شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح یمین الدولة و امین الملة محمود بن ناصرالدین
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بلندی مقام و شرف جوانی اشاره میکند که در مدح سلطان صحبت میکند. او از ویژگیهای بزرگ سلطان، ابوالقاسم، و اهمیت او به عنوان یک حامی و امین ملت یاد میکند. در ادامه، شاعر تأکید میکند که معجزات پیامبران از این سلطان بیشتر است و داستان اسکندر را نقل میکند که قادر به ایجاد پلی بر روی جیحون نبوده است. او همچنین به قدرت و هیبت سلطان اشاره میکند و میگوید هیچ شاهی نمیتواند در برابر او بایستد. زوال ملک را به شکستن پیمانها نسبت میدهد و تأکید میکند که نیکی و حسن رفتار با دیگران اساسی است. در پایان، شاعر از خداوند برای پیروزی سلطان درخواست کرده و او را به عنوان حاکم زمان معرفی میکند.
بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جواننیابد ایچکسی جز بمدحت سلطان
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به بزرگی، شرافت، مقام، و بخت جوانی دست یابد، مگر بهخاطر ستایش و قدرشناسی از سلطان.
یمین دولت ابوالقاسم آفتاب ملکوکامین ملت محمود پادشاه جهان
هوش مصنوعی: این بیت به ستایش و توصیف شخصیتی برجسته و با اهمیت در تاریخ اشاره دارد، که به عنوان یک رهبر و پادشاه شناخته میشود. او را به عنوان منبع قدرت و نور معرفت میداند که ملت را تحت حمایت خود درآورده و نشانی از بزرگی و عظمت در حکومتش دارد.
خدایگانی کاندر جهان بدین و بدادشناخته ست چو بوبکر و عمر و عثمان
هوش مصنوعی: خداوندی که در این دنیا به شناخت او پرداخته شده است، همانند ابوبکر، عمر و عثمان شناخته شده است.
حدیث او همه از ایزد و پیمبر بودبه جد و هزل و بدو نیک و آشکار و نهان
هوش مصنوعی: گفتههای او تمامی از خدا و پیامبر است، چه در زبان جدی و چه در زبان شوخی، و در او خیر و نیکی وجود دارد که هم پنهان است و هم آشکار.
همه بزرگان حال از منجمان پرسندخدایگان زمانه ز مصحف، قرآن
هوش مصنوعی: همهی شخصیتهای بزرگ و صاحبنظر، از منجمان و ستارهشناسان دربارهی خداوند زمانه سؤال میکنند، از کتابی که قرآن نامیده میشود.
ازین بودکه به هر جایگه که روی نهدهمی رود ز پی او عنایت یزدان
هوش مصنوعی: از این جاست که هر جا بروی، همواره لطف و توجه خداوند همراه تو خواهد بود.
پیمبران را زان پیش معجزات نبودکه شاه دارد و این سخت روشنست و عیان
هوش مصنوعی: پیش از آنکه پیامبران معجزاتی داشته باشند، نشان دهندهی مقام والای خداوند است که کاملاً آشکار و روشن است.
بر آب جیحون پل بستن و گذاره شدنبزرگ معجزه ای باشد و قوی برهان
هوش مصنوعی: پل بستن بر روی آب جیحون و عبور از آن، خود نشان دهنده یک معجزه بزرگ و دلیلی قوی برای اثبات تواناییها و قدرتهاست.
گروهی از حکما در حدیث اسکندربشک شدند و بسی رفتشان سخن بزبان
هوش مصنوعی: گروهی از دانشمندان درباره داستان اسکندر دچار تردید شدند و این موضوع بسیار بر زبانشان جاری گشت.
که او ز جمله پیغمبران ایزد بودخدای داند کاین درست بود یا بهتان
هوش مصنوعی: او از میان تمام پیامبران، خداوند است و نمیداند که آیا این موضوع حقیقت دارد یا اتهام است.
سکندر آنگه کز چین همی فرود آمدبماند برلب جیحون سه ماه تابستان
هوش مصنوعی: سکندر وقتی از چین پایین آمد، سه ماه تابستان را در کنار رود جیحون گذراند.
بدان نیت که برآن رود پل تواند بستهمی نشست و در آن کاربست جان و روان
هوش مصنوعی: بدان که اگر شخصی با هدفی مشخص حرکت کند، میتواند بر موانع غلبه کند و در آن مسیر با تمام وجود تلاش کند.
هزارحیله فزون کرد و آب دست نداددر آن حدیث فرو ماند عاجز و حیران
هوش مصنوعی: او با هزار تدبیر و فریب تلاش کرد اما نتوانست در آن موضوع به نتیجهای برسد و در نهایت گیج و سردرگم ماند.
