شمارهٔ ۶۷ - در مدح امیر یوسف سپاهسالار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به پسر خود میگوید که از جنگ و خشونت پرهیز کند و به جای آن، به دوستی و شاد زیستن بپردازد. او تأکید میکند که زندگی پر از درد و رنج است و دلها از جفاها خسته میشوند. شاعر به دوست خود نیز توصیه میکند که یاری مناسب برگزیده و به دوستی احترام بگذارد. او از شجاعت و کارآمدی مردانی که در جنگها به جهاد میپردازند، یاد میکند و به قابلیتها و فضایل افرادی چون میر یوسف اشاره میکند. در پایان، شاعر از آرزوی شادی و موفقیت برای شاه و بزرگان صحبت میکند و بر لزوم برگزاری جشن و خوشی تأکید دارد.
ای پسر! جنگ بنِه، بوسه بیاراین همه جنگ و دُرُشتی به چه کار؟!
هوش مصنوعی: ای پسر! به جای جنگ و درگیری، عشق و محبت را بیاور. این همه خصومت و سختگیری به چه دردی میخورد؟
جنگ یکسو نِه و دلشاد بِزیخویشتن را و مرا رَنجه مَدار
هوش مصنوعی: جنگ به پایان نرسیده و دلشاد کن خودت را و مرا اذیت نکن.
هر دو روزی، سخنی پیش مگیرهر زمان، تازه خویی پیش میار
هوش مصنوعی: به هر دو روز یک حرف تکراری نزن و همواره با رفتار جدید و متفاوتی خودت را معرفی کن.
دل -نگارا!- ز جفا سیر شودبس عزیزا که از این، گردد خوار
هوش مصنوعی: دل عزیز من، از بیوفایی و ظلم خسته میشود. ای عزیز، این بیوفایی باعث میشود که او به ذلت و خواری بیفتد.
نه من ای دوست ترا دیدم و بس،من به بند آمده ام چندین بار
هوش مصنوعی: من فقط تو را دیدم و هیچ چیز دیگری برایم مهم نبود، به همین خاطر بارها به اینجا آمدهام.
چو من -ای دوست- تو را دارم دوست،تو حقِ دوستیِ من بِگُزار
هوش مصنوعی: اگر من تو را دوست دارم، ای دوست، تو هم باید حق دوستی من را رعایت کنی.
یارَکی یافتهای درخورِ خویشجهدِ آن کن که نکو داری یار
هوش مصنوعی: دوست خوب و مناسب خود را پیدا کن و سعی کن به درستی او را نگهداری کنی.
تو چو من یار نیابی بهجهانمن چو تو یابم، هر روز، هزار
هوش مصنوعی: اگر تو مانند من یاری نیابی، من هم در این دنیا همچون تو هر روز هزار بار یار پیدا میکنم.
من اگر خواهم، از بخششِ میرکودکانی خَرَمی همچو نگار
هوش مصنوعی: اگر بخواهم، از بخشش تو میتوانم بچههایی با شادی و زیبایی مانند تصویر تو بسازم.
میر یوسف، پسرِ ناصرِ دینلشکرآرایِ شَهِ شیرشکار
هوش مصنوعی: یوسف، پسر ناصر، فرماندهای از سپاه شاه، همچون شکارچی ماهر در میدان نبرد دیده میشود.
آن نکوطَلعَت و فرخندهامیرآن بهآیین و پسندیدهسوار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک فرد خوش سیما و نیکوکار میپردازد که دارای مقام و ویژگیهای مثبت است و به هنر و آداب سوارکاری آشناست. این فرد نه تنها از نظر ظاهری زیباست بلکه دارای خلق و خویی پسندیده و شایسته نیز میباشد.
آن سرافراز و گرانمایههنرآن گرانمایهٔ پُرمایهتبار
هوش مصنوعی: شخصی که از نظر هنری بسیار باارزش و برجسته است، از خانوادهای اصیل و بزرگ نیز آمده است.
جنگها کرده فراوان و به جنگاز بداندیش، برآورده دَمار
هوش مصنوعی: او در جنگهای زیاد شرکت کرده و به خاطر بداندیشیهایی که وجود دارد، رنج و آسیب زیادی به وجود آورده است.
مَردِ جنگ است چو پیش آید جنگمردِ کار است چو پیش آید کار
هوش مصنوعی: مرد در شرایط جنگ، سرباز است و در زمان کار، باید به فعالیت و تلاش بپردازد.
روز جنگ و ش۰غَب از شادیِ جنگبرفروزد دو رخان چون گلنار
هوش مصنوعی: در روز جنگ و هیاهو، چهرههای دو مرد مانند گلهای سرخ از شادی میدرخشد.
