شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح سلطان محمود غزنوی
هوش مصنوعی: این شعر به فخر و مدح شاه جهان و آرزوی طول عمر و سعادت برای او پرداخته است. شاعر خواستار سلامت و خوشبختی پادشاه است و بر اهمیت قدرت و دولت او تأکید میکند. او همچنین از احساسات مردم نسبت به پادشاه میگوید و بر این نکته تأکید دارد که بر همه مردم واجب است تا برای پادشاه دعا کنند.
شاعر به محبت و حمایت خداوند از پادشاه اشاره کرده و دعا میکند که عمر او طولانی باشد. همچنین بر اهمیت شاد بودن مردم و برکت روزهای زندگی تأکید میشود. در نهایت، شاعر انتظار دارد که پادشاه به آرزوها و خواستههای خود برسد و زندگی خوشی داشته باشد. این اثر در واقع نشاندهنده وفاداری و محبت به پادشاه و کشور است.
جاودان شاد باد شاه جهاندولت او قوی و بخت جوان
هوش مصنوعی: همیشه شاد و خوشبخت باشد پادشاه جهانیان. قدرت و بخت او همواره جوان و نیرومند است.
تندرستیش باد و روزبهیکامکاری و قدرت و امکان
هوش مصنوعی: برای تو آرزوی سلامتی و روزهای خوب دارم، همچنین موفقیت و توانمندی در کارهایت.
همچو دلها بدو فروخته بادصدر ایوان و مجلس و میدان
هوش مصنوعی: دلها همچون باد در حال جابجایی و تغییر هستند، به طوری که فضایی شگفتانگیز و پرانرژی در ایوان، مجلس و میدان ایجاد میکنند.
از شهان خدمتست و زو خلعتاز جهان طاعتست و زو فرمان
هوش مصنوعی: خدمت از جانب پادشاهان است و از آنها به آرزوها و نعمتهای جهان دست مییابیم، همچنین اطاعت از آنها موجب دریافت فرمانها و دستوراتی میشود.
ایزد او را بقای عمر دهادتا نگردد جهان ما ویران
هوش مصنوعی: خداوند به او عمر طولانی عطا کند تا جهان ما خراب نشود.
شکر او گویدی جهان شب و روزگر چو ما باشدی گشاده زبان
هوش مصنوعی: اگر تو نیز مانند ما زبانت را به ستایش او باز میکردی، در هر شب و روز، شکرگزاری از او را معمول میدانستی.
بر همه مردمان روی زمینمهر او واجبست چون ایمان
هوش مصنوعی: عشق و محبت خدا بر تمام انسانها لازم و ضروری است، همانطور که ایمان به او ضروری است.
کافرست آنکه او به پنج نمازجان او را نخواهد از یزدان
هوش مصنوعی: کسی که به پنج نماز اهمیت نمیدهد و ارتباطی با خداوند ندارد، در حقیقت بیایمان است.
جانهای جهانیان بستهستدر بقا و سلامت سلطان
هوش مصنوعی: جانهای انسانها در بقای خود و در سلامت، به وجود و حیات سلطان وابسته است.
این جهان را جمال و قدرت ازوستزان چنین ساختهست و آبادان
هوش مصنوعی: این دنیا زیبایی و قدرتش از اوست و به همین دلیل به این شکل ساخته و آباد شده است.
گر تو او را دعا کنی چه سپاسدرد خود را همی کنی درمان
هوش مصنوعی: اگر برای او دعا کنی، در واقع به نوعی از درد و مشکل خود را هم درمان کردهای.
اندر آن روزهای ناپدرامکو ز می مهر کرده بود دهان
هوش مصنوعی: در روزهایی که پدرم در کنارمان نبود، گوشهای از دهانم را از شراب عشق پر کرده بودم.
حال گفتی چگونه بود بگوینی مگوی این سخن به جای بمان
هوش مصنوعی: حال که سوال میکنی چگونه بود، بگذار بگویم و نگویم، این حرف باید در دل باقی بماند.
حال امروز گوی و رامش خلقکه ملک سوی می شتافت به خوان
هوش مصنوعی: امروز حال و هوای مردم و سرگرمی آنها مانند یک جشن است، در حالی که پادشاه به سوی میخانه میشتابد تا در مینوشی شرکت کند.
