شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این متن دربارهٔ عواطف و آرزوهای شاعر است. او بیان میکند که حتی اگر مشکلات بسیاری در زندگیاش وجود داشته باشد (همچون بارش کوهها بر دلش)، همچنان از هنر و خلاقیت خود بهره میگیرد و میتواند بر سختیها غلبه کند. او همچنین به یاد روزگار تلخ و دردهایی که در دل دارد اشاره میکند، اما در عین حال میگوید که اگر بخت و اقبال به او روی بیاورد، میتواند مشکلات را پشت سر بگذارد. در نهایت، او خود را در هر جمع و محفل و هر جا که باشد، به عنوان یک رهبری و سالار میبیند.
گر آسمان به دلم صد کوه بار کنداز نوک خامه خود فرهاد کوهکنم
هوش مصنوعی: اگر آسمان برایم دشواریهای زیادی بیاورد، با قدرت نوشتنم میتوانم آنها را به راحتی پشت سر بگذارم و سختیها را تحمل کنم.
از روزگار سیه خار است در جگرموز نام فرخ شه شهد است در دهنم
هوش مصنوعی: از روزگار تلخ، زخمهایی در دل دارم و نام پادشاه نیکخوی در دهانم شیرین است.
گر بخت یار شود کار استوار شوداین شهد را به مزم و آن خار را بکنم
هوش مصنوعی: اگر شانس و اقبال به یاریام بیاید، همه چیز به خوبی پیش میرود. من این شیرینی را میچشم و از این ناخوشیها رها میشوم.
هر جا که بارگهی است خورشید بارگهمهر جا که انجمنی است سالار انجمنم
هوش مصنوعی: هر کجا که فضای مهم و با ارزشی وجود داشته باشد، من به عنوان نور آنجا قرار دارم و در هر جمعی که تشکیل شود، من رهبری آن جمع را بر عهده دارم.