شمارهٔ ۱۸۰ - به مستشار عدلیه بالبداهة نگاشته
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نسیم صبح (صبا) میخواهد که در مورد محبوبش به او خبر دهد. او میگوید که صبح به دیدن محبوبش آمده، اما او در غیابش رفته است. شاعر از وزیر خبر میگیرد و میبیند که او نیز در کنار محبوب نیست. در پایان، شاعر تعجب میکند که محبوبش بدون همراهی کسی به کجا رفته است.
ز من ای صبا نهانی تو به مستشار برگوسحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی
هوش مصنوعی: ای نسیم، از من پنهانی به مشورت بگو که من در سحر به کوی تو آمدهام و تو در آن زمان برای شکار رفته بودی.
خبر از وزیر جستم که نبود در رکابتتو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی
هوش مصنوعی: من از وزیر خبر گرفتم که در کنارت نبوده، چون مثل سگی بیفایده در کارهای تو نبوده است.