شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین گوید
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیباییها و تواناییهای یک شخصیت برجسته میپردازد. شاعر از بنفشه و زلفهای سرهنگ یاد میکند و عشق و زیبایی را به تصویر میکشد. سرهنگ در زمینه سادگی و سخاوت قابل تحسین است و مهارتهای او در میدان جنگ و ادب نیز مورد تمجید قرار میگیرد. شعر به شجاعت و قدرت او اشاره کرده و میگوید که دشمنان از نام او به ترس میافتند. شاعر همچنین آرزو دارد که سرهنگ همیشه شاد و خوشبخت باشد و در کنار همگان تداوم پیروزی و خوشی را برای او خواستار است.
همی بنفشه دمد گرد روی آن سرهنگهمی به آینه چینی اندر آید زنگ
هوش مصنوعی: بنفشه به زیبایی خود میبالد و گرد چهره آن سرهنگ میرقصد. او همچنان که در آینه چینی نگاه میکند، زنگاری بر آن نمایان میشود.
از آن بنفشه که زیر دو زلف دوست دمیدبسی نماند که بر لاله جای گردد تنگ
هوش مصنوعی: بنفشهای که در سایهی دو زلف محبوب شکفته، خیلی زود جای خود را به لاله میدهد و در نتیجه، دیگر جایی برایش نخواهد ماند.
اگر بنفشه فروشی همی بخواهم کردمرا بنفشه بسنده ست زلف آن سرهنگ
هوش مصنوعی: اگر بخواهم گلی بفروشم، کافی است زلف آن سرهنگ برایم به عنوان بنفشه باشد.
فری دو زلف سیه رنگ او چو چفته دو زاغبر آفتاب و دو گل هر یکی گرفته بچنگ
هوش مصنوعی: زیبایی موهای سیاه او مانند دو کبوتر سیاه است که زیر نور آفتاب نشستهاند، و هر یک از گلها در دستش به خوبی نگهداشته شده است.
به بت پرستی بر مانوی ملامت نیستاگر چو صورت او صورتیست درارتنگ
هوش مصنوعی: اگر کسی به بت پرستی مشغول باشد، نباید او را سرزنش کرد، چون اگر شکل او هم شبیه بت باشد، به نوعی در یک تنگنا و محدودیت قرار دارد.
کمانکشیست بتم با دو گونه تیر بر اووز آن دو گونه همی دل خلد به صلح و به جنگ
هوش مصنوعی: عشق معشوقی است که با دو نوع تیر قلب ما را هدف قرار میدهد؛ یکی ما را به آرامش و صلح میبرد و دیگری ما را به جنگ و جدال میکشاند.
بوقت صلح دل من خلد به تیر مژهبوقت جنگ دل دشمنان به تیر خدنگ
هوش مصنوعی: در زمان صلح، قلب من مانند بهشت است و در زمان جنگ، دل دشمنان با تیرهای دشمنی آسیب میبیند.
به تیر مژگان ز آهن فرو چکاند خونچنانکه میر به پولاد سنگ از دل سنگ
هوش مصنوعی: با نگاه معشوق مانند تیر، دل شاعر زخم میخورد و از آن جراحت، خون محبت میریزد؛ گویی این درد و رنج در عمق دل او به شدت احساس میشود، همچون اینکه سنگی سخت و غیرقابل نفوذ را با نیزهای قوی به عمق شکافهایی میزند.
امیر سید یوسف برادر سلطاندر سخا و سر فضل و مایه فرهنگ
هوش مصنوعی: امیر سید یوسف، برادر سلطان، در بخشش و فضیلت و دانش بسیار برجسته و بینظیر است.
برادر ملکی کز همه ملوک چنوسپه نبرد کسی بیست روزه آن سوی گنگ
هوش مصنوعی: برادری وجود دارد که در میان تمام پادشاهان، مانند او هیچ سپهسرداری نتوانسته است بیست روزه از مرز گنگ عبور کند.
