شمارهٔ ۱ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به وصف بهار و زیباییهای آن میپردازد و تأکید دارد بر شادی و جشن نوروز. شاعر از باغ و گلها و پرندگان سخن میگوید و حس سرزندگی و تازگی که بهار به ارمغان میآورد را وصف میکند. همچنین، شاعر به اهمیت جشن نوروز به عنوان نماد شادی و تجدید حیات در زمین اشاره دارد و از عشقی که به معشوق دارد، سخن میگوید. در مجموع، این شعر زنده و شاداب، حس زندگی، امید و زیباییهای بهار را به تصویر میکشد و بر ضرورت برگزاری جشنها و شکرگزاری بابت نعمتهای زندگی تأکید دارد.
زباغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آیدکلیدباغ ما را ده که فردامان به کار آید
هوش مصنوعی: ای باغبان، بوی خوش بهار از باغ تو به مشام ما میرسد. کلید باغ ما را به ما بده تا فردا بتوانیم از آن استفاده کنیم و به کار بیفتیم.
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آیدتو لختی صبر کن چندانکه قمری بر چنار آید
هوش مصنوعی: فردا افرادی زیادی به دنبال کلید باغ خواهند آمد، تو کمی صبر کن تا زمانی که قمری بر درخت چنار بنشیند.
چواندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آیدترا مهمان ناخوانده بروزی صد هزار آید
هوش مصنوعی: اگر در باغ تو بلبل به دیدار بهار بیاید، تو باید منتظر میهمانان زیادی باشی که ناخواسته و به طور ناگهانی خواهند آمد.
کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آیدچنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید
هوش مصنوعی: اگر گلستانی را پنج یا شش گل بشماری، میدانی که هر کسی بوی یار را از آن احساس میکند.
بهار امسال پنداری همی خوشتر ز پار آیدازین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار آید
هوش مصنوعی: بهار امسال به نظر میرسد که از سال گذشته زیباتر است و فردا که خسرو به شکار بازگردد، این زیبایی حتی بیشتر خواهد شد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر این لیاقت و شایستگی، روزی برای پادشاه در سراسر جهان جشنی برپا باشد و هر روز را مانند نوروز جشن بگیرند.
کنون در زیر هر گلبن قنینه در نماز آیدنبیند کس که از خنده دهان گل فراز آید
هوش مصنوعی: حال در زیر هر درخت گل، عطر دلپذیری وجود دارد، اما هیچکس نمیتواند بفهمد که این خوشحالی و شادمانی از لبان گل به بیرون میریزد.
زهر بادی که برخیزد گلی با می به راز آیدبه چشم عاشق از می تابه می عمری دراز آید
هوش مصنوعی: هر بار که نسیمی می وزد، گلی با شراب به چشم عاشق میآید و این زیبایی از مینوشی، زندگی طولانی و خوشی را به ارمغان میآورد.
به گوش آواز هر مرغی لطیف و طبعساز آیدبه دست می زشادی هر زمان ما را جواز آید
هوش مصنوعی: صدای هر پرندهای نرم و دلنشین است و به ما اجازه میدهد که در هر لحظه از زندگیمان شاد شویم و از آن لذت ببریم.
هوا خوش گردد و بر کوه برف اندر گداز آیدعلمهای بهاری از نشیبی بر فراز آید
هوش مصنوعی: هوا دلپذیر میشود و برف کوهها ذوب میشود، نشانههای بهاری از نواحی پایینتر به سمت بالا میآید.
کنون ما را بدان معشوق سیمین بر نیاز آیدبه شادی عمر بگذاریم اگر معشوق باز آید
هوش مصنوعی: حالا ما به خاطر معشوقهای با چهره زیبا به درخواستش پاسخ میدهیم و عمرمان را با شادی سپری میکنیم، حتی اگر دوباره آن معشوقه برگردد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر شایستگی این جشن و به خاطر اهمیت آن، هر روز در جهان، جشنی همانند نوروز برای پادشاه بر پا باشد.
زمین از خرمی گویی گشاده آسمانستیگشاده آسمان گویی شکفته بوستانستی
هوش مصنوعی: زمین به قدری سرسبز و خرم است که انگار آسمان نیز باز و گشاده شده. آسمان به خاطر این برکت و خرمی گویی که باغی پرگل و شکفته است.
به صحرا لاله پنداری ز بیجاده دهانستیدرخت سبز را گویی هزار آوا زبانستی
هوش مصنوعی: در دل صحرا گل لالهای را تصور کن که از بیراههها روییده، و درخت سبز را همانطور میبینی که گویی صدای فراوانی دارد و میتواند با هزار زبان صحبت کند.
به شب در باغ گویی گل چراغ باغبانستیستاک نسترن گویی بت لاغر میانستی
هوش مصنوعی: در شب، به نظر میرسد که گلها همچون چراغهایی برای باغبان هستند و نسترن، مانند دختری لاغر و زیبا در وسط باغ قرار دارد.
درخت سیب ار گویی ز دیبا طیلسانستیجهان گویی همه پر وشّی و پر پرنیانستی
هوش مصنوعی: اگر بگویی درخت سیب مانند پارچهای زیبا و رنگین است، گویا تمام جهان پر از زرق و برق و تزیینات است.
مرا دل گر نه اندر دست آن نامهربانستیبه دو دستم بشادی بر، می چون ارغوانستی
هوش مصنوعی: اگر دل من در دست آن بیرحم نیست، با دو دستم خوشحال میشوم اگر تو همچون گل ارغوانی باشی.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: با این شایستگی، جشن و شادیای برپا شده است که در هر روز از زندگی، مانند روز نوروز، سلطنت و شکوه را در جهان رقم بزند.
