شمارهٔ ۷۳ - در ستایش سلطان مسعود غزنوی گوید
هوش مصنوعی: این شعر درباره شادی و خوشی دوران حکمرانی یک شاه فرخنده است که جهان را به بهترین شکل نمایان کرده است. شاعر از خداوند میخواهد که چشم حسودان را از او دور نگه دارد و به ستایش صفات نیکو و شایستگیهای این شاه پرداخته است. او به قدرت و شجاعت شاه اشاره میکند که با وجود سختیها، همیشه پیروز است و بر دشمنان غلبه میکند. همچنین، شاعر بر این باور است که هیچکس مانند این شاه بختیار و شجاع نیست و زندگی او و اطرافیانش سرشار از شادی و سرور خواهد بود. در نهایت، او از بخت نیک و خوشیهای زندگی سخن میگوید و به ستایش خداوند میپردازد.
بدین خرمی و خوشی روزگاربدین خوبی و فرخی شهریار
هوش مصنوعی: این روزگار با این خوشی و شادابی، و این پادشاهی که دارای این خوبی و سعادت است، گذرانده میشود.
چنان گشت گیتی که ما خواستیمخدایا تو چشم بدان دور دار
هوش مصنوعی: جهان طوری تغییر کرده که ما آرزو داشتیم، ای خدا، تو نگذار این چشمها به آنچه نمیخواهیم نزدیک شوند.
خداوند گار جهان فرخستکه فرخنده بادش همه روزگار
هوش مصنوعی: خداوندی که جهان را خلق کرده، برکت و خوشی برای او در همه زمانها باد.
بدیدار او راه بست و هریبهشت برین گشت و باغ بهار
هوش مصنوعی: در دیدار او، راهی مسدود شد و بهشتی که در آن بود، به باغی سرسبز و دلانگیز تبدیل گردید.
بخندد همی برکرانهای راهبفصل زمستان گل کامکار
هوش مصنوعی: در فصل زمستان، گلهای زیبا بر سر راهها میخندند و جلوه میکنند.
بدیدار شاه جهان بو سعیدعجب نیست گر گل بخندد ز خار
هوش مصنوعی: دیدن شاه جهان برای بو سعید چیز عجیبی نیست، اگر گل از خارها بخندد.
اگر چه نکوهیده باشد حسدوزو بر دل و جان بود رنج و بار
هوش مصنوعی: اگرچه حسد عمل پسندیدهای نیست، اما این احساس میتواند برای دل و جان انسان درد و بار سنگینی به همراه داشته باشد.
حسد بر، بر آنکس که او را بودبنزدیک او بار، هنگام بار
هوش مصنوعی: حسادت بر کسی لازم است که او نزد خود بار و نعمت داشته باشد و در زمان سختی و مشکلات به او تکیه کند.
بزرگان حسودان آن کهترندکه با او سخن گفت خسرو دوبار
هوش مصنوعی: بزرگان حسود، کسانی هستند که نسبت به کسی که با او صحبت کردهاند، حسادت میورزند و برایشان مشکل است که او را در جایگاه بالاتری ببینند. این احساس حسادت نشان میدهد که آنها حتی نمیتوانند به بالاترین مقام، مانند خسرو، نزدیک شوند.
شه روم خواهد که او همچو مننهد پیش اوبر بطی در کنار
هوش مصنوعی: شه روم آرزو دارد که او نیز مانند من، با وقار و آرامش، در کنار او قدم بزند.
هزار آفرین باد هر ساعتیبر آن عادت و خوی آزاده وار
هوش مصنوعی: هر لحظه بر آن رفتار و خوی آزادمنشانهاش، هزاران بار تحسین و ستایش واجب است.
همه کار او در خور خوی اوستملک را همیشه چنین باد کار
هوش مصنوعی: تمام کارهای او متناسب با شخصیت و ویژگیهای اوست، بنابراین همیشه امیدواریم که او چنین کردار و رفتاری داشته باشد.
همه شاه گیرد بروز نبردهمه شیر گیرد بروز شکار
هوش مصنوعی: در روز جنگ، همه به میدان میآیند و در روز شکار، همه به تعقیب و تلاش برای شکار میپردازند.
