شمارهٔ ۱۴۳ - درمدح عضدالدوله امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین
هوش مصنوعی: این شعر توصیف حال و هوای شاعر در روز عید و احساساتش نسبت به محبوبش است. شاعر از محبوبی شکایت میکند که در روز عید او را رنجانده و خود را پنهان کرده است. او به زیبایی محبوب و کارهایی که او در حقش کرده، اشاره میکند و از قدرت و بزرگواری یک پادشاه به نام "خسرو ابوالقاسم" یاد میکند. شاعر تحت تأثیر لطف و کرامت این پادشاه قرار دارد و از آن به عنوان منبع امید و رحمت یاد میکند. او با احضار معانی بلندی نظیر مروت و کریمی، در نهایت بر این نکته تأکید میکند که وفاداری و خدمت به خوبیها باید حفظ شود و از پادشاه میخواهد که همچنان به خوبیهایش ادامه دهد. شاعر میگوید که یک روز خدمت به پادشاه برایش از سالها زندگی در مملکت دیگر ارزشمندتر است. شعر در نهایت بر دوستی و پیوندهای انسانی تأکید دارد و آرزوی زندگی شاد و کامیاب را برای خود و دیگران میکند.
ای نیمشب گریخته ز رضوانوندر شکنج زلف شده پنهان
هوش مصنوعی: ای که در نیمه شب از بهشت گریختهای و در پیچیدگی زلفت پنهان شدهای.
ای سرو نارسیده بتو آفتای ماه نارسیده بتو نقصان
هوش مصنوعی: ای سرو جوان، تو در اوج زیبایی خود به سر نمیبری و ای ماه جوان، تو هنوز کامل نشدهای.
ای میوه دل من ،لابل دلای آرزوی جانم، لابل جان
هوش مصنوعی: ای میوهی دل من، درون دل، ای آرزوی جانم، درون جان.
از من به روز عید بیازردیگفتی که تافته شدی از مهمان
هوش مصنوعی: در روز عید از من دلخور شدی و گفتی که به خاطر مهمانان رفتار متفاوتی داری.
تو چشم داشتی که چو هر عیدیمن پیش تو نوا زنم و دستان
هوش مصنوعی: تو آرزو داشتی که مثل هر سال در جشن عید برایت ساز بزنم و دستهایم را برایت به حرکت درآورم.
گویم که ساقیا می پیش آورمطرب یکی قصیده عیدی خوان
هوش مصنوعی: بگویم که ای ساقی، برایم می بیاور و یکی از مطربها را بخواه تا قصیدهای شاد و جشنوارهای بخواند.
دیدی مرا به عیدکه چون بودمبا چشم اشک ریز و دل بریان
هوش مصنوعی: روز عید تو مرا دیدی که با چشمان پر از اشک و دلی آکنده از درد بودم.
هر آهی از دل من ده دوزخهر قطره ای ز چشمم صد طوفان
هوش مصنوعی: هر آ糟م از دل من، جهنمی است و هر اشکی که از چشمانم میریزد، میتواند طوفانی را به راه بیاندازد.
هرکس به عید خویش کند شادیچه عبری و چه تازی و چه دهقان
هوش مصنوعی: هر کسی در روز عید خود شادی میکند، چه آن فرد از قومیتی خاص باشد، چه از نژادهای مختلف، یا اینکه کشاورز باشد.
عید من آن نبود که تو دیدیعیدمن اینک آمد با سلطان
هوش مصنوعی: عید من زمانی نیست که تو آن را دیدهای، عید من اکنون است که با پادشاه آمده است.
آن عید کیست، آنکه بدو نازدایوان و صدر و معرکه و میدان
هوش مصنوعی: آن عید چه کسی است که ایوانها، جاهای مهم و میدانها به افتخار او خود را میبالند و به او افتخار میکنند؟
میر جلیل سید ابو یعقوبیوسف برادر ملک ایران
هوش مصنوعی: میر جلیل سید ابو یعقوب یوسف، برادر پادشاه ایران است.
میری که زیر منت او گیتیشاهی که زیر همت او کیوان
هوش مصنوعی: تو به جایی میروی که در زیر نظر او، تمامی دنیا در اختیار است و او چنان قدرتی دارد که میتواند آسمانها را تحت اراده خود درآورد.
