شمارهٔ ۱۴۱
هوش مصنوعی: این چکامه در بیست و پنجم محرم سال ۱۳۰۸ هجری در باغ زرنق که متعلق به حاجی میرزا جواد آقای مجتهد تبریزی بود، سروده شده است. در این روز، مهمانان بلندپایهای از جمله امیر نظام و دیگر اعیان شهر حضور داشتند. شاعر این شعر را در حالی که احساس درد میکرد، در مکانی خلوت و منزه در باغ نوشته است. او در این شعر خویش به ستایش جناب مجتهد پرداخته و از زندگی و احوالاتش صحبت میکند.
شاعر به شگفتیهای زندگی و دستاوردهای جناب مجتهد اشاره میکند و به تأثیرات او بر اطرافیان و جامعه اشاره دارد. او به تمجید از جوانی و تازگی روح و جسم مجتهد پس از بهبودی ناگهانیاش میپردازد و همچنین به بستانی جادویی که در آن به سر میبرد، توصیف میکند. مضمونهای کلیدی شعر شامل ستایش علم، دانش، و فضیلت جناب مجتهد به همراه تحسینی از نیکیها و صفات اوست.
انتقاداتی به نحوه زندگی انسانها و یادآوری ارزشهای معنوی و اخلاقی نیز در این شعر به چشم میخورد. شاعر در نهایت بیان میکند که از جوانب دینی و علمی به جناب مجتهد نیازمند است و او را بهترین مرجع مأخذ دارد.
این چکامه را در بیست و پنجم محرم یکهزار و سیصد و هشت در باغ زرنق ملک جناب مستطاب حجة الاسلام حاجی میرزا جواد آقای مجتهد تبریزی سلمه الله تعالی ساختم در اینروز جناب مستطاب اجل امیر نظام دام اجلاله با جناب ساعدالملک و نواب نصرة الدوله و جناب مستطاب نظام العلماء و عمدء الامراء مؤتمن نظام و جناب بیگلربیگی و معدودی از اعیان شهر مهمان جناب مجتهد بودند من بنده را هم جناب اجل اشاره آمدن فرمودند و روز دیگر مأمور بگفتن این قصیده شدم و در حینی که درد دلم عارض شده در خیمه وسط باغ که مقامی منزه و خلوت بود رفته در یکساعت و اند دقیقه این ابیات بساختم و بیاوردم و این ایام روزگاری بود که ایزد تعالی جناب مجتهد را حیاتی نو بخشیده بود بعد از آنکه روزگار دراز در بستر خفته و طبیبانش آیت نومیدی گفته بودند سالش نیز از هفتاد گذشته.
هوش مصنوعی: در بیست و پنجم محرم سال 1308 هجری شمسی، در باغ زرنق، در حضور حاجی میرزا جواد آقای مجتهد تبریزی، این چکامه را سرودم. در آن روز، امیر نظام و چندین شخصیت برجسته دیگر مهمان ایشان بودند. من نیز به دعوت امیر نظام به آن جمع پیوستم. روز بعد، مأمور شدم که این قصیده را بخوانم. در حالی که دلم از درد پر بود، در خیمهای که در وسط باغ قرار داشت و فضایی آرام و خلسهانگیز داشت، نشستم و در مدت بیش از یک ساعت، این ابیات را نوشتم و تقدیم کردم. این ایام، زمانی بود که خداوند به مجتهد حیات تازهای بخشیده بود؛ چرا که او سالها در بستر بیماری خوابیده بود و پزشکان به او امیدی نداشتهاند، و سن او نیز از هفتاد سال گذشته بود.
بکام یا نه بکام ار رود مرا گیتیدلم ز گردش او فارغ است و مستغنی
هوش مصنوعی: اگر دنیا به کامم باشد یا نباشد، فرقی نمیکند؛ دل من از چرخشهای آن آسوده و بینیاز است.
غنا و عزت گیتی چه حاجت است مراکه هم ز عقل عزیزم هم از کمال غنی
هوش مصنوعی: من به غنا و عزت دنیا نیازی ندارم، زیرا هم از نظر عقل و هم از لحاظ کمال، غنی و دارا هستم.
