شمارهٔ ۲۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از محبت و خوشیهایی که در باده و بوسه نهفته است سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که او را شاد کند. شاعر به فسون و جاذبهی معشوق اشاره میکند که باعث شده دلش را به او بسپارد و در ادامه از شخصیتهای بزرگ علمی چون خواجه سید ابوبکر و فخر عالم سخن میگوید و او را بهترین و برترین در علم و دانش توصیف میکند. او تأکید میکند که این شخصیتها بر دلها تأثیر میگذارند و آنها را آزاد از غم میکنند. در نهایت، شاعر از قدرت و خشم معشوق سخن میگوید که بر پایهی دین و اصول اخلاقی استوار است و آرزو میکند که این عید و خوشیها همواره ادامه داشته باشد.
ای پسر گر دل من کرد همی خواهی شاداز پس باده مرا بوسه همی باید داد
هوش مصنوعی: ای پسر، اگر میخواهی دل مرا شاد کنی، باید پس از نوشیدن شراب، مرا ببوسی.
نقل با باده بود باده دهی نقل بدهدیر گاهیست که این رسم نهاد آنکه نهاد
هوش مصنوعی: باده نوشی و نوشیدن شراب یکی از آداب و رسوم دیرینه است. زمان زیادی است که این سنت و رسم از طرف کسی که آن را بنا نهاده، برقرار شده و ادامه دارد.
چند گاهیست که از باده و از بوسه مرانفکندستی بیهوش و نکردستی شاد
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر شراب و بوسه، مرا بیهوش کردهای و شادمان نساختهای.
وقت آن آمد کز باده مرا مست کنیگاه آن آمد کز بوسه مرا بدهی داد
هوش مصنوعی: وقتی فرا رسیده که مرا با شراب شاد کنی و زمانی رسیده که با یک بوسه حقم را به من ببخشی.
گر همی گویی بوس از دگران نیز بخواهتو مرا از دگران برده ای، ای حور نژاد
هوش مصنوعی: اگر میگویی که میتوانی از دیگران نیز بوسه بگیری، تو مرا از دست دیگران گرفتهای، ای دختر حوری!
از کران آمدی و دل بربودی ز میانهیچکس را نفتاد آنچه مرا با تو فتاد
هوش مصنوعی: تو از دوردستها آمدی و دل مرا ربودی، ولی هیچکس آنچه را که بین من و تو اتفاق افتاد، درک نکرد.
چه فسون کردی بر من که به تو دادم دلدل چرا دادم خیره به فسون تو بباد
هوش مصنوعی: به چه جادویی من را جذب کردی که دل خود را به تو دادم؟ چرا این کار را کردم که با نگاهی به جادو و سحرت، دل و جانم را فدای تو کردم؟
دل به تو دادم و دعوی کند اندر دل منخواجه سیدابوبکر که دلشاد زیاد
هوش مصنوعی: دل را به تو سپردم و در درونم کسی به نام خواجه سید ابوبکر ادعا میکند که دلشاد و شاداب است.
خواجه سید ابوبکر حصیری که به فضلدر جهان از پس بوبکر چون او مرد نزاد
هوش مصنوعی: خواجه سید ابوبکر حصیری که در دانش و فضیلت به اندازه ابوبکر، نخستین خلیفه اسلامی، در دنیا کسی مثل او به دنیا نیامده است.
در آن علم که بربست علی بر علمااو گشاده ست و جز او کس نتوانست گشاد
هوش مصنوعی: در دانشی که علی به آن تسلط دارد، دیگران قادر به فهم و باز کردن رازهای آن نیستند و تنها اوست که توانسته به آن دست یابد.
گر نکت گوید و از علم سخن یاد کندبا خرد مردم باید که سخن گیرد یاد
هوش مصنوعی: اگر کسی نکتهای بگوید و علم و دانش را یادآوری کند، باید مردم با خرد و دانایی با او صحبت کنند و توجه کنند.
اگر او هفت سخن با تو بگوید به مثلزان تو را نکته برون آید بیش از هفتاد
هوش مصنوعی: اگر او با تو هفت سخن بگوید، تو میتوانی از آنها بیش از هفتاد نکته برداشت کنی.
سخنانش را بر دیده همی نقش کنندبه پسندان همه بصره و آن بغداد
هوش مصنوعی: سخنان او را همه در بصره و بغداد به خوبی میبینند و در خاطرشان حک میشود.
او کند بر همه احرار دل سلطان گرماو رسد ممتحنان را بر سلطان فریاد
هوش مصنوعی: او به همه آزادگان توجه میکند و دل سلطان را به خود جلب میکند. اگر او به آزمونگران برسد، بر سلطان فریاد میزند.
