شمارهٔ ۹۶ - نیز در مدح سیدالکفاة خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید
هوش مصنوعی: این شعر به زبان خاصی از عشق و محبت بین شاعر و معشوقش سخن میگوید. شاعر از وضعیت خود در غیاب معشوقش صحبت میکند و به او یادآوری میکند که چگونه روزها را سپری میکند. او از خوشی و شادابی معشوق به عنوان گلی در بهار یاد کرده و از او میخواهد که همیشه شاد و خندان باشد. شاعر همچنین به بزرگی علامه بوعلی و مقام او اشاره میکند و از او به عنوان کسی که دلها را شاد میکند یاد میکند. در نهایت، شاعر برای او آرزوی شادکامی و خوشبختی میکند و عید و روزهای خوب را برایش تبریک میگوید.
باری ندانمت که چه خو داری ای پسرتا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر
هوش مصنوعی: نمیدانم چه حال و روزی داری، ای پسر، وقتی که نه من هستم و نه تو، هیچ مشکلی برایت پیش نمیآید.
همچون مه دو هفته برون آیی از وثاقهمچون مه گرفته درون آییم ز در
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی که پس از دو هفته از غل و زنجیر رهایی مییابد، بیرون بیا. ما نیز همچون ماهی که در آسمان پنهان شده، به درون میآییم.
رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسیرویی کزو به تنگ بریزد همی شرر
هوش مصنوعی: به هنگام رسیدن به من، مرا به خاطر درد و ناراحتیام آزار نده، زیرا وقتی به من نزدیک میشوی، شور و هیجان زیادی در دل دارم که همچون جرقهای آتشین به بیرون میریزد.
روزی گشاده باشی و روزی گرفته ایبنمای کاین گرفتگی از چیست ای پسر!
هوش مصنوعی: یک روز وقتی شرایطت خوب است و روز دیگر وقتی که اوضاعات بد است، نشان بده که این مشکلات از چه چیزی ناشی میشود، پسر!
ای چون گل بهاری خندان میان باغهر ساعتی چو روز بهاران مشو دگر
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند گل بهاری در باغ خوشحالی، هر لحظه شبیه روزهای بهاری باش و دیگر نتوانی به حالت اولیه برگردی.
مارا همی بخواهی پس روی تازه دارتا خواجه مر ترا بپذیرد ز من مگر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی ما را بپذیری، باید چهرهای تازه و زیبا از خود نشان دهی تا آن شخص عالیرتبه تو را بپذیرد و مرا فراموش کند.
خواجه بزرگ بوعلی آن سید کفاةخواجه بزرگ بوعلی آن مفخر گهر
هوش مصنوعی: خواجه بزرگ بوعلی، آن سید با علم و دانش، شخصیتی است که افتخار بزرگی دارد و از ارزشمندترین افراد به شمار میرود.
دستور شاه شرق و بدو ملک شاه شرقآراسته چو ملک عمر درگه عمر
هوش مصنوعی: دستور شاه شرق و ملک او چنان منظم و آراسته است که مانند درگاه عمر است، که همواره زیبایی و نظم را حفظ میکند.
اواز میان گوهر خویش آمده بزرگوندر خور بزرگی آموخته هنر
هوش مصنوعی: او از میان گوهر خود، بزرگ و با ارزش به وجود آمده و در خور بزرگی، هنر و مهارت را فراگرفته است.
بر درگهش نشسته بزرگان و مهتراناز بهر بار جستن و بر ما گشاده در
هوش مصنوعی: بزرگان و سرشناسان در برابر درگاه او نشستهاند تا از او مساعدت و کمک بگیرند و دروازهاش به روی ما باز است.
با زایران گشاده و خندان و تازه رویوز دست او غنی شده زایر به سیم و زر
هوش مصنوعی: زائران با چهرهای شاداب و خندان در اطراف، به گونهای خوشحال و سرزنده هستند و از نعمتهای پر برکت و ثروت که از دستان او به دست آمده، برخوردارند.
هرگز به درگهش نرسیدم که حاجبشصد تازگی نکرد و نگفت: اندرون گذر
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم به دربار او برسم، چون نگهبانش همیشه مانع میشد و هرگز اجازه نمیداد که وارد شوم.
ناخوانده شعرهای دو جشن از پی دو جشنکس کرد نزد من که بیا رسمها ببر
هوش مصنوعی: کسی به سراغ من آمد و از من خواست تا رسم و رسومات دو جشن را ادامه دهم و به بهانه این جشنها شعرهایی را که خوانده نشده است، با خود ببرم.
ازمهتران بجهد ستانیم سیم شعراو نارسیده، سیم بداد، این کرم نگر
هوش مصنوعی: باید به بزرگان و پیشروان ادب احترام گذاشت و گفت که شعر او به جا نرسیده و البته این بیداد را باید تحمل کرد. به نوعی نشان میدهد که باید به دستاوردهای خوب دیگران توجه کنیم و از خطاهای خود درس بگیریم.
جاوید باد شاد و بدو شادمانه بادشاه زمانه و خدم شاه سر بسر
هوش مصنوعی: جاویدان باشد شادی و خوشحالی برای شاه زمان و تمام خدمتگذاران او.
زو در جهان دلی نشناسم که نیست شادبا او به دل چگونه توان بود کینه ور
هوش مصنوعی: در دنیا دلی را نمیشناسم که از او شاد نباشد، پس چگونه میتوان با کینه در دل زندگی کرد؟
هر کس که شاد نیست به قدر و به جاه اوبی قدر باد نزد همه خلق و بی خطر
هوش مصنوعی: هر کس که خوشحال نیست، هرچقدر که مقام و اعتبار داشته باشد، در نظر مردم بیارزش و بدون اهمیت به شمار میآید.
کس نیست کو بدولت او شادمانه نیستور هست حاسدست و پلیدی زسگ بتر
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که از دارایی و خوشبختی او شاد و خرسند نباشد و اگر هم کسی باشد، حتماً حسود بوده و نیتی ناپاک دارد که به مراتب از یک سگ بدتر است.
او دست خائنان جهان کرد زیر سنگزینست دست اوز همه دستهازبر
هوش مصنوعی: او با قدرت خود خائنان را زیر فشار قرار داد و به همه نشان داد که دست او برتر از دستهای دیگران است.
آواز خائنان نتواند شنید هیچشاید که یافته ست شه از خوی او خبر
هوش مصنوعی: آوای خائنان هیچگاه شنیده نمیشود؛ شاید که خداوند از ویژگیهای او آگاهی یافته باشد.
زین پیش بوده و پس از این نیز هم بوداو را به ملک و، شاه جهان را بدو نظر
هوش مصنوعی: از گذشته تا به حال و در آینده نیز او (شخص مورد نظر) همواره در نظر خداوند و پادشاه جهان خواهد بود.
شادیش باد و کامروایی و مهتریپایندگی سعادت و پیوستگی ظفر
هوش مصنوعی: امیدوارم خوشی، کامیابی و بزرگی او پایدار بماند و سعادت و موفقیتش ادامهدار باشد.
عیدش خجسته باد و همه ساله عید بادایام آن خجسته خصال نکو سیر
هوش مصنوعی: عید مبارک و خوش بگذرد، امید که هر سال این روز خوشایند و فرخنده باشد.