نگار دلکش بختم ز عقل جسته حللعروس مهوش طبعم ز فکر بسته حلی
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی دلنشین من، فراتر از عقل و درک است، مانند لباسی زیبا و زینتی بر تن عروسی که دل را میرباید. احساسات من از اندیشههایم دور شده و زیبایی و جذابیت او را در خود گرفته است.
به نامه اختر ریزم به هر صباح و مساز خامه گوهر بیزم به هر غدو و عشی
هوش مصنوعی: هر روز صبح و شام برای دلبرم نامهای مینویسم و از قلمم، جوهر عشق جاری میسازم.
الا کجایند آن شاعران که هر شب و روزگریستندی از دست گردش گیتی
هوش مصنوعی: آیا آن شاعران که همیشه از حوادث و دگرگونیهای دنیا گلهمند بودند، کجایند؟
یکی ز فتنه جادوگر قدر مجنونیکی ز هیبت اهریمن قضا مغشی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر اشاره میکند که یکی از جادوگران باعث ایجاد فتنهها و مشکلاتی میشود، در حالی که دیگری به دلیل وجود قضا و قدر و ترس از نیروهای اهریمنی، دچار حالتی ناآگاهانه و بیحالی میشود. به عبارت دیگر، وضعیت افراد تحت تأثیر عوامل خارجی و نیروهای قدرتمند قرار دارد که موجب غفلت و سردرگمی آنها میشود.
یکی به صحرا از تشنگی گداخته تنیکی ز گرسنگی جان سپرده در وادی
هوش مصنوعی: یک نفر در بیابان به خاطر تشنگی به شدت رنج میکشد و دچار درد میشود و نفر دیگر در یک منطقه به خاطر گرسنگی جان خود را از دست میدهد.
یکی فشاندی گوهر ز دست دانش خویشیکی نمودی افغان ز روزگار دنی
هوش مصنوعی: یکی از تو دانشی به تاراج دنیا افتاد و دیگری از درد و رنج زندگی شکایت کرد.
کجا شدند که آیند و مر مرا نگرندز حظ دانش و بخت بلند مستوفی
هوش مصنوعی: کجا رفتند کسانی که بیایند و مرا ببینند، از برکت علم و خوش شانسی که دارم.
همی فزاید امروز از دیم گر زانکگذشتگان را امروز کاستی از دی
هوش مصنوعی: امروز بر ارزش و اهمیت چیزها افزوده میشود، زیرا گذشته ما به نسبت امروز از کمبودهایی رنج میبرد.
چنانکه شاید و باید هنر پژوهان رامراست آب گوارا مراست عیش هنئی
هوش مصنوعی: هنرپژوهان باید بتوانند آثار هنری را به گونهای بررسی و تحلیل کنند که لذتی مانند آب شیرین و گوارا برای آنان به همراه داشته باشد.
اگر لبید نبودش لباده در پیکروگر جریر بخورد از گرسنگی جری
هوش مصنوعی: اگر لبید لباس حریر نداشته باشد و اگر جریر از گرسنگی بمیرد، چه تأثیری خواهد داشت؟
مراست لفظ ملیح و مراست شعر بدیعمراست کلک فصیح و مراست طبع جری
هوش مصنوعی: من دارای کلام زیبا و شعر نوآورانهام، همچنین قلمی توانا و ذاتی با استعداد دارم.
بویژه اکنون کاندر ریاض رضوانمبزیر سایه فضل خدایگان رضی
هوش مصنوعی: به خصوص اکنون که در باغهای بهشت زیر سایهی لطف خداوند هستم.
جهان حشمت و گردون اقتدار که هستسنانش قابض ارواح و خامه اش محیی
هوش مصنوعی: در این جهان پر از عظمت و قدرت، وجودی است که روحها را قبض میکند و قلمش زندگیبخش است.
مهین امیر نظام آن خدایگان اجلکه نزد رایش فرهنگ پیر همچو صبی
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی برجسته و قدرتمند اشاره دارد که به عنوان یک امیر و فرمانروا شناخته میشود. او در میان اهل دانش و فرهنگ، مورد احترام و توجه است و حتی افرادی که به سن و سال بیشتری رسیدهاند، در حضور او به مانند کودکی به نظر میرسند. این شخصیت به عنوان یک پیشوای معنوی و اجتماعی، دارای قدرت و نفوذی است که دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد.