دلا باز آی تا با تو غم دیرینه بگسارمحدیثی از تو بنیوشم نصیبی از تو بردارم
هوش مصنوعی: ای دل، بازگرد تا بتوانم غمهای قدیمیام را کنار بگذارم و داستانی از تو بشنوم و بهرهای از وجودت ببرم.
دلا گرمن به آسانی ترا روزی به چنگ آرمچو جان دارم ترا زیرا که بی تو خوارم وزارم
هوش مصنوعی: ای دل، اگر بهراحتی تو را بهدست آورم، چون جانم به تو وابستهام؛ زیرا بدون تو، خوار و زار هستم.
دلا تا تو زمن دوری نه درخوابم نه بیدارمنشان بیدلی پیداست از گفتار و کردارم
هوش مصنوعی: ای دل، زمانی که از من دوری، نه خواب میبینم و نه بیدار میشوم؛ نشانههای دلنگرانی من در حرفها و رفتارم پیدا است.
دلا تا تو زمن دوری ندانم بر چه کردارممرا بینی چنان بینی که من یکساله بیمارم
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که تو از من دوری را نمیدانی، نمیدانم چگونه باید رفتار کنم. تو مرا میبینی، اما به گونهای میبینی که انگار من یک سال است که بیمار هستم.
دلا با تو وفا کردم کزین بیشت نیازارمبیا تا این بهاران را به شادی باتو بگذارم
هوش مصنوعی: ای دل، من با تو صداقت و وفاداری نشان دادم و دیگر از تو چیزی نمیخواهم. بیا تا این بهار زیبا را با شادی و همراهی تو بگذرانم.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: این جشن و شادمانی به خاطر لیاقت و شایستگی ماست و این روز ویژه، هر روزی در جهان، به مانند نوروزی خواهد بود.
چه کرد آن سنگدل باتو به سختی صبر چون کردیچرا یکبارگی خود را چنین خوارو زبون کردی
هوش مصنوعی: چه کار کردی که این سنگدل با تو به طرزی سخت صبر کرده است؟ چرا یک دفعه خودت را اینگونه خوار و ذلیل کردی؟
چنین خو داشتی همواره یا این خو کنون کردیدوبهر از خویشتن بگداختی یک بهره خون کردی
هوش مصنوعی: تو همیشه اینگونه بودی یا اینکه اکنون به این حالت درآمدهای. از خودت جدا شده و یک بخشی از وجودت را از دست دادهای تا احساساتی را که داری، تجربه کنی.
نمودی خوار خود را و مرا چون خود زبون کردیترا هر چند گفتم کم کن این سودا فزون کردی
هوش مصنوعی: تو خود را خوار و کم ارزش نشان دادی و مرا نیز مانند خودت ذلیل کردی. هرچند که بارها به تو گفتم این کار را کم کن، اما تو همیشه این حس ناخوشایند را برای من بیشتر کردی.
نخستم برگراییدی و لختی آزمون کردیچو گفتم هر چه خواهی کن فسار از سر برون کردی
هوش مصنوعی: در ابتدا به من نزدیک شدی و مدتی امتحانم کردی. وقتی گفتم هر کاری که میخواهی انجام بده، بندهایی که مرا محصور کرده بودی را رها کردی.
برفتی جنگجویی را سوی من رهنمون کردیچو گل خندنده گشت ای بت مرا گرینده چون کردی
هوش مصنوعی: رفتی و یک جنگجو را به سمت من آوردی، او مانند گل خندان شده بود، اما ای معشوق، من را چطور به حال گریه انداختی؟
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: در اینجا به شایستگی و لیاقت برگزاری جشنی بزرگ در روزی خاص برای پادشاه اشاره شده است و پیشنهاد میشود که هر روز باید جشن و سروری مانند نوروز در جهان برگزار شود.
ترا گرهمچنین شاید بگوی آن سرو سیمین رابگوی آن سرو سیمین رابگوی آن ماه و پروین را
هوش مصنوعی: اگر تو نیز به خوبی میتوانی، آن سرو زیبا و دوشیزهی نازنین را توصیف کن، بگو دربارهی آن سرو زیبا، همچنین دربارهی آن ماه و ستارههای روشن!
بگو آن توده گل را بگو آن شاخ نسرین رابگو آن فخر خوبان را نگار چین و ماچین را
هوش مصنوعی: به آن دسته گل بگو، به آن شاخهی نسرین بگو، به آن زیبایی که باعث افخار دیگران است، به آن معشوقهی چین و ماچین بگو.
که دل بردی و دعوی کرده ای مرجان شیرین راکم از رویی که بنمایی من مهجور مسکین را
هوش مصنوعی: تو دل مرا بردهای و ادعا میکنی که مانند مرجان شیرین به من نشان میدهی، در حالی که من یک انسان بیچاره و مهجور هستم.
بیا تاشاد بگذاریم ما بستان غزنین رامکن بر من تباه این جشن نوروز خوش آیین را
هوش مصنوعی: بیا تا جشن و شادی را با هم برگزار کنیم و از بستان غزنین لذت ببریم. این جشن نوروز زیبا را خراب نکن.
همی بر تو شفیع آرم ثنای گوهر آگین راثنای میر عالم یوسف بن ناصرالدین را
هوش مصنوعی: من بر تو شفاعت میکنم و ستایش میکنم کسی را که همچون گوهری درخشان است و او را به عنوان بزرگترین شخصیت، یوسف پسر ناصرالدین، میستایم.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: بر اساس شایستگیای که در این جشن وجود دارد، هر روز در جهان باید جشنی همچون نوروز برگزار شود.