احسان نماید و ننهد منتمنت نهاد هر که نمود احسان
هوش مصنوعی: هر کسی که خوبی کند، نیازی به انتظار قدردانی از دیگران ندارد. مهربانی و نیکی به دیگران نشانه بزرگواری است و هر کس که نیکی میکند، خود در مسیر رضایت و خشنودی قرار میگیرد.
ای نکته مروت را معنیای نامه خساوت را عنوان
هوش مصنوعی: ای جوانمردی را که با منطقش، به شرافت و سخاوت اشاره میکند، و درباره نادانی و بخیل بودن دیگران سخن میگوید.
مجروح آز را بر تو مرهمدرد نیاز را بر تو درمان
هوش مصنوعی: زخم خورده نیازمند را تو تسکین میدهی و دردی که بر دوش اوست را با محبت و حمایت خود درمان میکنی.
بسیار، پیش همت تو اندکدشوار، پیش قدرت تو آسان
هوش مصنوعی: بسیاری از دشواریها در برابر اراده و توانایی تو، بسیار کم و ناچیز به نظر میرسند.
سامان خویش گم نکند هرگزآن کس که یافت از کف تو سامان
هوش مصنوعی: کسی که از تو نظم و آرامش را به دست آورده، هرگز سامان خود را گم نخواهد کرد.
از نعمت تو گردد پوشیدههرکس که از خلاف تو شد عریان
هوش مصنوعی: هر کسی که از راه تو بیرون برود، از نعمتهای تو بیبهره میماند و نادیده میشود.
کم دل بود ز مدحت تو خالیجز آنکه نیست هیچ درو ایمان
هوش مصنوعی: دلها از مدح و ستایش تو خالیاند، مگر آنکه در آنها هیچ باوری وجود نداشته باشد.
ببری، چو بر نهاده بوی مغفرشیری، چو بر فکنده بوی خفتان
هوش مصنوعی: اگر ببر بر روی خود بوی کلاهی شبیه به کلاه شیر را حس کند، مانند اینکه بویی از لباس خواب را بر روی خود داشته باشد.
ابریست تیغ تو که بجنگ اندرباران خون پدید کند هزمان
هوش مصنوعی: تیغ تو همانند ابری است که در میان باران خون به جنگ میپردازد و به موقعیتهای دشوار و خطرناک میرسد.
آنجایگه که ابر بود آهنبیشک ز خون صرف بود باران
هوش مصنوعی: در جایی که ابر وجود دارد، باران قطعاً از خون مایه میگیرد.
چندان هنر که نزد تو گرد آمداندر جهان نبینم صد یک زان
هوش مصنوعی: هرچه هنری که در جهان وجود دارد، در کنار تو برای من بیارزش است.
تو زان ملک همی هنر آموزیکو کرد خانه هنر آبادان
هوش مصنوعی: تو از آن سرزمین هنری میآموزی که هنرش همیشه زنده و شکوهمند است.
شاگرد آن شهی که بدو زنده ستآیین و رسم روستم دستان
هوش مصنوعی: شاگرد آن بزرگمردی هستم که نامش به زندگی و شیوههای روستاییان و دلاوران زنده است.
شاگرد آن هشی که بجنگ اندرگه کرگ سار گیرد و گه ثعبان
هوش مصنوعی: یادگیر آن کسی باش که در مواقع سخت با شجاعت و قدرت به مقابله میپردازد و توانایی لازم برای مدیریت چالشها را دارد.
آن شاه کیست خسرو ابوالقاسممحمود پادشاه همه کیهان
هوش مصنوعی: آن پادشاه کیست که خسرو ابوالقاسم محمود نامیده میشود و فرمانروای تمام جهانیان است؟
آن پادشا که زیر نگین دارداز حد هند تا به حد زنگان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و سلطنت یک پادشاه اشاره دارد که قلمرو او به وسعتی وسیع از هند تا زنگان را در بر میگیرد. در واقع، پادشاهی که بر این مناطق فرمان میراند، نشاندهنده نفوذ و تسلط او در سرزمینهای بزرگ است.
آن پادشاه کز ملکان بستددیهیم و تخت و مملکت و ایوان
هوش مصنوعی: آن پادشاه که تاج و تخت و حکومت و قصر را از حاکمان دیگر گرفت.
