شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح خواجه ابو علی حسنک وزیر
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دوستی است که در آن شاعر از شکستن عهد و وفاداری صحبت میکند. او به زلف پر شکن معشوق اشاره میکند و میگوید که دامها و حیلهها برای به دست آوردن دل او بیفایده است. همچنین به وزیری بزرگ اشاره میکند که با انصاف و نیکوکاری خود زندگی مردم را بهبود میبخشید و باعث ایجاد عدالت و آرامش در جامعه شد. شاعر از تغییرات مثبت در دوران این وزیر میگوید و اینکه چگونه او توانسته است مردم را به وطن بازگرداند و مشکلات را حل کند. در نهایت، شاعر خیرخواهی و شادی را برای این وزیر و همچنین مردم آرزو میکند.
ای عهد من شکسته بدان زلف پر شکنباز این چه سنبلست که سر برزد از سمن
هوش مصنوعی: ای یار، بدان که با آن زلف پرپیچ و خم خود، عهد من را شکستی. از این گل زیبا که از گلابی بلند شده، چه خبری داری؟
دامیست آن که از پی دل تو همی زنیدام ار همی ز بهر دل من زنی مزن
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال قلب تو میگردد، اگر بخواهد برای من هم تلاشی کند، بهتر است این کار را نکند.
چندین هزار حیله چه باید ز بهر دلدل پیش تست چون نپذیری همی ز من
هوش مصنوعی: چندین هزار ترفند و زیرکی برای خاطر تو وجود دارد، ولی وقتی که تو دل ندهی و قبول نکنی، چه فایدهای دارد؟
در سیم چاه کندی و دامی همی نهیبر طرف چاه از سر زلفین پر شکن
هوش مصنوعی: در کنار چاه، دام و تلهای میگذاری و موهای پر از شکن و زیبا را بر لب چاه رها میکنی.
تو شغل دوست داری و در هر کجا رسیچاهی همی فرو بر و دامی همی فکن
هوش مصنوعی: تو به شغل و کار خود علاقهمندی و در هر کجا که بروی، باید در آنجا چاه بکن و دام بیندازی.
ما را سخن فروش نهادی لقب چه بوداز چه به زر زمان خریدی همی سخن
هوش مصنوعی: ما را به عنوان سخنفروش چه لقبی دادهاند؟ چرا که تو با زر و پول، سخن را خریداری میکنی.
خواجه بزرگ تاج بزرگان ابو علیخورشید مهتران و سر خواجگان حسن
هوش مصنوعی: در این بیت به ستایش شخصیتی بزرگ و مهم اشاره شده است که در میان بزرگان و افراد با مقام و منزلت، جایگاه ویژهای دارد. او به عنوان یک پیشوای برجسته و سرآمد شناخته میشود که دیگران به او احترام میگذارند و از او الهام میگیرند.
آن ذوفنی که تا به کنون هیچ ذوفنونهرگز بر او به کار نبردهست هیچ فن
هوش مصنوعی: آن کسی که تا به حال هیچ هنری را به خوبی نیاموخته و در هیچ زمینهای مهارت ندارد، در واقع هیچ چیزی نمیداند.
در شغل شاه و ساختن ملک معتمدبر گنج شاه و مملکت شاه مؤتمن
هوش مصنوعی: در کار پادشاهی و ساختن کشور، به خزانه و ثروت پادشاه و امنیت و امانت کشور تکیه میشود.
از بهر نیکنامی شاه و صلاح خلقاز بست برگرفت و بیامد به تاختن
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن نام نیک برای پادشاه و بهبود وضعیت مردم، از محل خود بیرون آمد و با شتاب حرکت کرد.
اندیشه رعیت چندان که او کنداندیشه وثن نه همانا کند شمن
هوش مصنوعی: تفکر و نگرش رعیت به اندازهای است که او فکر میکند، اما نه به اصول و قواعد اساسی. به عبارت دیگر، تفکر او سطحی و محدود است و به عمق و درک درست نمیرسد.
شکرش همی کنند یکایک به روز و شبپیر و جوان، تو انگر و درویش، مرد و زن
هوش مصنوعی: همه افراد، چه پیر و چه جوان، در شب و روز به خاطر نعمتها شکرگزارند. تو نیز باید به یاد داشته باشی و این را فراموش نکنی.
روزی هزار بار بر او آفرین کننداندر هزار خانه واندر صد انجمن
هوش مصنوعی: هر روز هزار مرتبه بر او تحسین و ستایش میشود، در هزار خانه و در صد جمع و معرکه.
تا او به پیشگاه وزارت فرو نشستبرخاست از میان جهان فتنه و محن
هوش مصنوعی: زمانی که او به مقام وزارت رسید، از دل آشوبها و مشکلات جهان بیرون آمد و برتری یافت.
بر دست او رها شد و از بند رسته شدصد راد مرد مهتر و صد راد ممتحن
هوش مصنوعی: از دست او رهایی یافته و از قید و بند آزاد شد، صد مرد راد و بزرگ و صد شخص آزموده و امتحان شده نیز به همین حال درآمدند.
