شمارهٔ ۱۵۱ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای طبیعت در فصل خزان و تاثیر آن بر دل و جان انسانها میپردازد. با آغاز فصل خزان، تغییرات چشمگیری در باغ و زمین رخ میدهد؛ برگها رنگ میبازند و زندگی جانوران تحت تاثیر قرار میگیرد. شاعر همچنین از مقام والای یک شخصیت برجسته به نام سید یوسف یاد میکند و او را با صفات نیکو مانند سخاوت، فضل و نیکی معرفی مینماید. در ادامه به ارتباط میان خدمت به این شخصیت و سعادت و خوشبختی مردم اشاره میشود و شاعر با بیانی پر از تعابیر زیبا، آرزو میکند که عمر و روزگار این شخصیت همیشه درخشان و پایدار باشد. در نهایت، شاعر به جشن مهرگان اشاره کرده و طلب خیر و خوشبختی برای همه دارد.
تا پرنیان سبز بورن کرد بوستانبا مصمت سپید همی گردد آسمان
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیباییهای طبیعت اشاره شده است. وقتی که پرنیان سبز درختان و گیاهان در بوستان به وجود میآید، آسمان با رنگ سپید (احتمالاً اشاره به ابرها یا مه) پوشیده میشود. به طور کلی، تصویر زیبایی از هماهنگی عناصر طبیعت به وجود آمده است که نشاندهنده سرسبزی و طراوت محیط است.
تابرگ همچو غیبه زنگار خورده شدچون جوشن زدوده شد آب اندر آبدان
هوش مصنوعی: زنگار و کثیفیهای سطحی از بین رفته و مانند زرهای که تمیز شده، تازه و درخشان شده است. آب هم مانند مایعی در دل آبادیها، زندگیبخش و شفاف است.
تا شنبلید زرد پدید آمده ست، گشتنیلوفر کبود بآب اندرون نهان
هوش مصنوعی: زردی شنبلید نمایان شده و نیلوفر آبی درون آب پنهان گشته است.
تا بر گرفت قافله از باغ عندلیبزاغ سیه بباغ در آورد کاروان
هوش مصنوعی: زمانی که قافله از باغ بعثت آغاز کرد، زاغ سیاه هم کاروانی را به باغ آورد.
از برگ چون صحیفه بنوشته شد زمینو زابر چون صلایه سیمین شد آسمان
هوش مصنوعی: زمین مانند یک کتاب است که از برگهای آن نوشته شده و آسمان به مانند زرهای نقرهای درخشان به نظر میرسد.
رزبان ز بچگان رزان باز کرد پوستبی آنکه بچگان رزانرا رسد زیان
هوش مصنوعی: زبان از سخنان کودکان رزان پرده برداشت، بدون اینکه به آن کودکان آسیبی برسد.
باد خزان بجام مناقب (؟) کشید زرنامهربانی از چه قبل کرد مهرگان
هوش مصنوعی: باد خزان به لیوانم ضربه زد و نشان از بینیازی و دوری از گلها و زیباییها آورد، کاش قبل از این، مهرگان و دوستیها را تجربه کرده بودم.
باد خزان از آب کند تخته بلوردیبای زربفت در آرد ز پرنیان
هوش مصنوعی: با وزش باد خزان، لوح بلورین که از پارچهی زربفت درست شده است، از آب بیرون میآید و بر روی پارچهی لطیف و نرم مینشیند.
بر صحن چشمها کند از سروهای سبزوز مهرهای مینا دینار گون دهان
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چشمان اشاره دارد و تصویر زیبای طبیعت را به ما نشان میدهد. چشمان مانند سروهای سبزند و لبها به رنگ مهرههای مینا میدرخشند، که نمادی از زیبایی و ارزش است. به طور کلی، این توصیف از زیبایی ظاهری و دلربایی معشوق است.
در زیر شاخه های درختان میان باغدینار توده توده کند پیش باغبان
هوش مصنوعی: در زیر درختان باغ، سکویی پر از پول و ثروت برای باغبان تجمع کرده است.
من زین خزان بشکرم کاین مهرگان اوستوز من امیر مدح نیوشد به مهرگان
هوش مصنوعی: من از این فصل پاییز شادمانم که این مهرگان (روز مهر) متعلق به اوست و به خاطر من، امیر هنگام مهرگان با دقت به ستایش من گوش میدهد.
