شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر وزیرامیر یوسف
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و روز گل سرخ در فصل خزان میپردازد. گل سرخ با وزش باد خزان مضطرب و دلهرهانگیز میشود، بهطوریکه در حالی که او نباید از باد بترسد، نگران است. در ادامه، به زبانی هنری دربارهٔ زحمات مادران برای پرورش فرزندان صحبت میشود و ناکامیهای زندگی را به تصویر میکشد. سپس، دعوتی به نوشیدن باده و جشن و سرور صورت میگیرد، در حالی که به یک شخصیت بزرگ و محترم به نام خواجه عمید و مقام او در میان شاعران اشاره میشود. شعر به تمجید از جایگاه اجتماعی و معنوی او میپردازد و به اهمیت خدمت به دیگران و پاسداشت نیکوکاری تأکید دارد. در نهایت، شعر به جایگاه ستوده خواجه در زندگی اجتماعی و ادبی و دستاوردهای او در جوانی اشاره میکند و نیکی و بداقبالی را به دو بخش به هم پیوسته مربوط میسازد.
اندر آمد به باغ باد خزانگرد برگشت گرد شاخ رزان
هوش مصنوعی: باد خزان به باغ آمد و برگها را به دور خود چرخاند و دوباره به شاخهها برگشت.
رز دژم روی گشت و لرزه گرفتعادت او چنین بود به خزان
هوش مصنوعی: گل سرخ به خاطر زیبایی و شادابیاش وقتی به پاییز میرسد، دچار بیحوصلگی و پژمردگی میشود. این حال و هوای غمگینی که برای گل اتفاق میافتد، به خاطر طبیعت آن است که در فصول تغییر، احساس یأس و سستی میکند.
رز چرا تراسدای شگفت ز بادچون نترسد همی رز از رزبان
هوش مصنوعی: چرا گل، با وزش باد، ترسی ندارد؟ آیا از زیباییاش نمیترسد؟
باز رزبان به کارد برد رزبچه نازنین کند قربان
هوش مصنوعی: این بیت به بیان احساسات عمیق و محبت به یک کودک نازنین میپردازد. فردی با عشق و محبت، چنین میگوید که به خاطر زیبایی و معصومیت آن کودک، جان خود را فدای او میکند. این حس نشاندهندهی وابستگی و ارزشی است که به وجود این کودک داده میشود.
گرچه سردست باد را زنهارنرسد زومگر به جامه زیان
هوش مصنوعی: هرچند که باد سردی در هر لحظه وجود دارد، اما نگران نباشید، چرا که در برابر آن، لباس شما از آسیب در امان است.
جامه خوشتر بر تو یا فرزندنی که فرزند خوشترست از آن
هوش مصنوعی: لباس زیبا و خوشرنگی برای تو مناسبتر است یا فرزند؟ که در واقع، داشتن فرزند از هر چیزی بهتر و با ارزشتر است.
رز مسکین به مهر چندین گاهبچه پرورد در بر و پستان
هوش مصنوعی: گل سرخ ضعیف و بیپناه به خاطر عشق و محبت، زمانهای زیادی فرزندش را در آغوش و پستانش پرورش داد.
رفت رزبان سنگدل که دهدمادران را ز بچگان هجران
هوش مصنوعی: دولت و خوشی پرچم سنگدل از میان رفت و اکنون مادران دلتنگ فرزندان خود هستند و از دوری آنها رنج میبرند.
ما غم رز چرا خوریم همیخیز تا باده ها خوریم گران
هوش مصنوعی: نگران غم و غصههای زندگی نباشیم، بیایید بلند شویم و با هم خوش بگذرانیم و از نوشیدنیها لذت ببریم.
ساقیا! بار کن ز باده قدحباده چون گداخته مرجان
هوش مصنوعی: ای ساقی! باده را در جام بریز، چرا که این باده مانند گُل سرخ سرخ و درخشان است.
مطربا! تو بساز رود نخستمدحت خواجه عمید بخوان
هوش مصنوعی: نگارنده از نوازنده میخواهد تا ابتدا آهنگی بسازد و سپس ستایش و تمجید از خواجه عمید را بخواند.