نبینی باغ را کز گل چگونه خوب و دلبر شدنبینی راغ را کز لاله چون زیبا و در خور شد
هوش مصنوعی: باغ را نمیبینی که چگونه زیبا و دلربا شده از گلها و لالهها، و زیبایی آن را نمیتوانی درک کنی.
زمین از نقش گوناگون چون دیبای ششتر شدهزار آوای مست اینک به شغل خویشتن در شد
هوش مصنوعی: زمین به خاطر تنوع زیبایش مانند پارچهای شش رنگ به نظر میرسد و اکنون هزاران صدای شاداب و مدهوشکننده شنیده میشود که به کار خود مشغول هستند.
تذرو جفت گم کرده کنون با جفت همبر شدجهان چون خانه پر بت شد و نوروز بتگرشد
هوش مصنوعی: جهان اکنون همچون خانهای پر از بت شده و با آمدن نوروز، حالتی شگفتانگیز به خود گرفته است.
... از آن سو، جفتی که گم شده بود، حالا دوباره به هم پیوستهاند.
درخت روداز دیبا و از گوهر توانگر شدگوزن از لاله اندر دشت بابالین و بستر شد
هوش مصنوعی: درختی که با پارچهای نرم پوشیده شده، از ثروت و زیبایی مانند سنگ قیمتی به نظر میرسد. گوزنی که در دشت با گلهای لاله همراه است، بر روی چمن نرم و لطیف استراحت میکند.
زهر بیغوله و باغی نوای مطربی بر شددگر باید شدن ما را کنون کآفاق دیگر شد
هوش مصنوعی: زهر و زشتی محیط و زیبایی باغ، صدای ساز و نوازش به گوش میرسد. اکنون زمان تغییر و تحول فرارسیده است، زیرا جهانی که در آن زندگی میکنیم دگرگون شده است.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی با دو نوروزی
هوش مصنوعی: این بیت به برگزاری جشنی با شکوه اشاره دارد که در آن، قدرت و بزرگی جهان و همچنین شادابی و رونق روزهای نو و تازه جشن گرفته میشود. به نوعی بیانگر این است که هر روز میتواند شبیه روزهای نوروز، مملو از خوشی و شکرگزاری باشد.
می اندر خم همی گوید که یاقوت روان گشتمدرخت ارغوان بشکفت و من چون ارغوان گشتم
هوش مصنوعی: نوشیدنی در جام میگوید که من همچون یاقوت شفاف و درخشان شدم و درخت ارغوان گل داده است، و من نیز مانند آن درخت به زیبایی و شکوه درآمدم.
اگر زین پیش تن بودم کنون پاکیزه جان گشتمبه من شادی کند شادی، که شادی را روان گشتم
هوش مصنوعی: اگر پیش از این، در قید جسم بودم، اکنون روحی پاک و آزاد دارم که به من شادابی میبخشد. این شادی، به دلیل رهاییام از قید و بندها، همچون جانی نو به من زندگی میدهد.
مرا زین پیش دیدستی نگه کن تا چسان گشتمنیم زان سان که من بودم دگر گشتم جوان گشتم
هوش مصنوعی: به من نگاه کن که چگونه تغییر کردهام. دیگر آن کسی که بودم نیستم و جوانتر شدهام.
زخوشرنگی چوگل گشتم ز خوشبویی چو نان گشتمز بیم بادو برف دی به خم اندر نهان گشتم
هوش مصنوعی: من به خاطر رنگ زیبا مانند گل شدم و به خاطر عطر خوش مانند نان شدم. از ترس باد و برف، درون خم پنهان شدم.
بهار آید برون آیم که از وی با امان گشتمروانهارا طرب گشتم طربها را روان گشتم
هوش مصنوعی: بهار که بیاید، از خانه خارج میشوم چون از شادی و لذت آن به وجد آمدهام و روح من سرشار از نشاط شده است.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که با این لیاقت و شایستگی، جشنی بزرگ و باعظمت در هر روز بر پا باشد و روزها به مانند نوروز به شادی و سرور بگذرانند.
می اندرگفتگو آمد پس از گفتار جنگ آمدخم و خمخانه اندر چشم من تاریک و تنگ آمد
هوش مصنوعی: پس از صحبت در مورد جنگ، پنجرهای به روی می گشاید و در ذهن من، فضا سریعا تنگ و تاریک میشود.
به گوش من همی از باغ بانگ نای و چنگ آمدکس ار می خورد بی آواز نی بر سرش سنگ آمد
هوش مصنوعی: به گوش من صدای نای و موسیقی چنگ از باغ میرسد. اگر کسی از می نوشد و صدای نی نمیشنود، بر سر او سنگ میافتد.
مرا باری همه مهر از می بیجاده رنگ آمدزمرد را روان خواهم چواز روی پرنگ آمد
هوش مصنوعی: من به دلیل دلتنگی و محبت، گرفتار شدم و میخواهم به عمق وجودم برسم، چرا که زیبایی و ظرافت به صورتم آمده است.
به خاصه کزهوا شبگیر آواز کلنگ آمدزکاخ میر بانگ رود بو نصر پلنگ آمد
هوش مصنوعی: در غروب، صدای کلنگ مانند نوازی دلپذیر به گوش میرسد و از دور صدای پلنگی که به سمت رودخانه میآید، به وضوح حس میشود.
کنون هر عاشقی کو را می روشن به چنگ آمدبه طرف باغ همدم با نگاری شوخ و شنگ آمد
هوش مصنوعی: اکنون هر عاشقی که به دستش روشنایی آمده، به سوی باغ میرود تا در کنار معشوقی بازیگوش و شاداب باشد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر این شایستگی، جشن و سروری که در این روز برگزار میشود، باید در تمام روزهای جهان، جشنی روشن و شاداب برقرار شود.
