شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید
هوش مصنوعی: این شعر به تحسین و تقدیر از دوستی و مهربانی یک فرد به نام خواجه سید ستوده هنر میپردازد. شاعر با احساساتی عمیق به دوستش که او را برای مهربانی و سخاوت ستوده است، بشارت میدهد. او از زیباییهای این دوست و صفات عالی او سخن میگوید و تأکید میکند که چنین انسانی کمنظیر است. بر این اساس، شاعر آرزو میکند که این خواجه با قدرت و افتخار در زندگی خود جاودان بماند و برکاتش شامل حال دیگران باشد. در نهایت، شعر به شادی و خوشبختی این شخصیت اشاره میکند و آرزو میکند که ایامش همیشه خوش و فرخنده باشد.
ای دل من ترا بشارت بادکه ترا من بدوست خواهم داد
هوش مصنوعی: ای دل من، خوشحال باش! من به تو وعده میدهم که تو را به کسی که دوستت دارد، تقدیم خواهم کرد.
تو بدو شادمانه ای بجهانشاد باد آنکه توبدویی شاد
هوش مصنوعی: هر که مانند تو به شادمانی و خوشحالی زندگی کند، به دنیا خوشی و شادکامی میآورد.
تا نگویی که مرمرا مفرستکه کسی دل بدوست نفرستاد
هوش مصنوعی: مبادا بگویی که کسی را به سوی من نفرست، چون هیچکس به قلب من نزدیک نمیشود.
دوست از من ترا همی طلبدرو بر دوست هر چه بادا باد
هوش مصنوعی: دوست از من خواسته است که پیش او بروم و هر چه پیش بیاید راضی باشم.
دست و پایش ببوس و مسکن کنزیر آن زلفکان چون شمشاد
هوش مصنوعی: دست و پای او را ببوس و زیر آن موهای زیبا و نرمش را قرار ده، مانند قسمتی که میخواهی از شمشاد محافظت کنی.
تا ز بیداد چشم او برهیاز لب لعل او بیابی داد
هوش مصنوعی: تا وقتی که از ظلم و ستم چشمان او رهایی نیابی، نمیتوانی از زیبایی لبانش چیزی به دست آوری.
زلف او حاجب لبست و لبشنپسندد بهیچکس بیداد
هوش مصنوعی: زلف او همچون حریمی است که لبش را از دیگران پنهان کرده و لب او هیچکس را به خود نمیپسندد.
خاصه بر تو که تو فزون ز عددآفرین های خواجه داری یاد
هوش مصنوعی: خصوصاً بر تو که تو بیشتر از تعداد ستایشهایی که خواجه دارد، یاد و خاطر داری.
خواجه سید ستوده هنرخواجه پاک طبع پاک نژاد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیت و جایگاه والا و شایسته فردی به نام خواجه سید میپردازد. او را به عنوان کسی با هنر و فضیلت توصیف میکند که دارای طبعی پاک و نژادی اصیل و محترم است. به عبارت دیگر، این شخص نه تنها در زمینه هنر و تواناییهایش برجسته است، بلکه از نظر اخلاق و نسل نیز دارای ویژگیهای مثبتی است.
عبد رزاق احمد حسن آنکهیچ مادر چو او کریم نزاد
هوش مصنوعی: عبد رزاق احمد حسن، هیچ مادری مانند او بخشنده و مهربان نیست.
آنکه کافی تر و سخی تر ازوبر بساط زمین قدم ننهاد
هوش مصنوعی: کسی که بر روی زمین قدم گذاشته، سخاوتش از همه بیشتر و کافیتر است.
خوی او خوب و روی چون خو خوبدل او را و دست چون دل راد
هوش مصنوعی: شخصیت او نیکو است و چهرهاش همانند نیکیهایش زیباست. دل او را چون دل رادمردان پاک و دستش هم چون دلش نیکو و بخشنده است.
کافیان جهان همی خواننداز دل پاک خواجه را استاد
هوش مصنوعی: کسانی که در دنیا به دانش و علم مشهورند، با احترام و از صمیم قلب، خواجه را به عنوان استاد میستایند.
بسته هایی گشاده گشت بدوکه ندانست روزگار گشاد
هوش مصنوعی: بستههایی که قبلاً محکم بودند، بهراحتی باز شدند و او نمیدانست که زمان چگونه این تغییر را ایجاد کرده است.
