شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی اهمیت دانایی و فضیلتهای انسانی مانند انفاق و کرم میپردازد. شاعر بیان میکند که انفاق و کرم ناشی از ثروت مادی نیست، بلکه از دل و روح انسانها سرچشمه میگیرد. او تأکید میکند که شمشیر و قلم، هرکدام نماد قدرت و هنر هستند، اما دل آگاه در حقیقت از این ابزارها باارزشتر است. شاعر به سادگی در دین خود اشاره میکند و میگوید که نباید به دروغ و نفاق دامن زده شود. او همچنین به نقد انسانهایی میپردازد که به دنبال منافع شخصی هستند و برای دست یافتن به آن از ظلم و ستم استفاده میکنند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در محضر اهل فن و هنر، سکوت و عدم سخن گفتن میتواند نشانهای از حکمت باشد.
دانایی و تدبیر ز انفاق و کرم بهانفاق و کرم نیز ز دینار و درم به
هوش مصنوعی: علم و تدبیر از بخشش و سخاوت به دست میآید و بخشش و سخاوت نیز از مال و ثروت حاصل میشود.
تا نیک ببخشند و بپوشند و نیوشنددینار و درم در کف اصحاب کرم به
هوش مصنوعی: تا زمانی که نیکوکاران و بخشندگان، پول و ثروت را به دست آورند و از آن به درستی استفاده کنند.
شمشیر و قلم حامی ملکند به تحقیقاما دل بیدار ز شمشیر و قلم به
هوش مصنوعی: شمشیر و قلم برای حمایت از سلطنت ضروری هستند، اما در حقیقت، دل بیدار و هوشیار از تاثیری که این ابزارها دارند، مهمتر است.
در مذهب من ساده دروغی به سزاوارزان راست که باور نشود جز به قسم به
هوش مصنوعی: در باور من، به نظر میرسد که بعضی از دروغها به گونهای هستند که ارزش شنیدن دارند، چرا که غیر از گفتن قسم، قابل قبول نمیباشند.
دستی که پی آز و طمع تیغ ستم آختگر زآن که ببرّند به شمشیر ستم به
هوش مصنوعی: دستهایی که برای طمع و آز به سوی ظلم و ستم میروند، اگر هم با شمشیر ستم از بین بروند، باز هم از عاقبت شوم خود در امان نیستند.
تخم بد نابهره ازین بیش که جنبدگر سقط شود یا که بمیرد به شکم به
هوش مصنوعی: تخم نازایی که به این شکل حرکت کند، اگر سقط شود یا بمیرد، به شکم آسیب میزند.
انگشت خموشی به لب خویش نهادناز آنکه بخایی به لب انگشت ندم به
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برخی افراد برای جلوگیری از صحبت کردن و ابراز نظر، ترجیح میدهند که سکوت کنند، زیرا از عواقب و واکنشهای ناشی از حرف زدن میترسند یا نمیخواهند به خودشان زحمت دهند.
در محضر ارباب هنر همچو امیریگر هیچ نگویی سخن از لا و نعم به
هوش مصنوعی: در حضور انسانهای بزرگ هنر، حتی اگر چیزی نگوئی، همچون یک شخصیت برجسته و مهم به نظر میآمد.