ملک یوسف کنون در کاخ خود چون رودزن خواندندیمان را و خوبان را به نزد خویشتن خواند
هوش مصنوعی: یوسف اکنون در کاخ خود نشسته و دوستان و زیباگران را به دور خود جمع کرده و میخواند.
من بیجاده گون خواهد بت سیمین ذقن خواندبتی خواند که اورا شاخ باغ نسترن خواند
هوش مصنوعی: من بدون راه و بیخبر از مسیر، به ستایش محبوبی میپردازم که زیبا و با موهای نقرهای است. او همچون دختری میماند که در باغ نسترن گل میکند و زیباییاش وصفناپذیر است.
گروهی ماهرویان را به خدمت بر چمن خواندنگاری از چگل خواند نگاری از ختن خواند
هوش مصنوعی: دختری زیبا و دلربا، جمعی از دختران خوشروی را به خدمت خود در باغ دعوت کرد و این دیده زیبا از چهرههای مختلف و مناطق گوناگون را به نمایش گذاشت.
ز خوب آیت الکرسی سه ره بر تن به تن خواندمرا گر آرزوش آید میان انجمن خواند
هوش مصنوعی: از زیبایی آیت الکرسی، سه بار بر بدنم خواندی و اگر به آن آرزو داشته باشد، در جمع هم میخواند.
گهی اشعار من خواند گهی ابیات من خواندوگر شیرین سخن گویم مرا شیرین سخن خواند
هوش مصنوعی: گاه کسی اشعار من را میخواند و گاه به ابیات من توجه میکند. اگر هم زبانم شیرین باشد، او هم مرا به عنوان سخنوری شیرین زبان میشناسد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که با شایستگی و بایستگی، هر روز باید جشن و سروری در دنیا برگزار شود و روزی خاص مثل نوروز برای ملتی باشد تا همیشه شاداب و امیدوار باشند.
امیر این گویدم زیرا که او دلها نگه داردبه نزد خویشتن هرکهتری را پایگه دارد
هوش مصنوعی: امیر این را میگوید چون او دلها را در نزد خود نگه میدارد و به هر کسی احترام میگذارد و پایگاه و جایگاه او را معتبر میشمارد.
چه باشد گرچو من مداح در هر شهرو ده داردز مدح اندر نماندهر که از رادی سپه دارد
هوش مصنوعی: اگرچه من در هر شهر و دیاری ستایشگری هستم، اما در موفقیت و پیروزی، هیچ چیز از ستایشهای من باقی نمانده است. هر کس که از رادی سپه برخوردار باشد، به نوعی از این ستایشها بینیاز است.
به نزد میر ابو یعقوب نیک ایمن نگه داردزبهر زایر آوردن به ره برمرد ره دارد
هوش مصنوعی: به نزد میر ابو یعقوب، شخصی به خوبی و اطمینان از زایران مراقبت میکند و آنها را در مسیر همراهی میکند.
عدو را بند و چه دارد ولی را تاج و گه داردهمیشه روز بدخواهان دولت را سیه دارد
هوش مصنوعی: دشمن را زنجیر کن و نگرانی نداشته باش، ولی پادشاه همیشه تاجی بر سر دارد و در زندگی بدخواهان همیشه روزگار تیره و تار است.
نه چاهی را به گه دارد نه گاهی را به چه داردزعفوش بهره ورتر هر که افزون ترگنه دارد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی که ضعف و نقصی دارد، نه در ته چاه گرفتار میشود و نه به خاطر زمان تاخیر و موقعیت بد، دچار مشکل میشود. هر کسی که بیشتر از او احساس گناه و عیب کند، بهرهاش از این ضعف بیشتر خواهد بود. به عبارت دیگر، افرادی که خود را گناهکارتر احساس میکنند، بیشتر از مشکلات و نقاط ضعف خود آسیب میبینند.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: در اثر شایستگی این جشن، هر روز در جهان باید روزی باشد که به مانند نوروز، با شکوه و زیبا جشن بگیریم.
امیرا! باهنر میرا خداوندت معین باداز ایزد بر تن و جانت هزاران آفرین بادا
هوش مصنوعی: ای امیر! امیدوارم خداوند یار و یاور تو باشد و از سوی پروردگار بر روح و جسمت هزاران درود فرستاده شود.
به دست تو همیشه جام و شمشیرو نگین باداکمینه چاکری زان تو بیش از مستعین بادا
هوش مصنوعی: به دست تو همیشه باید جام و شمشیر و نگین باشد، و من همواره خدمتگزار و چاکر تو باشم، بیشتر از هر کسی که خواهان کمک از توست.
کسی کو بر زمین عیب تو جوید در زمین باداهمه شغل تو با نیکان و سالاران دین بادا
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد در زمین عیوب تو را پیدا کند، در واقع خود او در زمین میماند و کارش همین خواهد بود. اما تو باید در کنار نیکان و بزرگانی که دین را ارج مینهند، جایگاه خود را پیدا کنی.
ره آموز تو اندر کارها روح الامین باداهمه ساله چنین بادی همه روزه چنین بادا
هوش مصنوعی: خداوند به تو در کارها، مانند روحالامین الهام دهد و امید است که این وضعیت سال به سال و روز به روز ادامه داشته باشد.
زمانه دشمنت را وقت کین اندر کمین بادازعدل توجهان همواره چون خلد برین بادا
هوش مصنوعی: زمانه دشمن تو را در موقع انتقام در کمین دارد و از نظر عدل خداوند همواره مانند بهشت پایداری خواهد داشت.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادونوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر شایستگی و لیاقت، جشنی برپا شده است که در آن روزی برای پادشاهی، در سراسر جهان هر روز جشنی به مانند نوروز برقرار باشد.