کرم کند کف رادش به نیکوان کریماذی دهد سر تیغش بمردمان بذی
هوش مصنوعی: کرم، دستش را به نیکی به روی خوبیها میساید و با سر تیغش به انسانها آسیب میزند.
کجا که دانش او عقل کی بود داناکجا که بخشش او ابر کی بود معطی
هوش مصنوعی: جایی که دانش او مانند عقل است، چگونه ممکن است که شخصی دانا نباشد؟ و جایی که بخشش او مانند ابر است، چگونه ممکن است که کسی بخشنده نباشد؟
سحاب جودش در موقع نوال سریعشرار خشمش در وقت اشتعال بطئی
هوش مصنوعی: باران بخشش او در زمان بخشش سریع و آتش خشم او در زمان خشم، کند است.
به روز دادش بیدادگر بود کسریبه عرصه هنرش بی هنر بود نرسی
هوش مصنوعی: در روز عدالت، کسری (پادشاه) به ظالمی تبدیل شد و در میدان هنر، کسی را یارای رقابت با او نبود.
به نیزه تاند ماهی برآرد از دریابرد بچشمه خورشید و سازدش مشوی
هوش مصنوعی: ماهیتری از دریا به سطح آب میآید و نور خورشید را میگیرد و در عین حال در تلاش است تا خود را به حرکت درآورد.
به نصف ثلث سوم از نخست ماه عربکه ماه عمرم ده شب گذشته بود از سی
هوش مصنوعی: در نیمه از یک سوم از نخستین ماه عرب که در آن زمان از عمرم ده شب گذشته بود، به یاد آورده میشود که 30 شب را سپری کردهام.
مرا به گلشن فردوس و سایه طوبیکشاند خدمت وی حبذا و طوبی لی
هوش مصنوعی: مرا به باغ بهشتی و زیر سایه درخت طوبی بردند، خوشا به حال من و این درخت مبارک!
به باغ خلد شدم در بساحت زرنقهمی بچیدم از آن باغ میوه های جنی
هوش مصنوعی: به باغ بهشتی وارد شدم و در محیط زیبا و دلنشین آن، میوههای خوشطعم و لذیذی را در دست گرفتم.
تبارک الله از آن فر خجسته باغ که هستبهشت در بر صحنش صحیفه مطوی
هوش مصنوعی: خداوند را برکت باد به خاطر آن باغ خوشبو و خوشفر که در میان آن بهشت وجود دارد و در گوشهاش نوشتهای پنهان است.
دو خصلت است در این بوستان که باغ ارماز این دو خصلت دلکش بعید بود و عری
هوش مصنوعی: در این باغ دو ویژگی وجود دارد که باغ ارم به خاطر این دو ویژگی زیبا و دلنشین از آن بیخبر است و خالی از این حسنهاست.
نخست کاین چمن از داد زاد و آن ز ستمو دیگر آنکه ارم شد نهان و این مرئی
هوش مصنوعی: ابتدا این چمن به خاطر بخشش و محبت به وجود آمده و آن دیگر به دلیل ستم و ظلم، و همچنین این بهشت که پنهان است، به وضوح قابل مشاهده نیست.
گر آدم ایدون بوید در این خجسته چمننکردی ایچ نظر سوی میوه منهی
هوش مصنوعی: اگر انسان اینگونه باشد که در این باغ خوشبو بگردد، نباید هیچ نگاهی به میوههای منع شده داشته باشد.
ز شرم دیده نرگس در این همایون باغبرست خروب از بوستان تیم و عدی
هوش مصنوعی: از شرم نرگس که در این باغ زیبا روییده، خروب از بوی خوش بوستان تیم و عدی به وجد آمده است.
همی ببالد در باغ شاخ های جوانهمی بنالد در شاخ بلبل و طوطی
هوش مصنوعی: در باغ، شاخههای جوان با شکوفایی و رشد خود در حال به اهتزاز درآمدن هستند و در عین حال، بلبل و طوطی نیز از آنچه بر سرشان میآید، ناله و گلایه میکنند.
چو نهی کرده پیمبر ز استماع غناءچو لحن خوانده خداوند لحن موسیقی
هوش مصنوعی: اگر پیامبر شنیدن آواز را منع کرده است، باید بدانیم که خداوند هم لحن موسیقی را به خوبی خلق کرده است.
