شمارهٔ ۸۴ - در مدح خواجه ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمود
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلتنگی خطاب به معشوق اشاره دارد. شاعر از خواب معشوق و بیداری خود میگوید و از ترسهایش نسبت به چشم بدی که میتواند به معشوق آسیب برساند، ابراز نگرانی میکند. او دل خود را به معشوق داده و از او درخواست دارد که این دل را محافظت کند. شاعر نیز به خوبی و بخشندگی معشوق و تأثیر او بر دیگران اشاره میکند و از مهربانیهایش یاد میکند. در نهایت، شاعر از مقام والای معشوق و نعمتهایی که در زندگی به او عطا میشود، صحبت میکند و اشاره دارد که در برابر او هرگز کسی را نمیتواند برابری کند. در کل، شعر به تحسین عشق خالص و تابناک معشوق میپردازد و آرزوی حفظ و نگهداری او را در دل دارد.
ای بالب پر خنده و با شیرین گفتارتا کی تو بخوش خواب و من از عشق تو بیدار
هوش مصنوعی: ای آن که با لبخند زیبا و سخنانی شیرین، تا کی خواب خوش میبینی و من بدلیل عشق تو بیدارم؟
تو خفته و من گوش به پیغام تو دادهتو آن من و من بهوای تو گرفتار
هوش مصنوعی: تو در خواب هستی و من به دنبال پیام تو هستم. تو آنچه که من میخواهم و من به خاطر تو به یک حالت خاص افتادهام.
آن منی و پیش منی گر که بخواهمآن من و پیش من و من بر تو چنین زار
هوش مصنوعی: تو همان منی و همیشه نزد من هستی، اگر بخواهم که آنکه من هستم، و تو در پیش من قرار بگیری، من به خاطر تو اینگونه شکستخورده هستم.
از چشم بد ای ترک همی بر تو بترسمپیوسته همی گویم یا ربش نگهدار
هوش مصنوعی: من از چشم بد به تو میترسم، ای کسی که اهل دل هستی. همیشه دعا میکنم که خداوند تو را حفظ کند.
زان بیم که در خواب فراق تو ببینمبرهم نزنم دیده و در دیده نهم خار
هوش مصنوعی: از آن ترس که در خواب، دوری تو را ببینم، چشمانم را نمیبندم و در چشمانم خاری میگذارم.
من دل بتو دادم که بزنهار بداریزنهار مخور بر دل زنهاری زنهار
هوش مصنوعی: من دل خود را به تو سپردم تا از آن محافظت کنی. اما لطفاً نگذار دل من بیحفاظ بماند، زیرا نیاز به مراقبت دارد.
یاران تو همچون تو بیایند ولیکننزدیک من امروز تو داری همه بازار
هوش مصنوعی: دوستان تو ممکن است مانند تو بیایند، اما امروز تو به تنهایی در دل من و زندگی من درخشانی.
پیش تو بپا ایستمی هر شب تا روزگر هیچ توانستی پایم کندی کار
هوش مصنوعی: هر شب به احترام تو میایستم و منتظر میمانم تا روز فرا برسد، حتی اگر توانستی مرا از این حالت بیرون بیاوری.
صد بار نشانید مرا خواجه بدین عذرآن خواجه که در فضل ندارد بجهان یار
هوش مصنوعی: بارها مرا به خاطر آنکه دوستی در دنیا ندارد، تحقیر کردی.
فخر ندمای ملک شرق ابوبکرعبدالله بن یوسف تاج همه احرار
هوش مصنوعی: ابوبکر عبدالله بن یوسف، که به عنوان نماینده ارشد و افتخار بخش شرق شناخته میشود، به عنوان بهترین و برجستهترین افراد مورد احترام قرار دارد.
بادی، که هر انگشتی ازو پنهان ابریستابری، که همه روزه درم بارد و دینار
هوش مصنوعی: نسیمی وجود دارد که هر انگشت را به واسطه خود به ابرهایی پنهان تبدیل میکند، ابرهایی که هر روز بر زمین باران میبارند و ثروت را به همراه میآورند.
کس نیست دراین دولت و کس نیست در این عصرنابرده بدو حاجت و نایافته زو بار
هوش مصنوعی: هیچ کس در این زمان و در این کشور نیست که به اندازه کافی از او نیازمند باشد یا از او چیزی به دست آورده باشد.
در خانه او وقت زوال آب (؟) نماندگر وقت سحر زر بدر آرند بخروار
هوش مصنوعی: در خانه او، زمانی که روز به پایان میرسد، هیچ آبی نمیماند. اگر در وقت سحر طلایی به فراوانی آورند، باقی نمیماند.
از عاقبت خویش نیندیشد و در وقتبدهد همه جز ما حرم الله به زوار
هوش مصنوعی: کسی به عاقبت خودش فکر نمیکند و وقتی وقتش میرسد، همه چیز را به جز زائران حرم خدا میدهد.
آن مال که امسال بدو خواهند آوردچون نیک نگه کردی بخشیده بود پار
هوش مصنوعی: مالی که امسال به تو خواهند آورد، وقتی خوب به آن نگاه کنی، انگار که قبلاً آن را بخشیدهاند.