گر از ده فضل تو شاها یکی در آفتابستیهمانا در پرستیدنش هر کس را شتابستی
هوش مصنوعی: اگر یکی از ویژگیهای تو، ای پادشاه، در روشنایی آفتاب باشد، پس هر کسی در ستایش و پرستش آن شتاب خواهد کرد.
ور آن رادی که اندر دست توست اندر سحابستیز بارانش زمین پر گوهر و پر زرّ نابستی
هوش مصنوعی: اگر آن چیزی که در دستان توست، در ابرها باشد، زمین از باران آن پر از جواهر و طلاهای خالص خواهد شد.
ور این پاکی که اندر مذهب توست اندر آبستیبه آب اندر نگه کردن همه مزد و ثوابستی
هوش مصنوعی: اگر این پاکی که در دین تو وجود دارد، به گونهای باشد که در آب جاری نیز میتوان آن را مشاهده کرد، پس تمامی پاداش و خوبیا در همان نگاه کردن به آن است.
ور این آرام کاندر حلم توست اندر ترابستیحدیث زلزله کردن به چشم خلق خوابستی
هوش مصنوعی: اگر این آرامش، ناشی از صبر و بردباری تو باشد، در حالتی که مردم در خواب هستند، نگران زلزله و اتفاقات سختی هستند.
ور این خوشی که اندر خلق توست اندر شرابستیعلاج دردها را چون دعای مستجابستی
هوش مصنوعی: اگر این شادی که در وجود توست در شراب است، پس درمان دردها را مانند دعای مستجاب میدانی.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: این روز به واسطه شایستگیهایش جشن و سرور برپا شود و هر روز در این دنیا، روزی برای جشن و نوروز باشد.
امیرا ! گرجوانمردی به کار آید، جوانمردیوگر مردی همی باید، به مردی در جهان فردی
هوش مصنوعی: ای امیر! جوانمردی و رفتار نیکو در زندگی بسیار مهم است و اگر کسی بخواهد در دنیا به عنوان یک مرد شناخته شود، باید به جوانمردی و شجاعت شأن توجه کند.
همی پاید ز تو رادی همی پوید ز تو مردیخزانه درخروش آمد چو آگه شد که می خوردی
هوش مصنوعی: بیت به این معنی است که گنجینهای ارزشمند از خوبیها و مهربانیها به خاطر تو حفظ میشود و همچنین مردانگی و شجاعت به خاطر تو به پیش میرود. وقتی خبری از تو به گوش میرسد، شادی و سرور در دلها را میافزاید، مخصوصاً وقتی متوجه میشوند که تو در حال خوشگذرانی و لذت بردن هستی.
ز غم بفزاید اندر گونه دینارها زردیبه هر هفته جهانی را بپیمایی وبنوردی
هوش مصنوعی: اگر غم بر دل چیره شود، رنگ روی انسان به زردی میگراید و در هر هفته، گویا جهانی را سفر میکنی و شیوههای گوناگون را تجربه میکنی.
چو گفتی صید خواهم کرد ،کردی و عجب کردیبه صحرا شیر افکندی ز بیشه کرگ آوردی
هوش مصنوعی: وقتی گفتی که قصد شکار داری، واقعاً به خوبی عمل کردي و این شگفتانگیز است که در دشت، شیری را به دام انداختی و از جنگل، کرگدن را به دست آوردی.
بلی شاگرد سلطانی و لیکن نیک شاگردینباید روزگاری دیر کاستاد جهان گردی
هوش مصنوعی: بله، تو شاگرد بزرگی هستی، اما باید بدانید که شاگردی خوب بودن، نیازمند تلاش و کوشش است و نباید به سادگی از آن غافل شد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر این شایستگی، جشنی مناسب و بزرگ لازم است که هر روز در جهان برگزار شود، مانند جشن نوروز.
امیرا ! تابه زین کردی به غزنین اسب تازی رادو پای اندر تکاپو یست گرگانی و رازی را
هوش مصنوعی: ای امیر! وقتی که به زین کردن اسب تازی خود رسیدی، به غزنین میروی. اسب تو دو پا در حرکت و تلاش است، همچون گرگانی و رازی.
اگر زان سو فروتازی تماشا را و بازی رانه شامی رادل اندرتن بماندنه حجازی را
هوش مصنوعی: اگر آن سوی جهان، تماشا و سرگرمی را فراموش کنی و از شامی زرق و برق و جذابیت آن نزدیکیها دور شوی، دیگر اثری از زیباییهای ظاهری نخواهد ماند.
به تک بردی نشیبی را برآوردی فرازی رابر آوردی حقیقی را فروبردی مجازی را
هوش مصنوعی: تو از نشیبها عبور کردی و به بلندیها رسیدی، حقیقت را در دل راه بردی و ظواهر را پشت سر گذاشتی.
امیرا ! کارسازی تو و زینی کارسازی رانیندیشی بلندی را نیندیشی فرازی را
هوش مصنوعی: ای امیر! به این فکر نکن که چگونه میتوانی مشکلات را حل کنی یا بر بلندیها فائق آویی، بلکه بر آنچه در دست داری تمرکز کن.
به مردی شادمان کردی روان میر غازی رابدنی خوشنود کردستی نظام دین تازی را
هوش مصنوعی: تو با شادی و سروری، جان میر غازی را شاد کردی و با بدن خوشحال خود، نظام دین اسلام را تأیید و تقویت نمودی.
بدان شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: بدان که شایسته است هر روز در این جهان جشنی بر پا شود و روزی همچون نوروز برای ملک و مردم برگزار گردد.