بجایی که از شیر یابد خبرز شادی نگیرد دل او قرار
هوش مصنوعی: جایی که انسان از قدرت و شمشیر (یا رویدادهای سخت) آگاهی پیدا کند، دلش از شادی آرامش نخواهد یافت.
نه یک جایگه دیدم او را چنینچنین دیدم او را بجایی هزار
هوش مصنوعی: من او را در یک مکان ندیدم، بلکه او را در هزار جای مختلف مشاهده کردم.
به نوبین که اکنون به غزنین چه کردسر خسروان خسرو نامدار
هوش مصنوعی: در گذشته، شهری به نام غزنین بود که اکنون دچار تغییرات زیادی شده است. این وضعیت به خاطر کارهایی است که پادشاهان بزرگ و مشهور انجام دادهاند.
ز پهلوی ره شیری آمد پدیدغریونده چون رعد در کوهسار
هوش مصنوعی: از کنار راه، شیری ظاهر شد که مانند رعد در کوهستان فریاد میکشید.
ببالا و پهنا چو پیلی بلندکه از بیم او پیل کردی فرار
هوش مصنوعی: به مانند یک فیل بزرگ و بلند که با وجودش همه از ترسش فرار میکنند، در ارتفاع و وسعت قرار گرفتهای.
دل لشکر از بیم او خون گرفتنبودند بر جای خویش استوار
هوش مصنوعی: دلهای لشکر از ترس او به تپش افتاد و هیچکدام نتوانستند در مکان خود ثابت بمانند.
خداوند سلطان روی زمینسر خسروان آفتاب تبار
هوش مصنوعی: خداوند مانند پادشاهی است که در زمین حاکم است و سر سلسله پادشاهان را به مانند خورشیدی از نژاد آفتاب میداند.
فرود آمداز پشت پیل و نشستبر آن پیلتن خنگ دریا گذار
هوش مصنوعی: از پشت فیل پایین آمد و بر این پهلوان نادان نشست، کسی که در دریا عبور میکند.
سر شیر وحشی بیک زخم کردچو بر بار در تیرمه کفته نار
هوش مصنوعی: شیر درنده را با یک ضربه مجروح کرد، همانطور که در بهار به گلهای درختان میرسیم.
بیاورد برزنده پیل و چو کوهبیفکند در پیش خیمه چو خار
هوش مصنوعی: مردی قوی و نیرومند را به میدان آورد و او مانند یک کوه، در برابر خیمهها به زمین انداخت، همانند خارهای ریز و بیارزش.
زهی خسروی کز همه خسروانبمردی ترا نیست همتا و یار
هوش مصنوعی: ای چه پادشاهی که از میان همه پادشاهان برتر است، برای تو هیچ همتایی و دوستی وجود ندارد.
تو آن بختیاری که اندر جهاننبود و نباشد چو تو بختیار
هوش مصنوعی: تو آن شخص بختیاری هستی که در دنیا هیچکس به اندازه تو خوشبخت نیست و نخواهد بود.
همیشه چنین بخت یار تو بادجهان پیش کار تو چون پیشکار
هوش مصنوعی: همیشه امیدوارم که شانس و بخت به یاری تو باشد و جهان مانند یک خدمتکار در مقابل تو قرار گیرد.
وثاق تو از نیکوان چون بهشتسرای تو از لعبتان قندهار
هوش مصنوعی: بند و زنجیر تو از نیکوکاران بهشتی است، همانطور که منزل تو از بازیگران قندهار پر از زیبایی و جذابیت است.
کنار تو از روی معشوق خوشدودست تو از زلف بت مشکبار
هوش مصنوعی: در کنار تو، وجود معشوق زیباست و دو دست تو به مانند زلف سیاه و خوشبو است.
سر تو ز شادی همه ساله پرسر دشمن تو ز غم پر خمار
هوش مصنوعی: سرت پر از شادی و خوشحالی است، در حالی که دشمن تو به خاطر غم و اندوه در حال غمگینی و افسردگی است.
در این بزمگه بر تو فرخ کنادثنا گفتن فرخی کردگار
هوش مصنوعی: در این مجلس شادمانی، کسی به ستایش تو پرداخته و شادی و خوشبختی را برای تو آرزو کرده است.