از وزیران چو او یکی ننشستبر بساط جم و بساط قباد
هوش مصنوعی: هیچ یک از وزیران به جایگاههای مهم و با شکوهی که جمشید و قباد داشتهاند نرسیدهاند.
فیلسوفی بسر نداند بردسخنی را که او نهد بنیاد
هوش مصنوعی: فیلسوفی نمیتواند بر سخنی که خود پایهگذار آن بوده است، به درستی نظر دهد یا قضاوت کند.
بسخن گفتن آن ستوده سخننرم گرداند آهن و پولاد
هوش مصنوعی: سخن گفتن زیبا و دلنشین میتواند حتی چیزهای سخت و غیرقابل انعطاف مانند آهن و پولاد را نرم و انعطافپذیر کند.
راد مردان بدو روند همیکو رسد راد مرد را فریاد
هوش مصنوعی: مردان شجاع به او میپیوندند، چنانکه هر کس به مرد شجاع نیاز پیدا کند، او را صدا میزند.
زو تواند بپایگاه رسیدهر که از پایگاه خویش افتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که از موقعیت و جایگاه خود پایین بیفتد، توانایی این را دارد که دوباره به اوج و مقام خود دست یابد.
بس کسا کو بفر دولت اوکار ویران خویش کرد آباد
هوش مصنوعی: بسیار کسان که با کمک او، اوضاع خراب خود را بهبود بخشیدند و زندگیشان را سر و سامان دادند.
خانه او بهشت شد که دروغمگنان را ز غم کنند آزاد
هوش مصنوعی: خانه او به محل آرامش و خوشحالی تبدیل شد، زیرا در آنجا افرادی غمگین به دور از درد و غم زندگی میکنند.
نزد آن خواجه خادمانش راهست پاداش خدمتی هفتاد
هوش مصنوعی: در نزد آن آقا، به خادمانش پاداشی داده میشود که برابر با هفتاد خدمت است.
هیچ شه را چنین وزیر نبودهیچ مادر چنو کریم نزاد
هوش مصنوعی: هیچ شاهی وزیر اینچنینی نداشته و هیچ مادری چنین فرزندی که اینقدر کریم و بزرگوار باشد، نزاده است.
جمع شد نزد او هزار هنرکه بشادی هزار سال زیاد
هوش مصنوعی: در کنار او هزاران هنر و توانایی گرد آمده که به شادی زندگیاش هزار سال افزوده است.
پدر و مادر سخاوت وجودهر دو خوانند خواجه را داماد
هوش مصنوعی: پدر و مادر به بسیار سخاوت و generosity معروف هستند و در واقع، هر دو به عنوان منبع بخشش و سخایی شناخته میشوند که خواجه را همچون دامادی در این موقعیت قرار میدهند.
پیش دو دست او سجود کنندچون مغان پیش آذر خرداد
هوش مصنوعی: دو دست او را میسجده آواز پیش و چون مغان در برابر آتش مقدس آذر خرداد. در اینجا به این معناست که افرادی به شدت در برابر قدرت و مقام او خضوع و فروتنی مینمایند، همانطور که زرتشتیان در برابر آتش مقدس احترام میگذارند.
هر که او معدن کریمی جستبدر کاخ او فرو استاد
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال اصل و ماهیت مهربانی و نیکی باشد، به شکوه و عظمت وجود او پی میبرد و در کنار او قرار میگیرد.
آفتاب کرام خواهد کردلقب او ،خلیفه بغداد
هوش مصنوعی: خورشید بزرگی به او عنوان خواهد داد، خلیفه بغداد.
تا به مرداد گرم گردد آبتا به دی ماه سرد گردد باد
هوش مصنوعی: در ماه مرداد، آب گرم میشود و در دی ماه، باد سرد میوزد.
تا بوقت خزان چودشت شودباغهای چو بتکده نوشاد
هوش مصنوعی: تا وقتی که درختان در فصل پاییز برگهایشان را از دست میدهند، باغها مانند میخانهای پر از شادابی باقی میمانند.
بادل شاد باد چون شیریندشمنش مستمند چون فرهاد
هوش مصنوعی: با دل شاد زندگی کن مانند شیرین و با وجود دلتنگی و ناراحتی مانند فرهاد.
روزگارش خجسته باد وبراومهر گان فرخ و همایون باد
هوش مصنوعی: امیدوارم روزهایش درخشان و خوشی برایش رقم بخورد و محبتها و خوشبختیهای زیادی نصیبش شود.