طراز جامه شاهان همی بینم به نام توبر اسبان برفکنده خلعتی زین و ستام تو
هوش مصنوعی: من لباسهای زیبا و شاهانه را میبینم که به نام تو بر اسبان آویخته شده و زین و افسار تو را به دوش دارند.
همی ترسند جباران عالم از حسام توستاره از فلک رشوت فرستد زی سهام تو
هوش مصنوعی: جباران و قدرتمندان دنیا از شمشیر تو میترسند، به گونهای که ستارهها از آسمان برای به دست آوردن سهم تو رشوه میدهند.
مه و خورشید را رشک آید ای خسرو ز جام توخطایی کس نیابد هیچگه اندر کلام تو
هوش مصنوعی: ماه و خورشید به زیبایی و نور تو حسادت میکنند. ای خسرو، هیچکس نمیتواند از سخنان تو ایرادی بگیرد و هیچ نقصی در حرفهایت پیدا کند.
نظام عالمی بنهاد یزدان در نظام توبه شکر اندر جهان ماندهست هر کس زیر وام تو
هوش مصنوعی: خداوند نظم و نظامی برای جهان ایجاد کرده است و در این نظام، هر کسی به شکرانهی وجود تو در این دنیا باقی مانده است.
سزد بر مهتران فخر آورد کهتر غلام تومنظم کشور و لشکر بود از انتظام تو
هوش مصنوعی: بزرگان و افراد با اعتبار حق دارند که به خود ببالند، چرا که من، که در زمره افراد پایینتر هستم، به خاطر نظم و سامان دهی تو، کشور و سپاه را به خوبی اداره میکنم.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: با این شایستگی، هر روز باید جشن و شادی در جهان بر پا باشد و نوروز را گرامی بداریم.
کجا اندر جهان میری و سالاری همی بینمز شکر منتت بر گردنش باری همی بینم
هوش مصنوعی: کجا در دنیا میروم و چنین میبینم که سالاری در حال خدمت به من است و از شکرگزاریاش، بار سنگینی بر دوش دارد؟
نه اندرمردمی کردن ترا یاری همی بینمنه جز آزادگی کردن ترا کاری همی بینم
هوش مصنوعی: نمیبینم که بخواهم در کار کمک کردن به تو باشم، و جز این که تو را آزاد و رها ببینم، چیز دیگری در تو نمییابم.
زتو خوبی به جای خلق بسیاری همی بینمکریمی را بر تو تیز بازاری همی بینم
هوش مصنوعی: از تو خوبیهای تو را در میان مردم بسیار میبینم و کریمی را که به خاطر تو در بازار تیز و باهوش شده است، مینگرم.
ز کردار تو هر کس را به گفتاری همی بینمز نیکویی به هر دم از تو کرداری همی بینم
هوش مصنوعی: از رفتار تو هر کسی را به گفتاری میبینم و از خوبیهای تو در هر لحظه، کردارهایی از تو میبینم.
بر دیگر کسان با هر گلی خاری همی بینمترابر جایگه بیخار گلزاری همی بینم
هوش مصنوعی: در میان افراد دیگر، با هر گلی که مشاهده میکنم، تیغ و خار نیز وجود دارد. اما در جایی که خودم هستم، باغی پر از گل بدون خار را میبینم.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: با این شایستگی، جشنی برگزار میشود که شایستهی این روز است. هر روز در جهان، باید برای پادشاهی جشنی برپا شود و نوروزی باشد.
امیرا! بر نتابد پیل خفتان گرانت رازگردان کس به زه کردن نداند مرکمانت را
هوش مصنوعی: ای امیر! هیچ کس نمیتواند بر مرکبی سنگین و ناشناخته سوار شود و آن را کنترل کند، زیرا این کار به مهارت و توانایی خاصی نیاز دارد.
نگه کن تا کمر بینی که چون زیبد میانت رایقین بخردان بنگر که چون ماند گمانت را
هوش مصنوعی: به او نگاه کن تا ببینی که چه شکلی برای تو مناسب است. مطمئن باش که اگر خوب بنگری، درخواهی یافت که افکار و توقعات تو چگونه باقی میمانند.
همی رشوت پذیردجان جباران سنانت راهمی دعوی کند پایندگی بخت جوانت را
هوش مصنوعی: جباران برای دریافت رشوه، قدرت و نفوذ خود را به کار میگیرند و ادعا میکنند که موفقیت و شانس جوانان همیشه پایدار خواهد بود.
چنان خوداده ای بر چیز بخشیدن بیانت راکه در بخشیدن گنجی نرنجاند زبانت را
هوش مصنوعی: به گونهای ادای کلام میکنی که در وقت بخشش چیزی، زبانت آزرده نمیشود.
زمانه آشکارا کرد نتواندنهانت راهمه آسایش و شادی تنت را باد وجانت را
هوش مصنوعی: زمانه به وضوح نشان داد که نمیتواند پنهانیهای تو را در خود نگه دارد؛ تمام آرامش و شادی جسم تو را از تو میبرد و جانت را تحت تاثیر قرار میدهد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: این روز بزرگ و شگفتانگیز، برای جشن گرفتن شایستگیهایی است که در عالم وجود دارد. به همین مناسبت، هر روز برای پادشاهی که در جهان است، جشنی برپا باشد و سال نو فرخندهای فرا برسد.
ترا عار آیدار جز گرد مردی پر جگر گردیکنون معروفی و فردا ازین معروفتر گردی
هوش مصنوعی: اگر از تو خجالت میکشد که فقط به خاطر شجاعت دیگران شناخته شوی، پس باید الآن کاری کنی تا خودت هم معروف و شناختهشده شوی، و این شناخته شدن در آینده از اکنون بیشتر خواهد بود.