کشیده خنجر جودش ز روی زفتی پوستز دوده بخشش دستش ز روی رادی زنگ
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity او مانند خنجر تیز و برندهای است که از دل تاریکی و سختیها بیرون آمده، و نعمتهای او همچون دستهایی است که به خوبی و بخشش متمایل هستند.
اگر خزینه او بار جود او کشدیدرم به توده بما بخشدی و ز ربا تنگ
هوش مصنوعی: اگر گنجینهاش از بخشش پر شود، دردی را به جمع ما میدهد و از ربا و تنگی دور میسازد.
خزینه های پر از بس درم چو پروین پرهمی پراکند از بس عطا چو هفت اورنگ
هوش مصنوعی: خزانهها پر از داراییهای ارزشمند است و مانند ستارههای پروین که به اطراف پراکنده میشوند، این ثروتها نیز به فراوانی تقسیم و پخش میشوند، مانند هفت رنگی که با زیبایی و تنوع در طبیعت وجود دارد.
بسی نماند که شاه جهان برادر اوسر علامت او بگذراند از خر چنگ
هوش مصنوعی: مدت زیادی نخواهد گذشت که پادشاه دنیا برادرش را در مواجهه با نشانههای او نادیده خواهد گرفت.
هنوز باش هم آخر چنان شود که سزاستهمی کشند بر اسب مرادش اینک تنگ
هوش مصنوعی: هنوز هم باقی بمان، زیرا در نهایت آنچه شایسته است اتفاق خواهد افتاد. اکنون بر اسب آرزوهایش فشار میآورند و او را به سختی میرانند.
ایا بر آنسوی گنگ و بر آنسوی تبتز کرگ شاخ بون کرده و ز شیران چنگ
هوش مصنوعی: آیا در آن سوی رود گنگ و در آن سوی کوههای تبت، به مانند کرگدن شاخ خود را نمایان کرده و همانند شیران با قدرت و چنگ خود را نشان میدهی؟
هر آن سپاه که تو پیش او بجنگ شویدر آن سپاه نماند مه سپه را رنگ
هوش مصنوعی: هر سپاهی که تو در برابر آن قرار بگیری، در آن سپاه هیچ نشانی از شجاعت و قدرت نمیماند.
چنان رمند ز آوای تو سران سپاهکه مرغ آبی ز آوای طبل و وحش از زنگ
هوش مصنوعی: چنان سپاه از صدای تو میگریزند که مانند مرغ آبی که از صدای طبل و زنگ میهراسد.
بباد حمله بهم بر زنی مصاف عدوچنانکه باز بهم بر زند صفوف کلنگ
هوش مصنوعی: به شدت و با قدرت به دشمن حمله کن، مانند اینکه عقابی به گروهی از شکار خود یورش میبرد و صفوف آنان را با چنگالهایش در هم میشکند.
شجاعت از هنر و بازوی تو گیرد ناممروت از سیر و همت تو گیرد هنگ
هوش مصنوعی: شجاعت به توانایی و مهارت تو بستگی دارد و نام نیک از تلاش و ارادهی تو ناشی میشود.
به تیر پاره کنی درقه های پهلوی کرگبنیزه حلقه کنی غیبه های پشت پلنگ
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن دشواریها و چالشهای زندگی را نشان میدهد. شاعر با استفاده از تصاویری از تیر و پاره کردن، به سختیها و دردهایی که ممکن است انسان در زندگی با آنها مواجه شود، اشاره دارد. همچنین، اشاره به حلقه کردن غیبتها و مشکلات نشاندهنده تلاش برای مقابله با موانع و پیدا کردن راهی برای پیشرفت است. به طور کلی، این بیت به مفهوم مقابله با چالشها و ناملایمات زندگی در خلال تصاویری شاعرانه پرداخته است.