کجا تواند مزمار ساختن بلبلکجا تواند بربط نواختن قمری
هوش مصنوعی: بلبل کجا میتواند آوازهای زیبا بخواند و قمری کجا میتواند نغمههای دلنشین بر سر دهد؟
یکی بتهلیل اندر شود مؤذنیکی به ترتیل اندر همی شود مقری
هوش مصنوعی: یک نفر به اذان گفتن مشغول میشود و دیگری به تلاوت قرآن میپردازد.
چو ابن مالک خواند تذرو الفیهچو بن هشام سرایند بلبلان مغنی
هوش مصنوعی: زمانی که ابن مالک کتابش را بخواند، بلبلان به آوازخوانی مشغول خواهند شد. این به معنای آن است که با تلاوت و یادگیری علم، زیبایی و زندگی تازهای به وجود میآید.
عیان ز شوکه رمان بآنهمه شوکتسهام زرین در کیش پهلوان مکی
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح میبینیم که شخصیت مکی با افتخارات و مقام بلندش، در میان زرق و برق و جلال و شکوهی که به واسطهی داراییهایش دارد، قرار گرفته است. این وضعیت نشاندهندهی اعتباری است که او در دنیای خود دارد و به نوعی داستانی از قدرت و ثروت را نقل میکند.
انارها همه از شاخ واژگون چونانرؤس خصم ز قرپوس عمروبن معدی
هوش مصنوعی: انارها همه به حالتی آویزان و فرو افتاده، مانند سرهای دشمنان، از درخت آویزان هستند.
شجر ببافد توزی سرخ چون جولاهزمین بدوزد کتان سبز چون درزی
هوش مصنوعی: درختی به زیبایی و با رنگ قرمز مانند پرندهای در حال پرواز بافندگی میکند و زمینی که دوزندهای در آن کتان سبز را میدوزد، تصویرگر این است که طبیعت و هنر با هم در ارتباطند و به زیباییها زندگی میبخشند.
بسان موسی گل با عصا و بیضا شدچو ساحران صف نیلوفر از حبال و عصی
هوش مصنوعی: همچون موسی که با عصا و جادوی خود گل را زنده کرد، ساحران نیز با چوب و طناب صفی از نیلوفرها به وجود آوردند.
بگرد خرمن گل خارها دمیده چنانکه شد صفوف شیاطین بحول نارجثی
هوش مصنوعی: در میان مزرعهای که پر از گل و خار شده، مانند صفوف شیاطینی که به دور آتش میچرخند، قدم بزن.
نعوذبالله استغفرالله این تشبیهکسی کند که بود مغزش از خیال تهی
هوش مصنوعی: به خدا پناه میبریم و از او طلب آمرزش میکنیم. این تشبیه به کسی است که فکر و هوش او خالی از اندیشه و درک است.
بباغ خلد شیاطین کجا و نار کجابقلب مؤمن کی راه جسته شرک خفی
هوش مصنوعی: در باغ بهشت شیاطین کجا هستند و آتش کجا؟ در قلب مؤمن، چگونه شرک مخفی راه پیدا میکند؟
بگاه بهمن و دی در پناه این بستانهمیشه روز برد فروردین مه و اردی
هوش مصنوعی: در فصلهای سرد بهمن و دی، در سایه این باغ همواره روزهای فروردین و اردیبهشت خوشایند و دلپذیر است.
در این ریاض برومند شادمان بودمکه شادی الحق اینجا حقیق بود و حری
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا و پر رونق، شاد و خوشحال بودم زیرا واقعاً اینجا شادی حقیقی وجود داشت.
جز این نداشتمی غم که آفتاب کمالهلال وار بدی چند گه نزار و غمی
هوش مصنوعی: جز این درد و اندوهی نداشتم که آفتاب کمال مانند هلال در لحظاتی ناپدید میشود و بر عدم و غم من میافزاید.
جهان حکمت و تقوی سپهر فضل و خردبهار رحمت و بستان معرفت یعنی
هوش مصنوعی: دنیا پر از حکمت و پرهیزگاری است، فضیلت و عقل در آسمان قرار دارند، و رحمتی همچون بهار و باغی از شناخت در آن وجود دارد.
