شمارهٔ ۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد دیدار معشوقهاش میافتد که آن روز سهشنبه او را به خانهاش دعوت کرده بود. او احساس میکند که این دیدار مرهمی بر دل زخمیاش گذاشته است. با اشاره به گذر زمان، شاعر میگوید که دوشنبه و آدینه به هم تبدیل شدهاند و حالا دیگر نمیداند چه بر سرش آمده است. او به یاد میآورد که از زمان دیدار، معشوقش مانند ماه کامل از او دور شده و در این دو هفته احساساتی متضاد را تجربه کرده، چرا که زیبایی معشوق در دلش خار و در طعم زندگیاش تلخی به همراه داشته است. شاعر در نهایت بیان میکند که جسمش مانند کسی که در عشق مست شده بیمار است و روزهایش چون موهای سیاه و پریشان معشوقش، آشفته و مضطرب میگذرد.
سهشنبه خواند مرا آن صنم به خانه خویشکه مرهمی نهد از راه مهر بر دل ریش
هوش مصنوعی: آن معشوق روز سهشنبه مرا به خانهاش دعوت کرد تا با محبتش دلی شکستهام را درمان کند.
سه شنبه گشت دوشنبه دوشنبه آدینهکنون بینم آدینه را چه آید پیش
هوش مصنوعی: در روز سهشنبه، دوشنبه به پایان رسید و حالا که به آدینه رسیدهام، میخواهم ببینم آدینه چه تاثیری بر من خواهد گذاشت.
از آن زمان که هلال دو هفته یعنی بدرنهفته چهره ز من از دو هفته باشد بیش
هوش مصنوعی: از زمانی که ماه هلالی به شکل کامل درنیامده، من بیش از دو هفته است که چهرهام از او پنهان مانده است.
درین دو هفته بود گل به پیش چشمم خاردرین دو هفته بود نوش در مذاقم نیش
هوش مصنوعی: در این دو هفته، به جای گل و زیبایی، فقط خارها در برابر دیدگانم بودهاند و به جای لذت از نوشیدنی، طعم تلخ و گزندهی نیش را تجربه کردهام.
شدست جسمم چون چشم مست او بیمارشدست روزم چون طرهاش سیاه و پریش
هوش مصنوعی: تنم به زیبایی و جذابیت چشمهای مست او دچار شده و روزگارم مانند موی سیاه و آشفتهاش بیمار و آشفته است.