آن پادشا که دارد شاهی رارسم قباد و سیرت نوشروان
هوش مصنوعی: پادشاهی که اخلاق و رفتار او مانند قباد و نوشروان باشد، شایسته فرمانروایی است.
آن پادشاه دادگر عادلکو راست بر همه ملکان فرمان
هوش مصنوعی: آن پادشاه عادل و دادگر که بر تمامی پادشاهان فرمانروایی میکند.
همواره پادشاه جهان باداآن حق شناس حق ده حرمت دان
هوش مصنوعی: همیشه باید پادشاهی بر جهان حاکم باشد که به اصول و حقوق دیگران احترام بگذارد و به آنها اهمیت بدهد.
گسترده شد به دولت او ده جایاندر سرای دولت، شادروان
هوش مصنوعی: به خاطر رسیدن به مقام و ثروت او، در هر جایی از خانهی کشور، شادی و رونق فراوانی به وجود آمد.
ای خسروی که هست به هر وقتیدعوی جود را برتو برهان
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که در هر زمان به بخشندگی خود میبالید، دلیل و نشانهای برای جود و کرم تو بیاور.
از تو حکیم تر نبود مردموز تو کریم تر نبود انسان
هوش مصنوعی: هیچ کس از تو در حکمت برتر نیست و هیچ انسانی نیز از تو در سخاوت بالاتر نیست.
ای من ز دولت تو شده مردموزجاه تورسیده بنام و نان
هوش مصنوعی: ای محبوب من، من به خاطر نعمتهای تو زندهام و از جایگاه تو به نام و نان رسیدهام.
بگذاشتی مرا بلب جیلمبا چندپیل لاغر ناجولان
هوش مصنوعی: مرا رها کردی و اکنون در حالتی عاطفی و غمگین به سر میبرم، در حالی که احساس ناتوانی و زحمت میکنم و دلم برایت تنگ شده است.
گفتی مرا که پیلان فربی کنبایشان رسان همی علف ایشان
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که فیلها را فریب بدهم تا بتوانم علف آنها را به آنها برسانم.
آری من آن کنم که تو فرماییلیکن به حد مقدرت وامکان
هوش مصنوعی: بله، من آنچه را که تو بخواهی انجام میدهم، اما فقط به اندازهای که توان و امکاناتم اجازه میدهد.
پیلی به پنج ماه شود فربیکان پنج ماه باشد تابستان
هوش مصنوعی: فیل در پنج ماه بزرگ و چاق میشود؛ چون این پنج ماه تابستان است.
من پنج مه جدا نتوانم بوداز درگه مبارک تو زینسان
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بدون تو حتی یک لحظه هم از حضور مبارکت دور باشم.
یک روز خدمت تو مرا خوشتراز بیست ساله مملکت عمان
هوش مصنوعی: یک روز بودن در کنار تو برای من از بیست سال زندگی در عمان خوشایندتر است.
پیش سرای پرده تو خواهمهمچون فلان نشسته و چون بهمان
هوش مصنوعی: من در جلوی در خانهات مانند فلانی نشستهام و همچون بهمانی منتظرم.
من چون ز درگه تو جدا مانمچه مرمرا ولایت و چه زندان
هوش مصنوعی: اگر از درگاه تو جدا شوم، نه برای من حکومت و سرپرستی ارزشی دارد و نه زندان و حبس.
تامورد سبز باشد چون زمردتا لاله سرخ باشد چون مرجان
هوش مصنوعی: هر چیزی که سبز باشد باید زیبایی و درخشش داشته باشد، مانند سنگ زمرد. همچنین، هر چیزی که سرخ باشد باید درخشان و دلانگیز باشد، مانند مرجان.
تانرگس اندر آید با کانونتا سوسن اندر آید با نیسان
هوش مصنوعی: هنگامی که زندگی و شرایط مناسب باشد، زیبایی و شکوه نیز به آن وارد میشود.
شادان زی و بکام رس و برخوراز عمر خویش و ازدولب جانان
هوش مصنوعی: خوشبخت و شادزی، به خواستههایت برس و از زندگیات و عشق محبوبت لذت ببر.
کاین دولت برادر توباشدتاروز حشر بسته بتو پیمان
هوش مصنوعی: این نعمت و خوشبختی، برادر توست و تا روز قیامت، این رابطه بر اساس پیمانی که با تو بسته شده، باقی خواهد ماند.