خواجه بوسهل داد پرور و دینکدخدای برادر سلطان
هوش مصنوعی: خواجه بوسهل، مسئول تربیت و آموزش، دین کدخدای برادر پادشاه است.
آن بزرگ آمده زخانه خویشوز بزرگی بدو دهند نشان
هوش مصنوعی: آن فرد بزرگ و محترم از خانهاش بیرون آمده و مردم به او احترام گذاشته و نشانی از بزرگیاش را به او تقدیم میکنند.
دیده پیوسته در سرای پدرز ایران را و شاعران برخوان
هوش مصنوعی: چشم همیشه به دنبال سرزمین پدر است، ایران را و شعرای آن را مدام مورد توجه قرار بده.
چشم او پر زمال ونعمت خویشزو رسیده عطا بدین و بدان
هوش مصنوعی: چشم او مملو از زیبایی و نعمتهای خود است و به همین خاطر بخششهایی به دیگران دارد.
همه تا کوشد اندر آن کوشدکه دل غمگنی کند شادان
هوش مصنوعی: هر کسی سعی میکند تا در دل شخصی غمگین شادی به وجود آورد.
خدمت او همی کند همه کساو کند باز خدمت مهمان
هوش مصنوعی: هر کس به مهمان احترام میگذارد و به او خدمت میکند، در حقیقت، این کار در خدمت او نیز محسوب میشود.
مجمع شاعران بود شب و روزخانه آن بزرگوار جهان
هوش مصنوعی: در شب و روز، جمعی از شاعران گرد هم میآمدند و در خانه آن بزرگوار جهان حضور داشتند.
راست گویی جدا جدا هر روزهمه را هست نزد او دیوان
هوش مصنوعی: هر روز راستگویی و صداقت به طور جداگانه وجود دارد و همه این موارد در نظر او به شکل یک دیوان بزرگ است.
نامجویست و زود یابد نامهر که را فضل باشد و احسان
هوش مصنوعی: کسی که علم و فضیلت دارد، به سرعت شهرت و نام نیکو مییابد.
هر که نیکو کند نکو شنودگر ندانسته ای درست بدان
هوش مصنوعی: هر کسی که عمل نیکویی انجام دهد، خوبی را از دیگران دریافت میکند. اگر به این موضوع آگاه نیستی، حالا باید بدانی.
خواجه را بیهده گرفته نشدراه مردان و مهتران و ردان
هوش مصنوعی: خواجه به سادگی موفق نشد که راه مردان بزرگ و پیشوایان را بیابد.
همچنان کز ستارگان خورشیدخواجه پیداست از همه اقران
هوش مصنوعی: همچنان که از میان ستارهها، خورشید خانم به خوبی نمایان است، او نیز از همهی همنسلان خود متمایز و برجستهتر است.
نزد او عرض او عزیز ترستاز گرامی تن و عزیز روان
هوش مصنوعی: در نزد او، درخواست و خواستهٔ انسان ارزشمندتر از جسم و جان عزیز اوست.
در جوانی بزرگنامی یافتوین عجایب بود ز مرد جوان
هوش مصنوعی: در جوانی، او نامی بزرگ و مشهور پیدا کرد و این یک شگفتی بود از طرف یک مرد جوان.
تا هوا را پدید نیست کنارتا فلک را پدید نیست کران
هوش مصنوعی: وقتی که هوا شکل و رنگی ندارد، آسمان هم به نظر نمیرسد که انتهایی داشته باشد.
تا بخار از زمین شود به هواتا فرود آید از هوا باران
هوش مصنوعی: وقتی بخار از زمین به آسمان برود، باران از آسمان نازل میشود.
دولتش یار باد و بخت رفیقرای او کارکرد زین دو میان
هوش مصنوعی: خوشبختی و سرنوشت خوب، یاوری برای او هستند و به او کمک میکنند تا کارها را به پیش ببرد.
قسمش از مهرگان سعادت و عزقسم بدخواه او بلا و هوان
هوش مصنوعی: قسم او به روز مهرگان نشانه سعادت و عزت است، در حالی که قسم بدخواه او به مصیبت و بدبختی اشاره دارد.