شمارهٔ ۹۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره دردها و غمهای عاشقانه است. شاعر خود را در حالتی از سختی و حزن تصویر میکند و به حسرت و انتظار برای وصال معشوق اشاره دارد. او به ناتوانی از فرار از مشکلات و سردی زندگی اشاره میکند و از دوری محبوبش مینالد. شاعر همچنین به حال دوستانش که در خوشحالی هستند، حسرت میزند و از آنها میخواهد که او را به یاد بیاورند. در نهایت، او حالت خود را به تشنگی سکندر برای آب حیات تشبیه میکند و میگوید که با وجود ناراحتیها، همچنان به یاد معشوقش است و از عشق واقعی سخن میگوید.
مهر در بیت الشرف شد ما به زندان اندریمماه طالع گشت و ما با نحس کیوان اندریم
هوش مصنوعی: داریم در مکان مقدسی عشق را تجربه میکنیم، اما ما در قید و بند گرفتاریم. در حالی که زمان خوبی برای شروع زندگیامان رقم خورده، به خاطر تاثیرات بد ستارهها در موقعیتی نامطلوب قرار داریم.
غرقه دریای اشگیم از غمش سر تا قدملیک از هجران او در نار سوزان اندریم
هوش مصنوعی: من در دریایی از اشک غوطهورم و از غم او تمام وجودم پر شده است، اما از دوری او در آتش سوزان رنج میکشم.
ای تن آسان مانده در ساحل باستخلاص ماهمتی بگمار کاندر موج طوفان اندریم
هوش مصنوعی: ای کسی که راحتطلبی و فقط در ساحل نشستهای، در تلاش باش و زحمت بکش تا به ما بپیوندی، چرا که ما در میان امواج طوفانی قرار داریم.
پرتوی ای مهر رحمت لطفی ای باد بهارزانکه ما در دست سرمای زمستان اندریم
هوش مصنوعی: ای نور مهر و رحمت، تویی که لطف و خوبی تو همچون وزش باد بهاری است، ما در حال حاضر در چنگال سرمای سخت زمستان گرفتار شدهایم.
ای ز وصل دوستان آسوده در دارالسروریاد کن از ما که در این بیت الاحزان اندریم
هوش مصنوعی: ای کسی که از دیدن دوستان در خوشی و سعادت هستی، به یاد ما باش که در این سرای غم و اندوه قرار داریم.
روزگاری شد که با جمعی پریشان روزگاربسته در زنجیر آن زلف پریشان اندریم
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسید که با گروهی در حال تأمل و ناراحتی، در قید و بند زنجیرهای آن موهای پریشان گرفتار شدیم.
چون سکندر تشنه آب حیاتیم از لبشزین سبب دیری است در ظلمات هجران اندریم
هوش مصنوعی: ما مانند سکندر هستیم که به دنبال آب حیات میگردد و از آنجا که مدت زیادی است در تاریکی جدایی به سر میبریم، تشنه و مستاصل شدهایم.
گرچه می نالیم چون بلبل ز هجرانش مداملیک از یاد رخش در باغ و بستان اندریم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مثل بلبل به خاطر دوری او مدام نالیده و گلهمندیم، اما همچنان تصویر زیبای او را در باغ و بستان با خود داریم و از یاد نمیبریم.
نامسلمانست چشمش ای مسلمانان فغانکاین زمان در دست ترکی نامسلمان اندریم
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، آه چه بسیارند افرادی که با اینکه مسلمان نیستند، به چشم ما میخورد و این روزها ما در هالهای از نامسلمانی قرار داریم.
دیو در خلوتگه ماره ندارد کآشکاربا پریرویان غیبی ، در شبستان اندریم
هوش مصنوعی: در مکانهای خلوت دیو به کسی آسیب نمیزند، زیرا در تاریکی با موجودات غیبی در حال راز و نیاز است.
سرکشی کردیم از فرمان عقل اما بطوعشهریار عشق را گردن بفرمان اندریم
هوش مصنوعی: ما از دستورات عقل سرپیچی کردیم، اما با کمال میل و محبت، تسلیم فرمان عشق هستیم.
از امیری خواستم اسرار پیر عشق راگفت ما با کودکان در یک دبستان اندریم
هوش مصنوعی: از یک امیر خواستم تا رازهای عشق را برایم بگوید، اما او پاسخ داد که ما با کودکان در یک مدرسه هستیم و هنوز در حال یادگیری هستیم.