ملک بوقتی کز آب رود جیحون بودچو آسمان که مر او را پدید نیست کران
هوش مصنوعی: ملک، زمانی که از آب رود جیحون سرچشمه میگیرد، همچون آسمان است که انتهای آن دیده نمیشود.
بر آب جیحون در هفته ای یکی پل بستچنانکه گفتی کز دیر باز بودچنان
هوش مصنوعی: در هر هفته یک پل بر روی آب جیحون ساخته شد، به گونهای که انگار از زمانهای دور باقیمانده بود.
زهی مظفر پیروز بخت روز افزونزهی موحد پاکیزه دین یزدان دان
هوش مصنوعی: بسیار خوب است که پیروزی و موفقیت روزافزون نصیب کسی شود و او انسانی با ایمان و پاکدل باشد که به دین خدای یکتا پایبند است.
بدین پاک و دل نیک و اعتقاد درستخدای داد ترا بر همه جهان فرمان
هوش مصنوعی: به خاطر دل پاک و نیت نیک و ایمان درست، خداوند به تو بر همه دنیا حکومت داده است.
ز روم تا در قنوج هیچ شاه نماندکه طاعت تو پذیرفته نیست چون ایمان
هوش مصنوعی: از روم تا قنوج هیچ سلطانی نمانده که اطاعتش مورد قبول باشد، زیرا همانطور که ایمان در دل نمیگنجد، اطاعت تو نیز پذیرفته نیست.
که یارد آمد پیش تو از ملوک بجنگکه یارد آورد اندر تو ای ملک عصیان
هوش مصنوعی: کسی که مقامات بزرگ را به چالش میکشاند و به سراغ تو میآید، در واقع همان کسی است که در تو قدرت و عصیانی نهفته است.
خدایگانا حال تو زان گذشت که توسپه کشی زفلان جایگه بسوی فلان
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، حال تو به گونهای است که تو فرماندهی یک سپاه را از مکانی به نقطهای دیگر بر عهده داری.
کسی ندانم کو را توان آن باشدکه با تو یارد بستن به کار زار میان
هوش مصنوعی: کسی را نمیشناسم که بتواند در میدان جنگ با تو همپیکار شود.
گمان مبر که ترا هیچ شاه پیش آیداگر بگردی گیتی همه کران به کران
هوش مصنوعی: نگران نباش که هیچ پادشاهی به سراغت خواهد آمد، حتی اگر تمام دنیا را از گرد و غبار بگردانی.
زپادشاهان کس را دل مصاف تو نیستکه هیبت تو بزرگست و لشکر توگران
هوش مصنوعی: هیچکس از میان پادشاهان جرأت مقابله با تو را ندارد، زیرا شکوه و عظمت تو بسیار بزرگ است و نیروی تو نیز بسیار سنگین و قدرتمند است.
گریختن ز تو ای شه ملوک را ظفرستوگرچه پیشرو آن ظفر بود خذلان
هوش مصنوعی: فرار کردن از تو، ای پادشاه، پیروزی است، حتی اگر در ابتدا به نظر برسد که آن پیروزی شکست است.
علی تگین را کز پیش تو ملک بگریختهزار عزل همان بود و صد هزار همان
هوش مصنوعی: علی تگین که از پیش تو فرار کرد، در حقیقت همان قدر از مقام خود را از دست داد که هزار بار دیگر هم عزل میشد.
وگردل از زن و فرزند نازنین برداشتبدان دو کار نبود از خرد برو تاوان
هوش مصنوعی: دل خود را از وابستگی به زن و فرزند خالی کن، زیرا این دو موضوع، از خرد و عقل دورند و تو باید به تأثیرات آن فکر کنی.
چه بود گر زن و فرزند راز پس کرده ستببرد جان و ازین هردو بیش باشد جان
هوش مصنوعی: اگر زن و فرزند راز و نیاز را پنهان کرده باشند، چه فرقی میکند، زیرا جان انسان ارزش بیشتری دارد.
چرا که ازدل و از عادت تو آگه بودکه از تو شان نرسد هیچ رنج و هیچ زیان
هوش مصنوعی: چرا که من از دل و عادت تو آگاه بودم، چون میدانستم از تو هیچ رنج و زیانی نمیرسد.
دگر که گر پسرش را بگیری و ببریعزیز باشد و ایمن بر تو چون مهمان
هوش مصنوعی: اگر فردی پسر تو را بگیرد و به جایی ببرد، او را عزیز و ارزشمند میدانی و نسبت به او احساس امنیت میکنی، مانند یک مهمان.
ز خرگه کهن وخورد خام و پوشش بدفتد به رومی و خورد خوش ونگارستان
هوش مصنوعی: از آشیانه قدیمی برخاست و چیزی ناپسند خورده و بد پوشیده به رومی افتاد و چیزی خوشمزه و زیبا در باغ گل چشید.