تو آن شاهی که اندر صید گرد شیر نر گردیبه میدان گر سالاران بازور و هنر گردی
هوش مصنوعی: تو مانند شاهی هستی که در شکار شیر نر وارد میدان میشوی، حتی اگر سران با قدرت و مهارت باشند.
به نام نیکو ودولت فریدون دگرگردیبه مردی چون پدر گشتی به شاهی چون پدر گردی
هوش مصنوعی: با نام نیک و مقام و ثروت فریدون، تو نیز مانند پدرت به مردی بزرگی خواهی رسید و همانند او به مقام شاهی خواهی نائل آمد.
شه فرخنده پی هستی شه پیروز گر گردیبزرگی را و شاهی را درخت بارور گردی
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی با صفات نیکو و فرخنده باشد، مانند درختی بارور خواهد شد که به مردم و جامعهاش ثمرات خوبی میدهد. بزرگی و شکوه او باعث میشود که همگان از او بهرهمند شوند و بهوسیله او به فراوانی و رشد برسند.
چو اسکندر به پیروزی جهان را گرد بر گردیبه داد و عدل در گیتی چو نوشیروان سمر گردی
هوش مصنوعی: مانند اسکندر که با پیروزی بر جهان، آن را به عدالت و داد اداره کرد، تو نیز باید همانند نوشیروان، در دنیای خود به خوشی و صلاح بپردازی.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: با این شایستگی، هر روز باید جشنی برپا شود و روزی باشد که به اعتلای ملک و به خوشی در جهان بپردازد و نوروزی برای جشن و شادمانی داشته باشیم.
امیرا باش تا سلطان ترا طبل و علم سازدز بهر جنگ بدخواهان ترا خیل و حشم سازد
هوش مصنوعی: ای کسی که امیری، بگذار تا سلطان برای تو عَلَم و طبل به راه بیندازد و برای رویارویی با دشمنان، سپاه و لشکری فراهم کند.
سپاهی از عرب خواهد سپاهی از عجم سازدترا اندر سپهداری مکان روستم سازد
هوش مصنوعی: یک گروه از عرب به پا خواهد خواست و سپاهی از عجم نیز ایجاد خواهد کرد. به تو مقام سپهداری خواهد داد و تو را به مانند رستم قرار خواهد داد.
در آن کشور که تو خواهی ترا باغ ارم سازدچوایوان مداین مر ترا ایوان جم سازد
هوش مصنوعی: در آن سرزمینی که تو بخواهی، باغی زیبا برای تو میسازند و مثل کاخهای تاریخی، شکوه و زیبایی به تو میدهند.
ز بهر خدمتت مردان مرد محتشم سازدزمال خویشتن یک یک ز بهر تو نعم سازد
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، مردان با احترام و شرافت از مال و دارایی خود میگذارند و هر یک به خاطر تو، نیکی و خیر میآفرینند.
به مدح تو عطا بخشد بنام تو درم سازدنه آن خسرو ز فرزندان همی یک خوب کم زد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر انتظاری را ابراز میکند که در سایه نام و عظمت کسی، نیکی و فزونی به او عطا میشود. او با اشاره به اینکه آن کس که شایسته اوست، همواره در میان فرزندانش از خوبی بهرهمند است، نشان میدهد که او برخلاف دیگران، هرگز از خوبیها و زیباییها کاسته نخواهد شد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد ونوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر این شایستگی، باید روزی جشن بزرگ و با شکوهی در دنیا برپا شود که هر روز مثل نوروز باشد.
بسازد کار تو زیرا که شاه کارسازست اوامیر حق شناسست او، شه کهتر نوازست او
هوش مصنوعی: او برای تو کارها را سامان میدهد، چون شاهی که به کارهای بزرگ میپردازد. او امیری است که حق را میشناسد و پادشاهی است که به کوچکترها لطف میکند.
جهان او را ست و ز شاهان گیتی بی نیازست اوخداوند نشیبست اوخداوند فراز ست او
هوش مصنوعی: جهان تحت فرمان اوست و او از پادشاهان دنیا بینیاز است. او صاحب و فرمانروای پایین و بالا است.
گهی کهتر نوازست او گهی دشمن گدازستبه رادی چون سحابست اوبه پاکی چون نماز ست او
هوش مصنوعی: گاهی لطف و محبت میکند و گاهی مثل دشمنان میکُشد. او به مانند ابر است که گاهی باران میبارد و گاهی ناپدید میشود. همچنین او به پاکی و زلالی نماز است.
حجاز او گر ترا بخشد خداوند حجازست اووگر گویی طرازم ده خداوند طراز ست او
هوش مصنوعی: اگر خداوند حجاز (منطقهای در عربستان) را به تو بدهد، او خود حجاز است. و اگر بگویی به من استاندارد بده، خداوند خود آن استاندارد است.
به طاعت خلق را ز ایزد سوی جنت جو از ست اوترا از آشکارا یکدل و پاکیزه رازست او
هوش مصنوعی: برای رضایت و خدمت به مردم، از خداوند طلب بهشت کن. او رازهایش را به شکلی روشن و بدون عیب در دل افرادی که پاک و یکدل هستند، برملا میسازد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر این شایستگی، جشنی بزرگ و با شکوه بر پا شود. هر روز در دنیا باید جشن و نوروزی باشد که بزرگی و عظمت سرزمین را نشان دهد.
دگر نوروز را خیل از در مشکوی بگذاریبه هنجاری که کاری تو گل خودروی بگذاری
هوش مصنوعی: در روز عید نوروز، گروهی از مردم را به شکلی زیبا و با آداب و رسوم خاص به جشن دعوت میکنی، مانند گلی که با دقت و زیبایی خاصی پرورش داده شده است.