گر خفته بود بار دهندت ببر اوصد بار نگه کردم این حال نه یکبار
هوش مصنوعی: اگر کسی خواب باشد و به او بار مسئولیت بدهند، من بارها و بارها به او نگاه کردهام و این وضعیت را نه تنها یک بار که بارها دیدهام.
چون قصد بدو کردی مستغنی گشتیاز خواستن خواسته وز خواستن بار
هوش مصنوعی: وقتی که به او قصد و نیتی کردی، از نیاز به خواستهها و آرزوها بینیاز شدی و دیگر احساس سنگینی و دلمشغولی به خاطر خواستهها نداشتی.
مردیست سخا پیشه و مردیست عطابخشبا خلق نکو کار بکردار و بگفتار
هوش مصنوعی: مردی است که دست و دلباز و بخشنده است و با مردم به خوبی رفتار میکند؛ هم در کارهایش و هم در گفتارش.
معروف شده نزد همه خلق بخوبیوز بخشش او در کف مانعمت بسیار
هوش مصنوعی: در میان مردم به خوبی و بخشندگی او شهرت یافته است و در دست او نعمتهای فراوانی وجود دارد.
با مذهب پاکیزه و با نعمت نیکونا یافته زو هیچ مسلمان به دل آزار
هوش مصنوعی: با دین پاک و با نعمتهای خوب، هیچ مسلمانی را نمیتوان آزار داد.
سلطان جهان کهف مسلمانی محمودزینست مر او را به دل و دیده خریدار
هوش مصنوعی: سلطان جهان، محمود، که یک مسلمان است، به دلیل دل و چشمانش مورد توجه و محبت قرار دارد.
گفته ست که در ملک من آن کن که تو خواهیکس را نبود با تو در این معنی گفتار
هوش مصنوعی: در سرزمین من هر کاری که بخواهی انجام بده، زیرا هیچکس در این زمینه با تو بحثی ندارد.
مردی ز تو آموزم و مذهب ز تو گیرماین بود مرا عادت و این باشد هموار
هوش مصنوعی: من از تو یاد بگیرم و از آموزههایت بهرهمند شوم. این همیشه روش من بوده و همین راه برای من هموار است.
در دولت من بنگر و در دین همه بینآنرا که ز ره دور بود باز بره آر
هوش مصنوعی: به وضعیت و اقتدار من توجه کن و در دین و ایمان همه نیز دقت کن. ببین کسی که از راه دور گم شده است، چگونه میتوان او را به سوی حق و حقیقت بازگرداند.
وانرا که بگفتار تو ره باز نیابداز تخت فرود افکن و بر کن به سر دار
هوش مصنوعی: اگر کسی به واسطه گفتارت نتواند به هدفش برسد، او را از جایگاهش پایین بیاور و از مقامش برکنار کن.
نزدیک شه شرق بدان پایگهست اوزیرا که ندیده ست چنو هرگز دیار
هوش مصنوعی: نزدیک شهری در شرق است، جایی که او ایستاده است، زیرا که هرگز دیار را به این شکل ندیده است.
ای معتمد شاه بدین عز و بدین جاهحقا که سزاواری حقا که سزاوار
هوش مصنوعی: ای شخص مورد اعتماد شاه، با این مقام و جایگاهت، حقیقتاً لایق و شایستهای.
شاهی که ندیمی چو تو دارد چه کند کسچون سرخ گل آید به چه کار آید گلنار
هوش مصنوعی: شاهی که دوستی چون تو دارد، چه نیازی به دیگران دارد؟ وقتی که گل سرخ در میان است، چه استفادهای از گل نارس وجود دارد؟
در نام ندیمانی و در جاه وزیرانوندر سپه سلطان با حشمت سالار
هوش مصنوعی: در نام دوستان و در مقام وزیران و در بین سرداران با شکوه و بلند پایه.
گاهی بندیمی روی و گه بوزیریگاهی بنگه داشتن لشکر جرار
هوش مصنوعی: گاهی با زیبایی و فریبایی ظاهر میشویم و گاه با قلدری و قدرت، و گاهی نیز به طرز دلپذیری بر روی جمعیت یا نیرویی بزرگ و سازمانیافته تأکید میکنیم.
سه کار بیکبار همی ساخته داریاحسنت وزه ای پیشرو زیرک هشیار
هوش مصنوعی: شما همزمان سه کار را به خوبی انجام میدهید و در پیش رو، شخصی زیرک و هوشیار وجود دارد.
تا باد خزان زرد کند باغ چو زر نیخچونانکه صبا سبز کند دشت، چو زنگار
هوش مصنوعی: تا زمانی که باد خزان، باغ را زرد کند، با ارزش و زیباست، مانند اینکه نسیم بهاری دشت را سبز و شاداب میکند، حتی اگر دشت در حال زنگار باشد.
دلشاد زی و از تن و جان بر خور و می خوراز دست بتانی چو شکفته گل بر بار
هوش مصنوعی: خوشحال باش و با تمام وجود زندگی کن و شراب بنوش. همچون گل شکفته، از زیباییها و لذتها بهرهمند شو.
این مهر مه فرخ و جز این صد دیگردر دولت و در شادی و در نعمت بگذار
هوش مصنوعی: این خورشید روشن و خوشبختیهای دیگر را در زندگی و خوشحالی و نعمتها بیفزایید.