علی تگین را آنجا پدید آمده گیراگر بداند کو را بود بر تو امان
هوش مصنوعی: علی تگین در آنجا ظاهر شده است، اگر او بداند که چه کسی به تو پناه میدهد.
به هر شمار قدر خان از و فزونتر بوددر این سخن نه همانا که کس بود بگمان
هوش مصنوعی: هر اندازه که ارزش خان و کدخدا بیشتر باشد، در این موضوع به وضوح مشخص است که هیچکس این را باور ندارد.
بجاه و منزلت و قدر تا جهان بوده ستندیده خان چو قدر خان زمین ترکستان
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان پابرجاست، به کسی به اندازهی خان ترکستان (که احترام و منزلت بالایی دارد) نرسیده است.
ز چین و ما چین تا روم و روس و تاسقلابهمه ولایت خان ست و زیر طاعت خان
هوش مصنوعی: از چین و ماچین تا روم و روس و تاسقلاب، همه جا زیر سلطه و فرمانرانی خان است.
سلیح بیشست او را ز برگهای درختسپه فزونست او را ز قطره باران
هوش مصنوعی: او سلاحی دارد که از برگهای درختان بیشتر است و به نسبت قطرههای باران هم بیشتر است.
چواز تو یافت امان همچو بندگان مطیعبطاعت آمد همچون فلان و چون بهمان
هوش مصنوعی: چون از تو به امنیت رسید، مانند بندگان مطیع در اطاعت، به سوی تو آمدند، همانطور که فلان و بهمان.
تو نیز با او آن کردی از کرم که نکردبجای هیچکسی هیچ شه بهیچ زمان
هوش مصنوعی: تو هم با او کاری کردی که از بزرگی خود هیچ پادشاهی هیچگاه برای هیچکس نکرده است.
دلیر کردی او را بخدمت و بسخنعزیز کردی اورا بمجلس و میدان
هوش مصنوعی: تو او را با جرئت و جرات به خدمت گماردی و با سخن ارزشمندش او را در جمع و میدان مطرح کردی.
به خواب دیده نبود او که با تو یارد زدچو حاجبان تو و بندگان تو چوگان
هوش مصنوعی: در خواب هم نمیدید که او با تو مانند یاران و خدمتکاران تو بازی کند.
بزرگیی چه بود بیش ازین قدرخان راکه با تو همچو ندیمان تو نشست به خوان
هوش مصنوعی: بزرگی و مقام چه چیزی میتواند بالاتر از اینکه کسی چون تو، با دوستانش در کنار سفره نشسته باشد؟
بر آسمان سرخان برشد ای ملک ز شرفچو اسب خان اجل خواست حاجب از ایوان
هوش مصنوعی: بر فراز آسمان، ستارهای درخشان و افتخارآفرین ظاهر شد. ای ملک، چون اسبی که برای ورود به میدان آماده شده است، اجل از درگاه به عنوان نگهبان خواستار ورود شد.
بدان کرامت کانجا بجای او کردیسزد که شکر تو گوید به صد هزار زبان
هوش مصنوعی: بدان کہ تو در آنجا به خاطر او کار نیکو و با کرامت انجام دادی، سزاوار است که شکر تو با صدها زبان بیان شود.
خدای داند و تو کآنچه هم بدو دادیزپیل و فرش و زر و سیم و جامه الوان
هوش مصنوعی: خداوند میداند که تو چه چیزهایی به او دادهای، از جمله پشم و فرش و طلا و نقره و لباسهای رنگارنگ.
به قدر صد یک از آن مال تا هزاران سالنه در بزاید در بحر و نه زر اندرکان
هوش مصنوعی: به اندازهی یک صدُم از آن ثروت، تا هزاران سال هیچ چیزی در دریا تولید نمیکند و نه طلا در دل زمین.
اگر نهاد سر خدمت تو روی نهادز هدیه های تو بسیار گنج آبادان
هوش مصنوعی: اگر سرم را به خدمت تو بگذارم، به دلیل هدیههای فراوان تو، گنجینهای از نعمتها در این سرزمین فراهم خواهد شد.
ولیکن ار چه فراوان عطا بدو دادیپدید نامد در هیچ گنج تو نقصان
هوش مصنوعی: اما هر چند که به او بخشش و نعمتهای زیادی دادهای، هیچ کمبودی در خزینهی تو نمایان نشده است.
بگنجت اندر نقصان کجا پدید آیدکه باشد او را همسایه کوه زر رویان
هوش مصنوعی: اگر گنج تو کم و کاستی داشته باشد، چگونه میتواند در جایی پدیدار شود که همسایه کسانی باشد که مانند کوه زر درخشان و ارزشمندند؟
کسی که خدمت تو کردو طاعت تو گزیدچنین نمایی با او چنین کنی احسان
هوش مصنوعی: کسی که به تو خدمت کرده و به اطاعت از تو روی آورده، چنین با او رفتار کنی و به او احسان نمایی.