وز آن سوخان وزین سورای را یکسوی بگذارینه آنجا رنگ بگذاری نه اینجا بوی بگذاری
هوش مصنوعی: اگر از آن سخن و این جشن دور شوی، نه در آنجا رنگی خواهی دید و نه در اینجا بویی حس خواهی کرد.
قضای تیغها را بر سر بدگوی بگذاریبه نیرو زورمندان را بر و بازوی بگذاری
هوش مصنوعی: بر سر بدگویان، قضا و قدر را میگذاری و مانند نیرویی قوی، بر پیکر و بازو میافزایی.
نه تاب اندر تن شیر نر از نیروی بگذارینه طاقت در روان دشمن بدخوی بگذاری
هوش مصنوعی: نه قدرتی در بدن شیر نر میگذاری که تحمل کند، و نه اجازه میدهی که دشمن بدذات بتواند در روحت نفوذ کند.
کجا چوگان به کف گیری ز کیوان گوی بگذاریبه نیزه موی بشکافی به ناوک روی بگذاری
هوش مصنوعی: در کجا میتوانی مانند کسی با چوب چوگان به میدان بیایی و با قدرت موی کسی را به دو نیم کنی، یا با تیر به چهرهاش آسیب برسانی؟
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک رادر جهان هر روز جشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به واسطه شایستگی و قابلیت، باید جشن و سرور دائمی در دنیا برپا باشد. هر روز، همچون نوروز، فرصتی برای شادی و جشن گرفتن را ایجاد میکند، زیرا باید در هر لحظه از زندگی به شایستگیها و زیباییها توجه کرد.
همی تا بر جهان فضلست فرزندان آدم راچو بر هر چشمه ای، حیوان وبر هر چاه، زمزم را
هوش مصنوعی: فرزندان آدم در دنیا همچون آبشاری هستند که از هر چشمهای بهرهمند میشوند، همانطور که حیوانات از آب چاهها استفاده میکنند.
همی تابرخزان باشد بهی نوروز خرم راچو بر خلدی وبر کرباس دیبار او ملحم را
هوش مصنوعی: خورشید در روز نوروزی که شادابی را به همراه دارد، مانند برگی از بهار است که بر روی فرش زیبایی از گلها و گیاهان قرار گرفته است.
همیشه تابه گیتی شادیی از پی بود غم راچنان چون کز پی هر سور دارد دهر ماتم را
هوش مصنوعی: در جهان، همواره شادی به دنبال غم وجود دارد، همانطور که در هر جشن و سروری، حزن و اندوه نیز ناگزیر حاضر است.
همی تا بر هنرهر جای بستایند رستم راچنان کاندر جهانداری و اندر مرتبت جم را
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از هنر و توانمندی باشد، ستایش رستم را خواهند کرد، درست مثل اینکه در مقام و منزلت، جم نیز مورد احترام است.
مقدم بادی اندر پادشاهی هر مقدم رامطیع خویش گردانیده جباران عالم را
هوش مصنوعی: باد به قدری قدرتمند است که توانسته است به پادشاهی بزرگی وارد شود و هر کسی را که در مسیرش قرار گیرد، به خود متعهد و فرمانبردار کند، حتی ستمگران دنیا را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روزجشنی بادو نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر این شایستگی، جشنی مناسب برپا میشود، روزی که ملک در جهان، هر روز را به جشن و نوروز تبدیل کند.
سپه را پشتبان بادی جهان را پادشا بادیجهان را پادشا بادی طرب را آشنا بادی
هوش مصنوعی: عقاب را پشتیبان باد است و باد، پادشاه جهان را میسازد. همچنین باد، طرب و شادی را نیز میشناسد و آشناست.
امیر کاردان بادی شه فرمانروا بادیعجم را روستم بادی عرب را مرتضا بادی
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای برجستهای از دو شخصیت مهم در تاریخ ایران و عرب میپردازد. امیر کاردان به عنوان یک رهبر توانا و دانا معرفی میشود، و اشاره به این دارد که او قدرت و حکمرانی را در دست دارد. همچنین از دو شخصیت تاریخی دیگر، یعنی رستم که نماد قدرت و شجاعت در فرهنگ ایرانی است و مرتضی که به معنای برگزیده و مقامدار در تاریخ اسلامی شناخته میشود، یاد میشود. در واقع، این بیت برتری و عظمت این شخصیتها را در زمینه جغرافیایی و فرهنگی مشخص میکند.
مخالف را شقا بادی موافق را بقا بادیمعین مؤمنان بادی امید اولیا بادی
هوش مصنوعی: شخصی که در برابر انسانهای خوب و مؤمن قرار دارد، از سر سختی و زشتی رنج خواهد برد. در حالی که کسانی که به انسانهای نیکو و مؤمن نزدیک هستند، تحت حمایت و نعمت قرار میگیرند. همچنین، امید و حمایت در زندگی اولیا و نیکان وجود دارد که به مانند بادهایی برایشان عمل میکند.
خداوند سخن بادی خداوند سخا بادیخداوند نعم بادی خداوند عطا بادی
هوش مصنوعی: خداوند حرف میزند، بخشش میکند، نعمت میدهد و عطا میکند.
شفای هر غمی بادی و دفع هر بلا بادیبزرگی را بقا بادی بقا را منتها بادی
هوش مصنوعی: هر غمی با وزش باد از بین میرود و هر بلا و مشکل با قدرت و بزرگی باد دفع میشود. نیروی باد باید پایدار باشد تا بقا و استمرار را به ارمغان آورد.
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزیملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
هوش مصنوعی: به خاطر شایستگیهایی که دارد، روزانه جشنی برپا میشود و نوروزی است که یادآور بزرگی و شکوه پادشاهی در جهان است.