تراک دل شنود خصم تو ز سینه خویشچو از کمان تو آید بگوش خصم ترنگ
هوش مصنوعی: دل دشمن تو نالههای تو را از سینهات میشنود، همانطور که صدای تیر کمانت به گوش او میرسد.
ز باز تو بهراسد میان ابر عقابز یوز تو برمد برشخ بلند پلنگ
هوش مصنوعی: عقاب از صدای تو در میان ابرها میترسد و پلنگ هم از وجود تو در بلندیها فرار میکند.
بروز بزم کند خوی تو ز حنظل شهدبروز رزم کند خشم تو ز شهد شرنگ
هوش مصنوعی: خوی تو مانند میهمانی است که با تلخی مثل حنظل، وجودش را نشان میدهد و خشمت هم به اندازهای است که مانند شرنگ، پس از شیرینی عسل بروز میکند.
سخنوران ز سخن پیش تو فرو مانندچنان کسیکه به پیمانه خورده باشد بنگ
هوش مصنوعی: سخنرانان و بلاغتدانان در مقابل تو کم میآورند، مثل کسی که بعد از نوشیدن مشروبات الکلی دیگر نمیتواند خوب صحبت کند.
ترازوی صلت زایرانت را ملکا!کم از هزار ندارد خزانه دارت سنگ
هوش مصنوعی: ای ملک، ترازوی صلت (پاداش) زایران تو کم از هزار نیست و خزانه تو سنگینیهایش را دارد.
بوقت آنکه صلتها دهی موالی راز یک دو صلت این خسروانت آید ننگ
هوش مصنوعی: زمانی که به غلامان خود احترام بگذاری و پاداش دهی، این کارت باعث میشود که ننگ و عیب از بین برود.
ز بس شتاب که جود تو بر خزینه کنددرم همی نکند در خزانه تو درنگ
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه generosity و بخشش تو خیلی سریع و فراوان است، حتی پول هم نمیتواند در خزانهات ساکن بماند.
همیشه تا چو شود بوستان ز فاخته فردز دشت زاغ سوی بوستان کند آهنگ
هوش مصنوعی: زمانی که هوا معطر میشود و باغها سرسبز میشوند، پرندههایی مانند زاغ از دشت به سمت باغها پرواز میکنند.
همیشه تا چو شود شاخ گل چو چوگان سستچو گوی زرین گردد ببار بر نارنگ
هوش مصنوعی: همیشه وقتی که گلها شکوفا میشوند و شاخ و برگها نرم و لطیف میشوند، گویی که گویهای طلایی روی زمین میافتند، ببار بر نارنجها.
نشستگاه توبر تخت خسروانی بادنشستگاه عدوی تو در چه ارژنگ
هوش مصنوعی: جایگاه تو شامل آسایش و آرامش دلپذیری است که در زندگی به آن نیاز داری، اما جایگاه دشمن تو در چه شرایط و وضعیت ناپسندی قرار دارد.
نصیب دشمن تو ویل و وای و ناله زارنصیب تو طرب و خرمی و ناله چنگ
هوش مصنوعی: دشمن تو تنها باید از سرنوشت بد و ناامیدی رنج ببرد، در حالی که تو خوشبختی و شادابی را تجربه میکنی و آهنگ خوش چنگ را میزنی.
همیشه همچو کنون شاد باد و گلگون باددل تو از طرب و دو کف از نبید چو زنگ
هوش مصنوعی: همیشه مانند حال حاضر، خوشحال و شاداب باش و قلبت از شادی پر باشد و دستانت را از شراب پر کن، مانند زنگی که صدا میدهد.
خجسته بادت عید ای خجسته پی ملکیکه با سیاست سامی و باهش هوشنگ
هوش مصنوعی: عید تو مبارک باشد، ای کسی که سرور و شادی را آوردهای، مانند آشکارگی و حکمت پادشاهان بزرگ و با ذکاوت.