میر جلیل سید یوسف کجا به فضلپیداست همچو روز سپید اندر این جهان
هوش مصنوعی: سید یوسف، از کجا میتوان نشانههای علم و فضیلت تو را دید؟ مثل روز روشن و واضح است که در این دنیا وجود دارد.
نیکو دل و نکو نیتست و نکو سخنخوش عادتست وطبع خوش او را و خوش زبان
هوش مصنوعی: دل او نیکو و نیتش خوب است، و سخنانش خوشایند و عادی است. او هم طبیعتی خوش دارد و هم زبانی شیرین.
از طبع و حلم اوست هوا و زمین مگرورنه چرا هوا سبکست و زمین گران
هوش مصنوعی: خود طبیعت و صبر او موجب تعادل آسمان و زمین است؛ در غیر این صورت، چرا آسمان سبک و زمین سنگین است؟
ای صورت تو بر فلک رادی آفتابوی عادت تو برتن آزادگی روان
هوش مصنوعی: تو مانند آفتاب بر آسمان میدرخشی و روح تو تجسم آزادی و رهایی است.
در هستی خدای گروهی گمان کنندوندر سخاوت تو نکرده ست کس گمان
هوش مصنوعی: برخی از مردم در مورد وجود خدا نظری دارند و بر این باورند که در بخشش و سخاوت تو، هیچکس به اندازه کافی توجه نکرده است.
جودست قهر گنج و ترا قهرمان هم اوستبرگنج خویش کس نکند قهر قهرمان
هوش مصنوعی: سخن از بخشش و سخاوت است. آنچه در دست توست را نمیتوان به آسانی از دست داد زیرا تو خود یک قهرمان هستی و تنها قهرمانان هستند که در برابر مشکلات میایستند. بنابراین، ثروت و داراییهای شخصی به خود قهرمانان تعلق دارد و هیچکس نمیتواند آنها را از قهرمانان بگیرد.
از بس ستم که جودتو برگنج تو کندگنج تو هر زمان کنداز جود تو فغان
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستمی که از بخشش تو به وجود آمده است، ثروت تو همیشه در خطر است و هر بار که generosity تو بیشتر میشود، بیشتر عذاب میکشم.
از مردمی میان جهان داستان شدیجزداستان خویش دگر داستان مخوان
هوش مصنوعی: تو در عالم زندگی، فقط داستان خودت را روایت کن و به خاطر دیگران به قصههایشان اشاره نکن.
بس کس که در زمین ملکا خانمان نداشتاز خدمت خجسته تو شد به خانمان
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که در زندگی خود هیچ دارایی و جایگاهی نداشتند، با لطف و خدمات شایستهٔ تو به منزلت و آسایش رسیدند.
من بنده را بتهنیت خدمت تو شاههر روز نامه دگر آید ز سیستان
هوش مصنوعی: هر روز پیامی جدید از سیستان به تو، ای شاه، میرسد که من بندهات را به خاطر آن تبریک میگویم.
جزمر ترا بخدمت اگر تن دو تا کنمچون تار عنکبوت مرا بگسلد میان
هوش مصنوعی: اگر من دو تن هم ایجاد کنم و خود را به خدمت تو رسانم، حتی اگر از قدرتی مانند تار عنکبوت هم برخوردار باشم، نمیتوانم خود را از این وضعیت رهایی بخشم.
شاها بصد زبان نتوان مر ترا ستودبنده ترا چگونه ستاید بیک زبان
هوش مصنوعی: ای پادشاه، با صد زبان هم نمیتوان تو را ستود، حال آنکه بندهات چگونه میتواند فقط با یک زبان تو را مدح کند؟
ای کاشکی که هر مو گردد زبان مراتا مدح تو طلب کنمی ازیکان یکان
هوش مصنوعی: ای کاش که هر موی من تبدیل به زبانی شود تا بتوانم به ستایش تو از هر کس و ناکسی بپردازم.
از خدمت تو فخر و هم از خدمت تو جاهاز خدمت تو نام و هم از خدمت تو نان
هوش مصنوعی: از انجام وظیفه به تو، هم افتخار و هم مقام به دست میآید. از خدمت به تو نامی بر سر زبانها میافتد و همچنین روزی به دست میآید.
