شمارهٔ ۶
هوش مصنوعی: در این شعر، کودکانی در حال گفتگو هستند و یکی از آنها از رفتار معلم خود شکایت میکند و آرزو میکند که او بمیرد تا معلم جدیدی بیاید. دیگری به او میگوید که با مرگ معلم، درسی از دست خواهد رفت و مکتب و آموزش به هم خواهد ریخت. سپس کودکان به برخی از مشکلات و چالشهای ناشی از یادگیری و تحصیل اشاره میکنند و به نوعی از بیحوصلگی و نارضایتی خود میگویند. در نهایت، آنها از بینظمی و عدم رعایت قوانین در یادگیری و تحصیل گلهمندند.
شنیدم کودکی گفتا به همشاگرد خود یارببمیرد این معلم کز جفایش جان ما بر لب
هوش مصنوعی: کودکی به دوستش گفت: ای کاش این معلم که با سختگیریهایش زندگی ما را به زحمت انداخته، بمیرد.
بگفتش سودنی زین کار زیرا دیگری آیدبجایش گر فرج خواهی بگو ای کاشکی امشب
هوش مصنوعی: به او گفت که از این کار گریزان باش، چرا که شخص دیگری به جای تو خواهد آمد. اگر به دنبال رهایی هستی، بگو ای کاش امشب...
شکستی تخته تعلیم و بابا رفتی از دنیابر افتادی الف تا باء و ویران گشتی این مکتب
هوش مصنوعی: تو در دنیای یادگیری و آموزش هنگام رفتن از دنیا، همه چیز را به هم ریختی و به بینظمی دچار شدی؛ از الف تا باء همه چیز نابود شد و این محیط آموزشی و مکتب ویران گشت.
مرو شو لوح قانون تا نخواند مر ترا قاضیمکن انگشت در سوراخ و راحت باش از عقرب
هوش مصنوعی: برو تا وقتی که قاضی تو را داوری نکرده، قاعده و قوانین را نخواند. انگشتت را در حفرهای نکن و از نیش عقرب راحت باش.
مرو در زیر بار عقل و از تکلیف فارغ زیبرآور بیخ صفرا تا نفرساید تنت از تب
هوش مصنوعی: در زیر بار فکر و مسئولیت نرو، بلکه عفت و پاکی را به دست آور تا بدنت تحت تأثیر تب و بیماری قرار نگیرد.
کجا دیوان و دیوانی است از دیوان مگردان رخکجا قانون و قانونی است بی قانون مجنبان لب
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که در هیچ دیوانی نمیتوان با حرکات و رفتار نامنظم و بیقانون، احساس شایستگی و نظم را پیدا کرد. به این معنا که نباید رفتارهایی بیقانون انجام داد، زیرا در چنین حالتی نمیتوان به حقیقت و معنا دست یافت.