شمارهٔ ۳۲ - شاه و وزیر و گربه دست آموز
هوش مصنوعی: این شعر از مولانا نصیحت میکند که علم و تربیت میتوانند هنر و مهارت را به انسان بیاموزند، ولی سرشت و ذات انسان از تربیت مهمتر است. داستان دربارهی شاه و وزیر است که در مورد قدرت تربیت صحبت میکنند و وزیر تأکید میکند که نمیتوان به تربیت گربهای که ذاتش گربه است، انتظار رفتار آدمی را داشت. در پی این گفتگو، گربهای تربیت میشود که ظاهراً رفتار انسانوار دارد، اما در لحظهای که موش را میبیند، به ذات خود برمیگردد و رفتار جانوری اش را نشان میدهد. شاعر در اینجا به این نکته اشاره میکند که ذات و تربیت نمیتوانند به یکدیگر تبدیل شوند و سرشت آدمی از تربیت مهمتر است. او از داستانهای تاریخی و حکایات نیز برای تأکید بر این پیام استفاده میکند. در نهایت، مولانا از خواننده میخواهد که از چاه طبیعت بیرون بیاید و به مقامهای بالاتر فکری و روحی دست یابد.
شنیده ام که شهی با وزیر خود میگفتکه علم و فضل کلید خزانه هنر است
هوش مصنوعی: روزی شنیدم که پادشاهی با وزیرش درباره علم و دانش صحبت میکرد و میگفت که علم و فضل، راهی به سوی گنجینههای هنر و خلاقیت هستند.
درخت تلخ ز پیوند تربیت در باغبه میوه شکرین جاودانه بارور است
هوش مصنوعی: درختی که از پیوند و تربیت به وجود آمده، در باغ میتواند میوهای شیرین و دائمی به ثمر آورد.
وزیر گفت سرشت ستوده باید از انکبه کور دادن آیینه جهد بی ثمر است
هوش مصنوعی: وزیر گفت که باید ذات و ویژگیهای خوب کسی را در نظر گرفت؛ زیرا تلاش برای نشان دادن واقعیت به کسی که دیدی ندارد، بیفایده است.
مسلم است که هیچ اوستا نیارد ساختبرنده جوهری از آهنی که بدگهر است
هوش مصنوعی: کاملاً واضح است که هیچ کس نمیتواند از یک آهن بیکیفیت، جواهر ارزشمندی بسازد.
چو این شنید ملک در خفا به حاجب گفتمرا بدست تو کاری شگرف در نظر است
هوش مصنوعی: ملک وقتی این را شنید، به حاجب گفت که من در نظر دارم کاری بسیار مهم و شگفتآور را به تو بسپارم.
پی تدارک این کار گربه ای بایدکه بسته بر قدم همت تو نامور است
هوش مصنوعی: برای انجام این کار، نیاز به یک موش است که به پای تلاش و اراده تو وابسته است و در این زمینه مشهور و شناخته شده است.
برفت حاجت و فی الفور گربه ای آوردکه هر که دیدش گفتی نه گربه، شیر نر است
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، حاجت برطرف شد و گربهای به میانسال آورده شد که هر کس آن را میدید فکر میکرد که شیر نر است، نه یک گربه.
ملک به کارکنان گفت کش بیاموزندصنایعی که نهان در طبایع بشر است
هوش مصنوعی: پادشاه به کارمندانش گفت که باید صنعتهایی را بیاموزند که در نهایت در ذات بشر نهفته است.
به یک دو هفته چنان شد که حاضران گفتندیکی ز آدمیان در لباس جانور است
هوش مصنوعی: در مدت چند هفته، به گونهای تغییر کرد که کسانی که او را میدیدند، معتقد شدند که یکی از انسانها در قالب یک حیوان در آمده است.
سپس بخواست شهنشه وزیر را و بگفتببین به جانوری کز بشر بلندتر است
هوش مصنوعی: سپس شاه وزیر خود را فراخواند و گفت که ببین آیا جانوری وجود دارد که از انسان بلندتر باشد.
ببین به گربه که در پیش تخت من برپایستاده شمع به کف از غروب تا سحر است
هوش مصنوعی: به گربهای نگاه کن که در جلوی تخت من ایستاده و شمعی را در دست دارد، از غروب تا صبح نگهبانی میدهد.
