پارتی بازی هستم، نه به دنبال مال و ثروت، نه بی غیرت و بی شرم و نه خیانت کار.
نه آبروی وطن بردمی نه مال کسانگرفتمی و نه دین دادم از پی دینار
هوش مصنوعی: من نه ناموس کشورم را زیر سوال بردم، نه اموال دیگران را گرفتم و نه برای به دست آوردن ثروت، دینم را به خطر انداختم.
خجسته بودم و باهوش و رای و معنی جفتستوده باشم و با عقل و دین و دانش یار
هوش مصنوعی: من شاداب و باهوش بودم و هدفم این بود که با عقل، دیانت و دانش همراهی کنم.