من یقینم که در این پنجه سال ایچ کسیدر خور نامه او نامه به کس نفرستاد
هوش مصنوعی: من مطمئنم که در این پنجاه سال هیچ کس به اندازه او نامهای برای کسی نفرستاده است.
بر بساط ملک شرق ازو فاضل ترکس ننشست و کسی نیز نخواهد استاد
هوش مصنوعی: در میدان حکومت شرق، هیچ کسی به اندازه او شایسته و برتر نیست و هیچ کس دیگری هم نخواهد بود که به این مقام دست یابد.
پیش سلطان جهان از همه بابی که بودسخن آنست که او گوید و باقی همه باد
هوش مصنوعی: در حضور پادشاه جهان، تنها سخنانی ارزش دارد که او بیان کند و سخنان دیگر بیاهمیت و گذرا هستند.
ملک مشرق سلطان جهاندار بدوهمچنان نازد پیوسته که کسری به قباد
هوش مصنوعی: سلطان مشرق به قدری به خود میبالد و افتخار میکند که مانند کسری به پدرش قباد است.
همه در کوشش آن باشد دایم که کندکار ویران کسان را بر سلطان آباد
هوش مصنوعی: همه همواره در تلاشاند که کار کسی را خراب کرده و به دیگران آسیب برسانند، در حالی که خودشان در زندگی و موقعیت مناسب قرار دارند.
ملک پرویز بچنگ آرد هر کس که زندچنگ در خواجه ما، ورچه بود چون فرهاد
هوش مصنوعی: هر کسی که در مقام ما بخواهد اقدام کند و خود را به چنگ ما نزدیک کند، مانند فرهاد نیست که قدرت و شجاعت خاصی داشته باشد. ملک پرویز (پادشاه داستان) هر کسی را که به درگاه ما بیاید، به آسانی به چنگ میآورد.
ای مبارک سخنی کز سخن طرفه توراد مردان را بر سنگ بروید شمشاد
هوش مصنوعی: ای سخن خوش و خوشایند، که از تو سرچشمه میگیرد و باعث میشود که دلیران و رادمردان به مانند شمشاد بر روی سنگ قد برافرازند.
اندرین دولت صد غمگین دانم که ز غمهمه بر دست و زبان تو شد از بند آزاد
هوش مصنوعی: در این دوران خوشبختی، میدانم که صد نفر غمگین هستند، اما غم آنها به خاطر توست و از این رو تمام غمهایشان از قید و بند آزاد شده است.
کار هر کس بطرازی و بسازی چو نگارچه بکردار نکوی و چه بدان دو کف راد
هوش مصنوعی: هر کسی به شیوه و سبک خاص خود عمل میکند؛ چه در کارهای خوب و چه در کارهای بد.
تو کسانی را استاده ای آنگه که ز بیمبر ایشان زن و فرزند نیارست استاد
هوش مصنوعی: تو افرادی را برگزیدهای که به خاطر ترس، نتوانستهاند زن و فرزندی داشته باشند.
وقت کردار چنینی و چو آشفته شویز آتش خشم تو چون موم گدازد پولاد
هوش مصنوعی: زمانی که به چنین عملهایی مشغول میشوی و از خشم خود به هم میریزی، حالت مانند مومی خواهد بود که از آتش ذوب میشود و هیچ مقاومت و استحکامی ندارد.
خشمگین بودن تو از پی دین باشد و بسکار و کردار تو را بر دین باشد بنیاد
هوش مصنوعی: خشم تو تنها به خاطر دین است و کارها و رفتار تو بر اساس دین بنا شده است.
مرد بیدین را از هیبت تو هش برودگر میان تو و او بادیه باشد هشتاد
هوش مصنوعی: مرد بیدین از حضور تو به شدتی تاثیر میپذیرد که حتی اگر بین شما و او فاصلهای بزرگ وجود داشته باشد، باز هم تحت تأثیر هیبت تو قرار میگیرد.
جاودان زی و همین رسم و همین عادت دارخانه قرمطیان را بفکن لاد از لاد
هوش مصنوعی: همیشه زندگی کن و به همین روش و عادت ادامه بده، خانهی قرمطیان را از بنیاد ویران کن.
تو تن آسای بشادی و ز ترکان بدیعکاخ تو همچو بهشت است و بهار نوشاد
هوش مصنوعی: تو در آرامش و شادی به سر میبری و کاخ تو که با زیبایی ترکها ساخته شده، همچون بهشتی است که در بهار تازه میدرخشد.
تا همی خلق جهان را به جهان عید بودهرگز عیدی که بود بی تو خداوند مباد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا برای مردم عید است، هیچ عیدی که بدون تو باشد خوش یمن نیست.