ای یاد گار ناصر دین خدای و دیناز تو چنانکه بنده همه ساله شادمان
هوش مصنوعی: ای یادگار ناصرالدین خدا، دین تو به گونهای است که بنده هر سال به شادی میافتد.
ز اندازه بیش فضل و هنر داری ای امیروآگه شده ست از هنر تو خدایگان
هوش مصنوعی: ای امیر، تو فضیلت و هنر را بسیار فراتر از حد معمول داری و خداوندگارانی از هنر تو آگاه شدهاند.
فرمان شاه باید اکنون همی که رووز بهر خویش را ز عدو کشوری ستان
هوش مصنوعی: حالا باید فرمان شاه را اجرا کرد، زیرا هر کس به خاطر خود، از دشمنان سرزمین میگیرد.
تا ما بهفت ماه دگر خیمه ها زنیمپیش سرای پرده تو گرد قیروان
هوش مصنوعی: ما تصمیم داریم تا هفت ماه دیگر چادرهایمان را در نزدیکی خانه تو برپا کنیم و در آنجا اردو بزنیم، مانند دوری که دور درختان سیاه میچرخد.
کز بیم ناوک تو بمغرب بروز وشباندر تن عدو بهراسد همی روان
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از تیر تو، در روز به سمت مغرب میروم و شبها نیز در بدن دشمن به شدت میترسد و نگران است.
تیع تو ترجمان اجل گشت خصم راخصمت سخن ز حلق نیوشد بترجمان
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که تو به مانند راهنمایی برای تقدیر و سرنوشت خود شدهای، چرا که دشمنانت نمیتوانند به درستی حرفهای تو را درک کنند و از آن بهره ببرند.
گرجان کشته گرد کشنده کند طوافبس جان که در طواف بود گرد آستان
هوش مصنوعی: اگر کسی که در عشق به معشوق غرق شده است، کشته شود، دوری از معشوق او را به گشت و گذار در اطراف مکان محبوبش وادار میکند؛ زیرا هر انسان عاشق، در پیرامون حرم و آستان معشوقش، بارها جان خود را قربانی میکند.
روزیکه تو بجنگ شوی روی تیغ توباغی کند پر از گل سوری و ارغوان
هوش مصنوعی: روزهایی که تو در میان جنگ قرار گیری، بر دلت سبز میشود و پر از گلهای سرخ و بنفش میشود.
تیرت مگر که بر دل خصم تو عاشقستکاندر جهد بسینه خصم تو هر زمان
هوش مصنوعی: تیر عشق تو تنها زمانی به دل دشمنات نفوذ میکند که او هم به تو علاقهمند باشد؛ در غیر این صورت، او همیشه در تلاش است تا از تیر محبت تو دوری کند.
تا نرگس شکفته نماید ترا بچشمچون شش ستاره گرد مه و مه در آن میان
هوش مصنوعی: تا زمانی که نرگس (گلی زیبا) باز شود و تو را با چشمش به تصویر بکشد، مثل شش ستارهای که در میان ماه قرار دارند.
تا چون سمن سپید بود برگ نسترنچون شنبلید زرد بود برگ زعفران
هوش مصنوعی: برگهای نسترن به رنگ زرد و شبیه به گل زعفران هستند، در حالی که برگ سمن سپید به زیبایی خود درخشان و روشن است.
فرخنده باد روز تو و دولتت قرینپاینده باد عمر تو و بخت تو جوان
هوش مصنوعی: روز و روزگارت مبارک باد و خوشی و خوشبختی همواره همراهت باشد. عمرت پایدار و بختت همیشه جوان و شاداب باشد.
سال تو فر خجسته و ایام تو سعیدعمر تو بیکرانه وعز تو جاودان
هوش مصنوعی: سال شما مبارک و روزهایتان خوش باشد. عمر شما بیپایان و عظمتتان ابدی است.
این مهرگان به شادی بگذار و همچنینصد مهرگان بکام دل خویش بگذران
هوش مصنوعی: این روز مهرگان را به شادی بگذران و همچنین صد روز مهرگان را به دلخواه و خواستهی خود سپری کن.