جناب مجتهدالعصر و الزمان که بودکف جوادش فلک وجود را جودی
هوش مصنوعی: شخصیتی برجسته و بزرگوار در زمان خویش وجود دارد که بزرگی و فضیلتش همچون باران، نعمت و برکت برای جهان به ارمغان میآورد.
از آن قبل که بلا خاص دومان ولاستبرای تزکیه نفس آن وجود ز کی
هوش مصنوعی: قبل از آنکه بلا و سختی خاصی به ما برسد و ما را تحت تاثیر قرار دهد، باید برای پاکسازی نفس خود و رشد درونیمان، از وجودی برکتمند و الهی کمک بگیریم.
سپهر بستر گسترد و مهر شد بالینطبیب عاجز گردید و درد مستولی
هوش مصنوعی: آسمان همچون بستر گسترده شده و خورشید مثل بالینی در نظر گرفته میشود. طبیب که قادر به درمان نیست، دچار پریشانی و درد میشود.
ز دستبرد قضا رنگ شنبلید گرفترخش که بودی مانند یاسمین طری
هوش مصنوعی: بر اثر تغییرات سرنوشت، رنگ قامتی مانند یاسمن درخشانش، دچار تغییر و کدری شد و دیگر آن زیبایی و طراوت گذشته را ندارد.
بسان سنبل در تاب و همچو لاله به تبتن چو نسرین وان روی چون گل سوری
هوش مصنوعی: شخصی شبیه به سنبل در حال ناز و کرشمه است و همچون گل لاله دچار داغی و تب است. بدن او مانند نسرین لطیف و درخشان است و چهرهاش همچون گل سرخ زیبا و دلربا به نظر میرسد.
چو از حبیبان برشد خروش ما نصنعهمه طبیبان جستند عذر لاندری
هوش مصنوعی: وقتی که صدای ما از دوستان بلند میشود، تمام پزشکان عذر و بهانه میآورند و نمیدانیم چه کنیم.
سپس خدای شفا داد و جبرئیل امینو ان یکاد بر او خواند و آیت الکرسی
هوش مصنوعی: سپس خداوند او را شفا داد و جبرئیل پیامبر بزرگ را به کمک فرستاد و دعای "ان یکاد" و آیت الکرسی بر او خوانده شد.
دوباره برگ سمن شد لطیف و تازه و تردوباره سرو چمن شد جوان و زفت و قوی
هوش مصنوعی: دوباره برگهای درخت سمن تازه و لطیف شدهاند و دوباره درختان چمن جوان و تنومند و محکم به نظر میرسند.
ببام چرخ درخشنده گشت مهر بلندبه طرف باغ خرامنده گشت سرو سهی
هوش مصنوعی: در آسمان، خورشید در حال تابش و روشن شدن است و به سمت باغ حرکت میکند، در حالی که درخت سرسبز و بلند به آرامی به جنب و جوش درآمده است.
بتازه روئی او تازه گشت دین رسولبه زندگانی او زنده شد ولای علی
هوش مصنوعی: با ورود او به زندگی، دین پیامبر نیز جوان و تازه شد و همچنین ولایت علی دوباره جان تازهای گرفت.
ایا فقیه نبیه و خبیر راد علیمایا مجاز مجیز و بصیر حبر ملی
هوش مصنوعی: آیا فقیه دانشمند و آگاه، حقیقت را میداند؟ آیا کسی که صلاحیت دارد و بصیرت دارد، در کارها دقت میکند؟
تو وارث پدران منی و من بی بهرز فضل آن پدرانی که در زمانه ولی
هوش مصنوعی: تو وارث پدران من هستی و من از دانش و فضیلتی که پدرانم در دوران خود داشتند بیبهرهام.
ولی من از تو نجویم بغیر ارث پدرکه نیست دیده اولاد جز بدست وصی
هوش مصنوعی: من چیزی از تو نمیخواهم جز آنچه که از پدر به ارث بردم، زیرا فرزند هیچ چیزی جز دستنوشته وصی ندارد.
کمال و دین ز تو خواهم نه مال دنیی دونصریح گویم نی با کنایت مطوی
هوش مصنوعی: من از تو کمال و دین میخواهم، نه财富 دنیا که پست و بی ارزش است. این را به روشنی میگویم و با کنایه و اشاره بیان نمیکنم.