رها نموده عنان طبیعت از تعلیمگسسته بند شباهت ز مادر و پدر است
هوش مصنوعی: رهایی از کنترل و محدودیتهای طبیعت، نتیجهی آموزشی است که از پیوندها و شبیهتهای خانوادگی به دست آمده است.
وزیر گفت کلام شه است شاه کلامدل ملوک به فرمان حی دادگر است
هوش مصنوعی: وزیر گفت که سخن فرمانروا، کلامی است که از دل پادشاهان برمیخیزد و به فرمان انسان دانا و عادل است.
ولی به تربیت گربه غره نتوان بودکه چون سرشت مساعد نه، تربیت هدر است
هوش مصنوعی: نمیتوان به تربیت گربهاى مغرور بود، زیرا اگر ذات آن مناسب نباشد، تربیت فایدهای نخواهد داشت.
سرشت تلخ چو دارد درخت اگر آبشز جوی خلد دهی تیره رنگ و تلخ بر است
هوش مصنوعی: اگر درختی ذاتاً تلخ باشد، حتی با بهترین آبها هم نمیتواند شیرین شود و همچنان طعم تلخ و زشتی خواهد داشت.
ملک به پاسخ وی گفت طرح معقولاتقبیح دان چو مخالف به حس و با نظر است
هوش مصنوعی: فرشته در جواب او گفت که تحلیل و بررسی منطقی بعضی از امور ناپسند است، زیرا این کار با حواس و دیدگاههای واقعی انسان در تضاد است.
دلیل عقل اگر بر هوا کند پروازچو شد مخالف حس و نظر شکسته پر است
هوش مصنوعی: اگر دلیل عقل به سمت خواستههای نفسانی پرواز کند، به این معناست که وقتی عقل با حس و نظر در تضاد قرار میگیرد، بسیار آسیبپذیر و شکننده است.
ببین به گربه و صحبت بنه که انکارتدر این قضیه چو انکار ضوء در قمر است
هوش مصنوعی: به رفتار و ویژگیهای گربه دقت کن و دربارهاش سخن بگو، زیرا نادیده گرفتن آنچه در موردش میگویی، همانند انکار روشنایی ماه در شب است.
در این میانه ز سوراخ خانه موشی جستکه گربه موش چو بیند ز هوش بیخبر است
هوش مصنوعی: در اینجا موشی از سوراخ خانهاش بیرون میآید، اما وقتی گربه او را میبیند، موش به قدری ناآگاه و بیخبر است که متوجه خطر نمیشود.
فکند گربه ز کف شمع را و در پی موشدوید هر سو چونانکه خوی جانور است
هوش مصنوعی: گربه شمع را از دست انداخت و به دنبال موش در هر سو دوید، همچنان که طبیعت حیوانات ایجاب میکند.
فتاد شعله آتش ز شمع در ایوانچنانکه گفتی ایوان تنور پر شرر است
هوش مصنوعی: شعلههای آتش از شمع در ایوان افتادند بهگونهای که گویی ایوان مانند تنوری filled with flames شده است.
برهنه پای شد اندر گریز و خاصانشیکی فتاده ز ایوان یکی دوان ز در است
هوش مصنوعی: برهنه پا به سوی فرار رفت و از همراهانش یکی از ایوان به زمین افتاده و دیگری به سمت در در حال دویدن است.
وزیر دامنش اندر گرفت و گفت شهاببین که تربیت بدسرشت بی اثر است
هوش مصنوعی: وزیر دامن خویش را گرفت و گفت: ای شاه، نگاه کن که تربیت نادرست و بیاساس هیچ تأثیری ندارد.
به تربیت نشود گربه آدمی زیراسرشت گربه دگر طبع آدمی دگر است
هوش مصنوعی: اگر گربه را تربیت کنیم، به انسان تبدیل نمیشود؛ چون ذات گربه با طبیعت انسان متفاوت است.
نه زر توان برد از سنگ وآهن و پولادنه آهن آید از آنسر زمین که کان زر است
هوش مصنوعی: هیچ ثروتی نمیتوان از سنگ و آهن به دست آورد و هیچگاه آهن از جایی بهدست نمیآید که منبع طلا وجود ندارد.
