تناجی
ادیب الممالک فراهانی

شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استاد

مرا وزارت عدلیه از نخستین بارندید قابل شفقت نخواند لایق کار
چرا که فاقد هر شرط و جامع هر خلفبُدَم که آدمی‌ام من نه گرگِ آدم‌خوار
وزیر عدلیه از آدمی نفور بوَدچنان که آدمی از او کند به دشت فرار
نه پارتی بدم او را من و نه حامل سیمنه بی‌حمیت و بی‌شرم بودم و غدّار
نه آبروی وطن بردمی نه مال کسانگرفتمی و نه دین دادم از پی دینار
خجسته بودم و باهوش و رای و معنی جفتستوده باشم و با عقل و دین و دانش یار