شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مناسبت عید نوروز و زیباییهای طبیعی و انسانی آن میپردازد. او در توصیف جشن، به بیداری و شادابی دل، زیبایی زلفها و بوی خوش عطرها اشاره میکند. سپس به محبتی که به شخصی با ویژگیهای نیکو، مانند یوسف بن ناصر دین دارد، متمرکز میشود و او را ستایش میکند. شاعر از او به عنوان فرماندهای سخی، دلیر و محبوب یاد میکند که دیگران او را میستایند و در برابرش خاضع هستند. او بر اهمیت وفا و دوستی تأکید میکند و آرزو میکند که دولت این شاه و میر بزرگ همواره پایدار بماند و مردم در زیر سایه او آرامش و آسایش داشته باشند. شعر در نهایت به دعای خیر برای این شخصیت بزرگ و خوشبختی او ختم میشود.
عید خوبان سرای آمد و خورشید سپاهجامه عید بپوشید و بیاراست پگاه
هوش مصنوعی: روز عید نیکوکاران فرارسیده است و خورشید مانند سربازان، لباس عید بر تن کرده و صبحگاه را زیبا و آراسته کرده است.
زلف را شانه زدو حلقه و بندش بگشاددامنی مشک فرو ریخت از آن زلف سیاه
هوش مصنوعی: موهای زیبا و مشکی را شانه کرد و با این کار، حلقهها و بندهایش را باز کرد. از آن موهای سیاه، عطر مشکین و خوشبو بر زمین ریخت.
باد شبگیری برزلف سیاهش بوزیدطبل عطار شد از بوی همه لشکر گاه
هوش مصنوعی: باد شبانه به تاریکی موی او وزید و بوی عطرش به پخش شدن صدای طبلها انجامید، گویی که بویی از تمام لشکر به مشام میرسد.
بر خر گاه فراز آمد و بر عادت خویشسر خرگاه بر افکند و به من کرد نگاه
هوش مصنوعی: او بر روی خر بالا رفت و به روش همیشگیاش، سر خر را پایین انداخت و به من نگاهی کرد.
شب تاریک فرو رفته مه اندر پس کوههمه خر گاه بر افروخت از آن روی چو ماه
هوش مصنوعی: در دل شب تاریک، ماهی در پشت کوهها ظاهر شده و نورش همه جا را روشن کرده است، همچون اینکه شب همچون شبنشینی آرام و زیبا میباشد.
من در آن حال ز خواب خوش بیدار شدمبنگریدم بت من داشت سر اندر خرگاه
هوش مصنوعی: من در حالتی که خوشحال و خوابآلود بودم از خواب بیدار شدم و دیدم که معشوق من در چادر حضور دارد.
گفتم: این کیست؟ مرا گفت: کمین بنده توتا دلم گشت بر آن ماه دگر باره تباه
هوش مصنوعی: گفتم: این کیست؟ او پاسخ داد: منتظر بنده تو است تا دوباره دلم به عشق آن ماه در معرض نابودی قرار گیرد.
آفرین کردم بر شاه فراوان وسزیدکه چنان ماه به کف کردم در خدمت شاه
هوش مصنوعی: من تحسین و ستایشهای زیادی برای شاه کردم و سزاوار است که مانند ماه او را در دست خود داشته باشم و به او خدمت کنم.
روی شاهان جهان یوسف بن ناصر دینمیرعادل عضد دولت سالار سپاه
هوش مصنوعی: یوسف بن ناصر، مردی عادل و همراه دولت، رهبری سپاه را بر عهده دارد و در میان پادشاهان جهان جایگاه ویژهای دارد.
آنکه پیوسته سخاوت سوی او دارد رویاز پی آنکه ز گیتی سوی او داند راه
هوش مصنوعی: کسی که همیشه به سمت سخاوت و generosity تلاش میکند، از کسی که راه دستیابی به او را در زندگی دنیوی میداند، دوری میکند.
بر او مال بهم کردن منکر گنهیستنکند مال بهم زانکه بترسد ز گناه
هوش مصنوعی: جمع کردن مال بر کسی که مرتکب گناه است، کاری ناپسند است، چرا که او از ترس گناه، مال را جمع نمیکند.
هر چه آمد به کف او به کف دیگر دادمن ازین آگهم و لشکر سلطان آگاه
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دست او قرار گرفت، به دست دیگری سپرد. من از این آگاه هستم و از لشکر سلطان خبر دارم.
تنگدل گردد اگر گویی روزی به جهانمردمی بود که دینار و درم داشت نگاه
هوش مصنوعی: اگر بگویی روزی در دنیا مردمی بودند که ثروت داشتند، دلها به تنگی میآید.
با چنین همت شاهانه که اندر سر اوستزود باشد که به نهمت رسد ان شائالله
هوش مصنوعی: با این اراده و تلاش بینظیری که در ذهن او وجود دارد، به زودی به هدفهایش دست خواهد یافت، ان شاء الله.
فلک برشده زانجای کجا همت اوستهمچنان باشد کآب از بن صد بازی چاه
هوش مصنوعی: آسمان از آنجا که برآمده، همانگونه باقی میماند که آب از عمق چاه میجوشد.
دست رادان جهان کوته کرد از رادیکه کنددست بزرگان ز بزرگی کوتاه
هوش مصنوعی: نیکی و بلند نظری انسانهای بزرگ، جایگاه و مقام آنها را ارتقاء میبخشد و باعث میشود که دیگران نتوانند از ویژگیهای آنها کاسته و یا آنها را به پایین بکشانند. دست نادانان و بداندیشان، هرگز به اندازه توانایی و بزرگمردی افراد با ارزش و با فضیلت نمیرسد.