کسی شکر زنی بوریا طمع نکندبصورت ارچه نی بوریا چو نیشکر است
هوش مصنوعی: اگر کسی به این فکر کند که از بوریا استفاده کند و به آن طمع ورزد، به اشتباه است، هرچند که ظاهراً شبیه نیشکر است.
حکایت پسر پاره دوز در صف رومطراز صفحه تاریخ و دفتر سیر است
هوش مصنوعی: داستان پسری که پارچهدوزی میکند، در میان وقایع تاریخی و سرگذشتها بهعنوان یک روایت مهم قرار دارد.
در این قضیه به بوزرجمهر، انوشروانبخشم رانده حدیثی که در جهان سمر است
هوش مصنوعی: در این مورد، بوزرجمهر به انوشروان میگوید که داستانی را از دنیا نقل کند که در آن سخن از سمر است.
چه گفت؟ گفت بهنا پاک زاده تکیه مکنکه اصل فتنه و بیخ فساد و کان شر است
هوش مصنوعی: چنین میگوید: فرزند پاک و بیگناه، به این تکیه نکن که سرچشمهی فتنه و فساد است و منبع شر و بدی به شمار میآید.
نعوذبالله اگر سفله ای به جاه رسیدعدوی شهری و دهقان، بلای خشک و تر است
هوش مصنوعی: اگر انسانهای پست و فاقد ارزش به مقام و قدرتی دست پیدا کنند، به دشمنی با مردم شهر و کشاورزان میپردازند و باعث مشکلات و بحرانهایی برای جامعه میشوند.
چو بی وسیله فکرت زمام بخت گرفتپی هلاک بزرگان قوم رهسپر است
هوش مصنوعی: وقتی که فکر بدون راه و وسیلهای، سرنوشت را به دست بگیرد، باعث نابودی بزرگانی از قوم و ملت خواهد شد؛ زیرا در این شرایط، مسیر به سمت تباهی فراهم میشود.
باصل تیره بود تربیت چو نقش بر آبولی بهلوح مصفا چو نقش بر حجر است
هوش مصنوعی: تربیت در ابتدا و به ظاهر میتواند ناپایدار و بیاثر باشد، مثل نقشی که بر روی آب میماند و سریعاً محو میشود. اما وقتی که این تربیت به خوب و با کیفیت تبدیل شود، مانند نقشی است که بر روی سنگ باقی میماند و همیشگی است.
براه مروْ، چه خوش گفت کاروان سالارکه استر ارچه چو اسبست از نتاج خر است
هوش مصنوعی: در مسیر پیش نرو، زیرا رهبر کاروان به درستی گفت که هرچند الاغ شبیه اسب است، اما در اصل از نسل خر است.
اگر چو گاو خران را دو شاخ تیز بدیسرین هیچکس از زخم نابکار، نرست
هوش مصنوعی: اگر به خران دو شاخ تیز بدهی، هیچکس از زخم بدکاران نجات نخواهد یافت.
تو ای به چاه طبیعت فتاده یوسف واربیا که تاج ملوکت در انتظار سر است
هوش مصنوعی: ای کسی که در چاهِ طبیعت گرفتار شدهای، مثل یوسف بیایید؛ زیرا تاج سلطنتات در انتظار توست.
برآ ز چاه طبیعت که با چنین مالکبه مصرِ عالمِ فوق الطبیعتت سفر است
هوش مصنوعی: از چاه طبیعت بیرون بیا، چون با چنین صاحباختیاری، سفر به سرزمین عالم ماوراء طبیعت برایت ممکن است.
درون مهد طبیعت غنوده ای شب و روزدلائلت همه ذوق است و سمع یا بصر است
هوش مصنوعی: تو در آغوش طبیعت آرام گرفتهای و در هر لحظه، دلیل شادابیات حس کردن و شنیدن یا دیدن است.
طبیعت این در و پیکر بههم چنان پیوستکه خود تو گوئی استاد هر درودگر است
هوش مصنوعی: این بدن و ساختار بههم پیوند خوردهاند بهگونهای که گویی هر بخش آن توسط بهترین سازنده طراحی و ساخته شده است.
ز ماوراء طبیعت خبر نداری هیچدرون خانه چه داند کسی که پشت در است
هوش مصنوعی: هیچ چیز از آنچه در دنیای فراتر از طبیعت وجود دارد نمیدانی. کسی که در خارج از خانه است، چگونه میتواند از آنچه درون خانه میگذرد باخبر باشد؟