شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به سوگ سپهسالار اعظم میپردازد و بیان میکند که مرگ او نهتنها بر دل شاه اثر گذاشته، بلکه بر دل مردم ایران نیز داغی عمیق ایجاد کرده است. این داغ به اندازهای بزرگ است که فرزندان ایران را گمگشته و هنر آنها را افزایش میدهد. در نهایت، از آسمان هم میخواهد که به حال و روز این اوضاع گریه کند و اشک بریزد.
سپه را گاه زاری بر سپهسالار اعظم شدکه از سوگش دل شه خسته و پشت سپه خم شد
هوش مصنوعی: زمانی سپاه برای فرمانده بزرگ خود به شدت ناله و گریه کردند، به گونهای که غم و اندوه او باعث شد دل شاه ناراحت و حال سپاه بسیار نزار شود.
نه یک تن کم شد از ایران که مانا صد هزاران تنکه هر یک بر هزاران تن فزود اندر هنر گم شد
هوش مصنوعی: از ایران یک نفر هم کم نشد، اما گنجینهای از هنر و استعدادها وجود دارد که هر کدام از آنها به تنهایی میتوانند به هزاران نفر دیگر اضافه شوند و در این زمینه شکوفا شوند.
بنال ای چرخ بازاری و کن اشک از بصر جاریکه از مرگ برادر داغ بر دل صدر اعظم شد
هوش مصنوعی: ای گردونه روزگار، ناله کن و اشکهایت را بریز، زیرا برادر مرده و این داغ بر دل صدر اعظم سنگینی میکند.