بر این نهاد نبوده ست حال و سنت کسجهانیان همه زین آگهند پیر و جوان
هوش مصنوعی: بر این ساختار، نه حالتی وجود داشته و نه سنتی. تمام مردم، اعم از پیر و جوان، از این موضوع مطلع هستند.
خلاف کردن تو خلق را مبارک نیستبر این هزار دلیلیست و صد هزار نشان
هوش مصنوعی: عمل نادرست تو نسبت به مردم خوب نیست و دلایل و نشانههای زیادی برای این موضوع وجود دارد.
زوال ملک ز پیمان شکستن تو بودکسی مباد کو با تو بشکند پیمان
هوش مصنوعی: از دست رفتن قدرت و حکومت به خاطر شکستن قرارداد و عهد تو بود. هیچ کسی نباید پیمانش را با تو بشکند.
درخت هم به بهار ار خلاف تو طلبدصبا برو هم از آنسان گذر کند که خزان
هوش مصنوعی: درختان نیز در بهار به یاد تو هستند، اما نسیم نیز به سرعت از کنار آنها عبور میکند، همانطور که خزانی بیروح از کنار میگذرد.
ور از خلاف تو پولاد سخت یاد کندبر او خدای کند خاک نرم را سوهان
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از ویژگیهای سختی تو یاد کند، خداوند میتواند این خاک نرم را مانند سوهان کند.
شگفتم آید از آن کو ترا خلاف کندهمه خلاف بود کار مردم نادان
هوش مصنوعی: عجیب است که شخصی که به تو زیان میزند، نادانی است که خودش در همه کارها اشتباه میکند.
چه گوید و چه گمانی برد که خار درشتچه کرد خواهد با آتش زبانه زنان
هوش مصنوعی: در این بیت، از کسی پرسیده میشود که چرا فکر میکند یک گیاه خاردار که در حال رشد و قوی شدن است، با شعلههای آتش چه میتواند بکند. این از نشانههایی است که نشان میدهد گاهی در برابر چالشهای بزرگ، قدرتهای غیرمنتظرهای از موجودات کوچک و کمظاهری نمایان میشود.
زیان بستان بیش از زیان ابر بودچه خشم گیرد با ابر بیهده بستان
هوش مصنوعی: زیان گرفتن از بستان بیشتر از زیان گرفتن از ابر است، چرا که خشمگین شدن از ابر بیدلیل و نابجا است.
کسی که دید که تو با مخالفان چه کنیچرا دهد بخلاف تو بر گزافه عنان
هوش مصنوعی: کسی که شاهد رفتار تو با دشمنانت است، چرا باید بیدلیل بر ضد تو صحبت کند یا حرکتی انجام دهد؟
ترا خدای بر اعدای تو مظفر کردچنانکه کرد به سیصد هزار فتح ضمان
هوش مصنوعی: خداوند تو را بر دشمنانت پیروز ساخت، همانطور که به سیصد هزار نفر پیروزی عطا کرد.
همیشه تابسر خطبه ها بود تحمیدهمیشه تا زبر نامه ها بود عنوان
هوش مصنوعی: همیشه در آغاز سخنرانیها ذکر حمد و سپاس وجود داشت و این قسمت همیشه در بین متون نوشتاری به عنوان یک موضوع مهم مطرح میشد.
همیشه تا بود اندر زمین ما اسلامهمیشه تا بود اندر میان ما فرقان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از زمانی که اسلام در زمین ما وجود دارد، همیشه برای ما راهنمایی و تمایز بین حق و باطل فراهم کرده است. اسلام به ما کمک کرده تا حقایق را بشناسیم و در میان اختلافات، راه درست را پیدا کنیم.
جهان تو دارو جهانبان تو باش و فتح تو کنظفر تو یاب و ولایت تو گیر و کام تو ران
هوش مصنوعی: در این جهان، تو به مانند دارو عمل کن و بر دیگران تسلط داشته باش. با تلاش و کوشش به موفقیت دست یاب و به حاکمیت خود ادامه بده. به دستاوردهای خود توجه کن و خواستههایت را به دست آور.
مخالفانرا یک یک ببند و چاه افکنموافقان را نونوبتخت وتاج رسان
هوش مصنوعی: همه مخالفان را جدا جدا مهار کن و برای حامیان، گام به گام رفاه و مقام بیاور.
چنانکه رسم تو و خوی تست و عادت تستبهر مه اندر شهری ز دشمنی بستان
هوش مصنوعی: همانطور که عادت و رفتار تو بر این است، در هر شهری که باشی، مهربانی و دوستی را از دشمنی بگیر.