شمارهٔ ۱۷۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع گناه و بخشش میپردازد. او خود را گناهکار میداند و از میرم (شخصی با مقام بالا) میخواهد که با نادیده گرفتن گناهانش او را ببخشاید. شاعر به قدرت و خوبیهای میرم اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که او باید اهل عفو و نیکویی باشد. او همچنین به جدایی و خصومتهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که در دل مردم محبت و عشق به خوبیها وجود دارد. در نهایت، شاعر به میرم تأکید میکند که هر کس باید از امکانات و تواناییهای خود برای نیکی بهرهبرداری کند و در راه خدمت به دیگران گام بردارد.
خلق گویندم با بار گنه بر در میرچون دوی هست برون از در دوراندیشی
هوش مصنوعی: مردم میگویند که با بار گناهانت به در خانهام بیا، چون در دویدن باید از در آگاهی و تدبیر دوری کنی.
گفتم ارمیر به جان من مسکین تازدگر دریغ آرم از او، هست ز نادرویشی
هوش مصنوعی: گفتم ای نیکوکار، به جان من بیچاره آسیب نرسان، اگر به او چیزی ببخشم، به خاطر ندانمکاری اوست.
ریگ صحرا را بر جرم من افزونی نیستلیک بخشایش او راست به جرمم بیشی
هوش مصنوعی: در بیابان ریگزارها هر چه بر دل من ببارد و بر گناههایم بیفزاید، با این حال بخشش و رحمت خداوند بر خطاهایم بیشتر است.
عفو او برق و گناه من شرمنده چو ابربرق از ابر پدید است که گیرد پیشی
هوش مصنوعی: عفو و بخشش او مانند برق در آسمان است، و من با گناه خود چون ابری هستم که از برق شرمنده و خجالتزده شدهام، چرا که در برابر عظمت او جایی ندارم.
میر خصم است به بدخواه شهنشاه و مراستبا عدوی شه نه دوستی و نه خویشی
هوش مصنوعی: شخصی که دشمنی میکند، در واقع همدست بدخواهان پادشاه است و من نیز هیچ دوستی یا رابطهای با دشمن پادشاه ندارم.
شه پرست است دل وی نه خود و خویش پرستگرچه باشد بری از بی خودی و بی خویشی
هوش مصنوعی: دل او به عشق و با شور و شوق کسی دیگر میتپد و به خود و جداییهایش چندان اهمیت نمیدهد، هرچند که به ظاهر از خودخواهی و تعلقات دنیوی آزاد است.
به خدا سوگند ای میر که از خجلت تورگ و پی بر تن ماری کندم مونیشی
هوش مصنوعی: به خدا قسم، ای سرور، از شرم تو به حدی رسیدهام که احساس میکنم در بدنم مانند جانداری میلرزد.
ایزدت دست قوی داد و دل روشن پاککه بدان نیکوئی آری و نکو اندیشی
هوش مصنوعی: خداوند به تو نیرویی قوی و دلی روشن و پاک داده است تا با آن خوبی کنی و به اندیشههای نیکو بپردازی.
زین دل و دست محال است بدی زاید و شرنرود کعبه پرست از پی آذر کیشی
هوش مصنوعی: از این دل و دستان، نمیشود که بدی و شر به وجود بیاید. کسی که کعبه را میپرستد، هرگز به دنبال آتشپرستی نخواهد رفت.
میش در جامه گرگان نشود هرگز لیکبارها دیده ام از گرگ بیابان میشی
هوش مصنوعی: در درجات و ویژگیهای ذاتی خود، یک میش هرگز نمیتواند به ویژگیهای یک گرگ تبدیل شود. اما من بارها دیدهام که حتی گرگان بیابان هم در مواقعی میتوانند به شکلی ظاهری شبیه میشها عمل کنند.
فطرت و کیش تو بخشایش و فضل و هنر استتوئی آنکس که نکو فطرت و نیکو کیشی
هوش مصنوعی: تو با ذات و باوری نیکو و فضیلتهایی همچون بخشش و هنر آراسته هستی. تو کسی هستی که فطرت و دینت خوب و ارزشمند است.
به دل و پنجه و نیرو نه ز کبر و جبروتبه دلیران همه غالب ز امیران پیشی
هوش مصنوعی: با دل و قدرت و توانایی، نه با تکبر و سلطه، دلیران بر همه غلبه دارند و از فرمانروایان پیشی میگیرند.
دل تو منبع لطف و دل ما مخزن غمز تو دلجوئی شایان و ز ما دلریشی
هوش مصنوعی: دل تو پر از محبت و مهربانی است و دل ما پر از اندوه و غم. بنابراین، شایسته است که تو از ما دلجویی کنی و ما هم فقط میتوانیم احساس ناامیدی کنیم.
آمدم سوی تو میرا که به پاداش گنهکشیم ور نکشی، می بکشد درویشی
هوش مصنوعی: به سوی تو آمدم ای جان، تا به خاطر خطاهایم پاداش بگیرم. اگر تو مرا نکشی، درویش به سختی خواهد مرد.
ای سپهسالار اینک سپه موت و حیاتتابع تو است که چون گوئی و چون اندیشی
هوش مصنوعی: ای فرمانده، اکنون زندگی و مرگ سپاه به دست توست، که هر آنچه بگویی و هر چه بیندیشی، همینگونه خواهد بود.