گویی خدای وحی فرستاد سوی اوکآزاد وار بیخ بلا از جهان بکن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که مانند این است که خداوند پیامی را به سوی او فرستاده تا او بتواند به طور آزادانه رنجها و مشکلات را از دنیا برطرف کند.
وز بهر مملکت چنانکه ندانست کرد کسآیینهای نیک نهاد و نکو سنن
هوش مصنوعی: به خاطر مملکت، کسی بدون اینکه بداند چه میکند، سنتها و آیینهای خوبی را وضع کرده است.
بنشاند جور و فتنه ز گیتی به عدل و دادتا عالمی به مهر بر او گشت مفتنن
هوش مصنوعی: با تلاش برای برقراری عدالت و انصاف، میتوان در جهان نظم و آرامش برقرار کرد و به همین دلیل، مردم با عشق و محبت به یکدیگر نزدیک میشوند و جذب یکدیگر میگردند.
در روزگار او وطن خویش باز یافتپانصد هزار مردم گمگشته از وطن
هوش مصنوعی: در دوران او، کشور خود را دوباره شناخت و حدود پانصد هزار نفر که از وطن خود بیخبر بودند، به آن بازگشتند.
بر جویهای خشک به امید عدل اواکنون همی صنوبر کارند و نارون
هوش مصنوعی: در زمینهای خشک، به امید انصاف پروردگار، درختان صنوبر و نارون میکارند.
در باغهای پست شده هم بدین امیدنونو همی بنفشه نشانندو نسترن
هوش مصنوعی: در باغهای کوچک و ساده، با امید به آینده، بنفشهها و نسترنها را میکارند و درختان را نشان میدهند.
آن جایها که خار مغیلان گرفته بودامروز بوستان و گلستان شد و چمن
هوش مصنوعی: جایی که قبلاً پر از خاری و بیشکلی بود، حالا به باغی پر از گل و چمن تبدیل شده است.
هر کس به شغل خویش فرورفت و باز یافتاز رای نیک و برکت خواجه سر رسن
هوش مصنوعی: هر فردی در کار و حرفه خود مشغول میشود و از قلب فکر و تدبیر خوب و برکت برادر خود بهرهمند میشود.
با جامههای محتشمان کرد عدل اوآن را که گشته بود به صد پاره پیرهن
هوش مصنوعی: عدل او چنان است که کسی که به هزار پاره لباس شده بود، با پوششهای محترم و شایسته، دوباره به حالتی مرتب و آراسته در میآید.
حال ولایتی به مثال بنات نعشاز مردم گریخته برکرد چون پرن
هوش مصنوعی: حال والی و سرپرست به نوعی شبیه به اوضاعی است که دختران به غنیمت گرفته شده، از دست مردم فرار کردهاند؛ این وضعیت مانند پرندهای است که از دست میگریزد.
کس بود کو ز کوه یمن برگذشته بودامروز روی باز نهاد از کُه یمن
هوش مصنوعی: امروز کسی را نمیبینیم که به یاد کوههای یمن از خود گذشتگی کرده و در مقابل این شرایط چهرهای پرشور و امیدوار نشان دهد.
تا خوی او چنین بود او را به روز و شبایزد نگاهدار بود ز آفت زمن
هوش مصنوعی: او که ویژگیهایش اینگونه بود، در روز و شب تحت حمایت خداوند قرار داشت تا از آسیبها و خطرات زمان محفوظ بماند.
ای اختیار کرده سلطان روزگارلابلکه اختیار خداوند ذوالمنن
هوش مصنوعی: ای کسی که در این جهان به عنوان سلطان اختیار شناخته شدهای، بدان که در حقیقت، قدرت و اختیار از آن خداوند بخشنده است.
ز آزادگی نمودن و کردارهای نیکآزادگان به شکر تو گشتند مرتهن
هوش مصنوعی: آزادگان به خاطر انجام کارهای نیک و رفتارهای خوب خود، به تو شکرگزاری کردند و از آزادی خود بهرهمند شدند.
تا هیچ خلق شاد بود در همه جهانخلق از توشاد باد و تو شادان ز خویشتن
هوش مصنوعی: برای این که همه موجودات در جهان خوشحال باشند، تو نیز خوشحال باش و شادی خود را از درون خود پیدا کن.
تو شادمان و آنکه به تو شادمانه نیستچون مرغ برکشیده به تفسیده بابزن
تو شادمان باشی و کسی که از تو شاد نیست، چون مرغی باشد کشیده شده بر سیخ داغ.
هر روز نو به بزم تو خوبان ماهرویهر سال نو به دست تو جام مِی کهن
هوش مصنوعی: هر روز که در کنار تو هستم، زیباییهای تازهای را میبینم و هر سال، همانند قدیمیترین و باارزشترین مینوش از دستان تو میگیرم.
زین عید بهره تو نشاط و سرور بادبهر مخالف تو غم و انده و حزن
هوش مصنوعی: از این عید برای تو خوشحالی و شادابی آرزو دارم، اما برای دشمنانت غم و اندوه و ناراحتی.
دو دست تو به دست دو بت، سال و ماه باداین آفتاب خلخ و آن شمسه ختن
هوش مصنوعی: دستهای تو در دستهای دو معبود است، سالها و ماهها مانند این آفتاب زینتی و آن ماه زیبای ختن میگذرد.