به چنین روز به گوشش غوِ کوسزَ ارغنون خوشتر و از موسیقار
هوش مصنوعی: در این روز، صدای زیبای ساز و طنین آن به گوشش میرسد، سازندهای که آهنگش از همه دلنشینتر است.
همه دم، جنگ است اندیشهٔ اوگرچه خفتهاست و اگرچه بیدار
هوش مصنوعی: ذهن او هر لحظه در حال جنگ و تلاش است، حتی اگر در خواب باشد یا بیدار.
نَبَرَد حمله بههنگام نبردجز بر آن سو که مبارز بسیار
هوش مصنوعی: در جنگ، تنها زمانی که به موقع و با آمادگی کامل حمله کنی، میتوانی به پیروزی دست یابی.
هر مبارز که بر او رویْ نهادخورْد بر جانِ گرامی زنهار
هوش مصنوعی: هر جنگجویی که به میدان بیاید، باید بر جان خود توجه کند و از خطرات پیشرو دوری کند.
تیغش از کوهی، دو کوه کُنَدچون خدنگش ز چِناری، دو چنار
هوش مصنوعی: تیغ او مانند یک کوه است که دو کوه را برش میزند، همانطور که تیر او از چنار دو چنار را میتواند از هم جدا کند.
هیچ تیری نزد او بر تنِ خصمکه نه از پشت برون شد سوفار
هوش مصنوعی: هیچ تیری نیست که به تن دشمن اصابت کند، مگر اینکه از پشت او خارج شده باشد.
تیر او گرچه سبکسنگ بودکنگره بفکند از برجِ حصار
هوش مصنوعی: تیغ هرچند سبک و کم وزن باشد، اما میتواند از دژ و دیوار قلعه، آسیب بزند و آن را خراب کند.
غیرِ محمود که داند کردننره شیری بهخدنگی اِشکار؟
هوش مصنوعی: جز محمود، کسی نمیداند که نره شیر را به چه شکلی میتوان به شیوهای نمایان تربیت کرد.
بگسَلاند سرِ شیر از تنِ شیرهم بدانسان، که کسی میوه ز دار
هوش مصنوعی: بدان گونه که کسی میوهی درخت را از آن جدا میکند، سر شیر را از تن شیر جدا کن.
لشکری را که چون او پشت بُوَداز همه خلق نباشد تیمار
هوش مصنوعی: لشکری که چنین سربازانی دارد، هیچگاه نیاز به مراقبت از دیگران نخواهد داشت.
در جوانمردی، جاییاست که نیستوَهم را از برِ او جایِ گذار
هوش مصنوعی: در جوانمردی، فضایی وجود دارد که در آن ترس و خیال جایی ندارند.
هیچ شب نیست که از مجلسِ اونَبَرَد زایرِ او زر بهکنار
هوش مصنوعی: هیچ شبی نیست که زائران او با خلوص و نیت پاک از جلسهاش غافل بمانند و گنجی از محبت و معرفت به دست نیاورند.
از پسِ سلطان، امروز جز اوکه دهد بخشش پانصد دینار؟
هوش مصنوعی: جز او که امروز به سلطان بخشش پانصد دینار کند، کسی دیگر نیست.
لاجرم بر درِ او چون مَلِکانچاکرانند به مِلک و به یسار
هوش مصنوعی: به ناچار در مقابل او مانند خدمتکاران درباریان هستند، که به پادشاه و در کنار او خدمت میکنند.
شادمان باد و به همّت بِرَساد!آن نکوعادتِ نیکوکردار
هوش مصنوعی: شما شاد باشید و به خاطر خوب بودن عادتهایتان مورد ستایش قرار گیرید.
از دلِ شاهِ جهان نیرومندوز تن و جان به جهان برخوردار
هوش مصنوعی: از دل پادشاه قدرتمند جهان و از جسم و روح او، برخورداری و زندگی به جهان منتقل میشود.
لهو را با دلِ او بادْ سکونبخت را بر درِ او بادْ قرار
هوش مصنوعی: سرگرمی او باعث آرامش دلش است و خوشبختی در در خانهاش قرار دارد.
تا بر آیینِ بزرگانِ عجمبزم سازد به خزان و به بهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که در فرهنگ بزرگمردان عجم (ایرانیان باستان) جشنی برپا میشود، هم در پاییز و هم در بهار.
همچنین مهر به شادی و طرببگذارد صد دیگر بشمار
هوش مصنوعی: عشق و شادی همچنان ادامه دارد و در کنار آن هزاران لحظه خوش دیگر نیز به شمار میآید.