بکندهر چه شه ایران در خواهد ازوهر چه دشوارتر،ای شاه، تو از میر بخواه
هوش مصنوعی: هر چه که شاه ایران بخواهد، او باید هر چه دشوارتر باشد، از میر این خواستهها را بخواهد.
میر یوسف عضد دولت شیریست دلیرکه همه شیران باشند بر او روباه
هوش مصنوعی: یوسف، پشتیبان دولت، مانند شیری دلیر است که همه شیرها در برابر او به مانند روباه میباشند.
همه میران جهاندیده کزو یاد کنندخاک بوسند و بیالاینداز خاک جباه
هوش مصنوعی: تمام افرادی که در جهان دیدهبان هستند، او را به یاد میآورند و خاک پایش را میبوسند و به خاک او ارادت میورزند.
مهترین میر مبارز که به او نامه کندبر نویسد ز بر نامه که: «عبده » و «فداه »
هوش مصنوعی: بهترین و برجستهترین جنگجویی که به او نامه نوشته میشود، در ابتدای نامه مینویسد: «بندهات» و «فدای تو».
شهریارا چو سپهدار تو این میرد لیربه سپهداری کس بر ننهاده ست کلاه
هوش مصنوعی: شهریار، مانند فرماندهای، این مرد لیر را در مقام رهبری و فرماندهی قرار نداده است و هیچ کلاهی بر سر او ننهاده است.
هر مصافی که بدو خویشتن اندر فکندزان مصاف ایچ سخن نشنوی الا همه آه
هوش مصنوعی: هر مبارزهای که انسان با خودش داشته باشد، از آن مبارزه جز آه و ناله چیزی نخواهی شنید.
سپه آرای تو رو کردچون هنگام نبردرویهای چوگل سرخ کند زرد چو کاه
هوش مصنوعی: در زمان نبرد، وقتی نزدیک میشوی، چهرهات مانند چهره کسی میشود که از ترس رنگش بدل به زرد شده است، همانند کاه که رنگش تغییر میکند.
جاه دارد بر شاهان زبر و بازوی خویشلیکن از دولت و از خدمت تو جوید جاه
هوش مصنوعی: این فرد به خاطر قدرت و بازوی خود، افتخار و مقام دارد، اما به خاطر حمایت و خدمت تو به دنبال مقام و منزلت بیشتری است.
از وفای تو سرشته ست دل او و تو خودآزمودستی او را به وفا چندین راه
هوش مصنوعی: دل او به خاطر وفاداری تو ساخته شده است و تو خود به خوبی او را در امتحان وفا آزمایش کردهای.
نهمت او همه اینست که از روی زمینبکند نام عدوی تو و نام بدخواه
هوش مصنوعی: تمام تلاش او این است که نام دشمن تو و نام کسی که به تو بدخواهی میکند، از روی زمین محو کند.
دل بدخواه تو پیش تو بدوزد به خدنگهمچنان چون دل آن شیر بدان سوی بیاه
هوش مصنوعی: دل پر از آرزوی تو با دقت و عشق به تو خیره میشود، مانند آنکه دل شیر به سوی شکارش معطوف است.
عادتی دارد نیکو و خویی دارد خوبهمچنین زیبد زان روی چو رنگین دیباه
هوش مصنوعی: او عادتهای نیک و خویهای خوب دارد و به همین دلیل، زیباییاش مانند پارچهای رنگین است.
آزرانیست پناهی به جز ازدرگه اوزانکه جودش دهد او را به نکو جای پناه
هوش مصنوعی: هیچ پناهگاهی جز درگاه او نیست، زیرا generosity و سخاوت او باعث میشود که کسی را به نیکویی و بهترین جا پناه دهد.
خادم او ز سرشوق جهان بی منتچاکر او زبن گوش فلک بی اکراه
هوش مصنوعی: خدمتگزار او با شوق و علاقه به دنیای بیمنت، و چاکر او نیز با کمال رضایت و بدون هیچ مقاومتی به پیشنهاد آسمان پاسخ میدهد.
تا همه روزه سوی ابر بود چشم زمینتا همه ساله سوی بحر بود میل میاه
هوش مصنوعی: به طور روزانه، زمین به سوی ابرها نگاه میکند و در طول سال، به سمت دریاها کشش و تمایل دارد تا آب را به دست آورد.
تا بود هیچ شهی را به جهان خیل و حشمتا بود هیچ مهی را به جهان بنده و داه
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیا شاهی وجود داشته باشد، سپاهی و یاری نیز خواهد بود و تا زمانی که ماهی در این جهان هست، بندگان و خدمتگزارانی نیز برای او وجود دارند.
به مراد دل او باد همه کار جهانبشنواد از من این دعوت و این لفظ اله
هوش مصنوعی: به دلخواه او، هرچه در جهان است به وقوع میپیوندد. از من این پیام و این سخن الهی را بشنوید.
فرخش بادو خداوندش فرخنده کنادعید فرخنده بهمنجنه بهمن ماه
هوش مصنوعی: باد خوش و نشاطانگیز بر او بوزد و خداوندش را سعادتمند کند. عید سعید بهمنماه را جشن بگیریم.
دولت اورا به همه کام و هوا راهنمایایزد او رابه همه حادثه ها پشت و پناه
هوش مصنوعی: این شعر به توفیق و موفقیت فرد اشاره دارد که در زندگیاش به همه آرزوها و خواستههایش راهنمایی میشود. همچنین به او قدرتی از جانب خداوند داده شده است که در تمام موقعیتها و چالشها حمایت میکند و در سختیها پشتیبانی دارد.