اینت خوشی و اینت آسانیروز صدقهست و بخشش و قربان
هوش مصنوعی: این روزها روزی است برای شادی و راحتی، زمانی که به نیکی و بخشش و فداکاری اهمیت داده میشود.
هر که امروز نیست شاد، خدایبر دلش بار غم کناد گران
هوش مصنوعی: هر کسی که امروز خوشحال نیست، خداوند بر دل او بار غم سنگینی نهد.
کس نداندکه ما چه یافتهایمگو ندانند، فرخی تو بدان
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که ما به چه چیزهایی دست یافتهایم، اگر دیگران ندانند، فرخی تو این را بفهم.
راز دلها خدای داند و بسمن کی آگه شوم ز راز نهان
هوش مصنوعی: فقط خدا از اسرار دلها آگاه است و من چطور میتوانم از رازهای نهفته باخبر شوم؟
از دل خویش باری آگاهموز دل خویش نیستم به گمان
هوش مصنوعی: من از دل خودم باخبرم، ولی از آنچه در دل دارم، مطمئن نیستم.
گر من امروز شادمانه نیمشسته بادی به دست من قرآن
هوش مصنوعی: اگر امروز خوشحال و سرزنده باشم، میتوانم با دستی که بادی به آن میوزد، قرآن را در دست بگیرم.
کاشکی چاره دانمی کردنتا بدو بخشمی جوانی و جان
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم راه حلی پیدا کنم تا جوانی و زندگیام را به او هدیه دهم.
گر جوانی و جان بنتوان داددل بدو دادهام جز این چه توان
هوش مصنوعی: اگر جوانی و زندگی را هم بتوانم فدای تو کنم، دل و جانم را به تو دادهام. جز این چه چیزی از دست من برمیآید؟
زان دعاها که کردهام شب و روزبر تن و جان شهریار جهان
هوش مصنوعی: از دعاهایی که شب و روز برای پادشاه جهان کردهام، بر تن و جان او.
گر یکی مستجاب کرد خدایعمر او را پدید نیست کران
هوش مصنوعی: اگر کسی دعایش نزد خداوند مورد پذیرش قرار گیرد، عمر او پایانناپذیر به نظر میرسد.
جاودانه به جای خواهد بودهمچنین شهر گیر و قلعه ستان
هوش مصنوعی: همچنین که شهرها و قلعهها پابرجا و همیشه در یاد خواهند ماند.
گه کُشد خصم و گه کشد سهیکیگه کُند صید و گه زند چوگان
هوش مصنوعی: گاهی دشمن حمله میکند و گاهی هم ما را میزند، گاهی شکار میکند و گاهی بازی میکند.
ما پراکنده پیش او برویمچه بود خوشتر و نکوتر از آن
هوش مصنوعی: ما به صورت پراکنده و جدا از هم به پیش او میرویم، اما چه چیز میتواند از این حالت زیباتر و بهتر باشد؟
یا رب اندر بقای او بفزایآنچه از عمر ما کنی نقصان
هوش مصنوعی: ای خدا، هر چه از عمر ما کاستهای، در زندگی او فزونی بخش.
هر که را او گزید تو بگزینهر که را او ز پیش راند بران
هوش مصنوعی: هر کسی که او انتخاب کرد را تو هم انتخاب کن، و هر کسی را که او از خود دور کرد، تو نیز از خود دور کن.
نیست گردان به دستش آنکس راکو برون شد ز عهد و از پیمان
هوش مصنوعی: کسی که از عهد و پیمان خود خارج شده، دیگر نمیتواند به دست گردان خود اعتماد کند.
شاد گردان موافقانش راتیره کن بر مخالفانش جهان
هوش مصنوعی: موافقانش را شاد و خوشحال کن و مخالفانش را به سختی و تیرگی بیفکن.
هر زمانی بر او زیادت بادفر این کاخ و زیب این ایوان
هوش مصنوعی: هر لحظه بر او افزوده شود، این کاخ و زیبایی این ایوان نیز بیشتر و بیشتر خواهد شد.
نامهای را کز این سرای رودنام محمود باد بر عنوان
هوش مصنوعی: نامهای که از این خانه میآید، با نام محمود بر روی آن نوشته شده است.
من ندانم که چیست کام دلشیارب او را به کام دل برسان
هوش مصنوعی: من نمیدانم آرزوی دلش چیست، ای کاش او را به آنچه که میخواهد، برسانی.