رسوم شرع بیاموز مرمرا که بشرعتوئی فقیه و توئی قاضی و توئی مفتی
هوش مصنوعی: به یاد بگیر که قوانین مذهبی را باید به خوبی بشناسی، زیرا تو خود فقیه و قاضی و مفتی هستی.
من از تو باید دین پدر بیاموزممفید باید استاد مرتضی و رضی
هوش مصنوعی: من باید از تو تعلم دین پدر را یاد بگیرم، زیرا استاد مرتضی و رضی برای من بسیار مفید هستند.
شنیده ام که پیمبر همی کند تشبیهمرآل و عترت خود را بفلک نوح نجی
هوش مصنوعی: شنیدهام که پیامبر تشبیه میکند نسل و خانوادهاش را به کشتی نوح.
درست خوانم این گفته را ولی دانمکه همت تو بود بادبان این کشتی
هوش مصنوعی: این جمله را به درستی تفسیر میکنم، اما میدانم که عزیمت و تلاش تو باعث پیشرفت این سفر بوده است.
تو آفتاب و دگر فاضلان دهر سهاتو آسمان و اساتید روزگار ز می
هوش مصنوعی: تو چون خورشید درخشان هستی و دیگر دانشمندان مانند ستارههای کوچک در آسماناند. تو مانند آسمان هستی و معلمان روزگار از تو بهرهمند میشوند.
بر آسمان تفرس توئی همایون بدرببارگاه تقدس توئی سراج مضیئی
هوش مصنوعی: تو همچون پرندهای در آسمان، پُر از نور و جلالی و درگاه تو، مکانی مقدس و تابناک است.
بنص روشن عقلی تو جانشین رسولبحکم محکم شرعی تو نایب مهدی
هوش مصنوعی: با استناد به دلایل روشن عقل، تو جانشین پیامبر هستی و به موجب قوانین ثابت شرعی، نماینده امام مهدی میباشی.
به خشکی اندر کشتی روان کند عزمتبه رغم قائل ان السفینه لا تجری
هوش مصنوعی: به هنگام سختی و چالش، اراده و عزم تو میتواند کشتی را همچنان در حرکت نگه دارد، حتی اگر بعضی بگویند که این کشتی در خشکی به حرکت در نمیآید.
هوی چو بختی مست است و تو به قوت شرعگرفته ای بکف اندر زمام این بختی
هوش مصنوعی: وقتی که بخت آدم در حال ناآگاهی و خوشی است، تو میتوانی با پیروی از اصول و قوانین، به خوبی کنترلش کنی و مسیر زندگیات را هدایت کنی.
تو گر نزار شوی دین ایزد است نزاروگر قوی شوی آیین احمد است قوی
هوش مصنوعی: اگر تو ضعیف و ناتوان شوی، دین خداوند است که تو را رها نکند، و اگر قوی و نیرومند شوی، پیرو آیین پیامبر احمد (ص) خواهی بود.
حساب جود ترا کی کند هزار دبیرعطای دست ترا کی کشد هزار مطی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به لطف و بخشش بیپایان و عظمت دست خدا اشاره میکند. او میگوید که هیچکس نمیتواند به طور دقیق و کامل حساب کند که چقدر نعمت و روزی از سمت خداوند نازل میشود. همچنین، هیچ نویسنده و دبیری نمیتواند بهطور صحیح فهرست و ثبت کند که چه میزان رحمت و عطا از سوی او به مخلوقات داده شده است. به عبارت دیگر، نعمتهای خداوند آنقدر فراوان و بینظیر است که فراتر از قدرت شمارش و توصیف بشر قرار دارد.
الا چو زی باشد اساس قدر جلالهزار سال جلالی باین جلال بزی
هوش مصنوعی: اگر بر اساس کمال و بزرگی زندگی کنی، هزار سال در جلال و عظمت خواهی بود. پس با این جلال زندگی کن.
عدوی جاه ترا طعمه باد در دوزخاز آن طعام که لایسمن و لایغنی
هوش مصنوعی: دشمن تو، خوراکی از باد در جهنم خواهد بود که نه تنها تغذیه کننده نیست، بلکه چیزی به او نمیدهد و فایدهای هم ندارد.