شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دوری فکر و نادانی مردم اشاره میکند که قادر به تشخیص خوب و بد نیستند. او به مهمانی در خانه پیرمردی میرود و از وضعیت مردم نالان است که نمیدانند چه کسی مقصر و چه کسی نیکوکار است. او به واقعهای در ورامین اشاره میکند که در آن، گرانی موجب رنج مردم شده است و از این که چرا کسی به سن و سال افراد توجه نمیکند و همه را یکسان میبیند، ابراز تعجب میکند. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که شاید این نادانی ناشی از ناآگاهی آنهاست.
شبی در روستا مهمان خود خواندمرا در خانه پیری طاعن السن
هوش مصنوعی: یک شب در روستا، پیرمردی از من پذیرایی کرد و مرا به خانهاش دعوت کرد.
همی گفت ای دریغ از هوش این خلقکه نشناسد مذنب را ز محسن
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که جای تأسف است که مردم نمیتوانند میان کسی که خطا کرده و کسی که نیکی کرده، تفاوت قائل شوند.
گرانی زان فتاد اندر ورامینکه کشتش جمله ارزانی است بر سن
هوش مصنوعی: به خاطر گرانی، محصولاتی که در ورامین به عمل میآید، به آسانی و با قیمت پایین به فروش میرسند.
چرا باری نسوزانند سن رامگر نشنیده اند السن بالسن
هوش مصنوعی: چرا کسی حق ندارد به جوانی آسیب بزند، مگر این که ندانند که سالها تجربه و wisdom با سالخوردگی همراه است؟