شمارهٔ ۲۱۴ - در مدح خواجه ابوسهل احمدبن حسن حمدوی گوید
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر احساسات عاطفی و دردهای خود را نسبت به پسرش ابراز میکند. او به رابطهای که بین خود و پسرش وجود دارد اشاره کرده و از فاصله عاطفی و عدم توجه پسرش به خود ناراحت است. شاعر از پسر میخواهد که درک کند که پدر چقدر برای او زحمت کشیده و محبتش را نادیده نگیرد.
شاعر به مدح خواجه سید ابو سهل، فردی با فضایل و ویژگیهای برجسته، نیز پرداخته و او را مثال خوبی برای فرزندی است که باید به پدرش احترام بگذارد و مطابق با آموزههای او رفتار کند. در ادامه، شاعر از صفات خوب و نیکوی خواجه میگوید و او را به عنوان نمونهای از آدمهای نیکو و با فضیلت معرفی میکند.
در نهایت، شاعر با نگاهی امیدوارانه به دنیای اطرافش، از پسرش میخواهد که در مسیر خوبیها قدم بردارد و از بخشش و مهربانی دریغ نکند.
ای پسر هیچ ندانم که چگونه پسریهر زمان با پدر خویش به خوی دگری
هوش مصنوعی: ای پسر، نمیدانم چرا تو هر بار به شکلی متفاوت با پدر خود رفتار میکنی.
با چنین خو که تو داری پسرا، گر به مثلصبر ایوب مرا بودی گشتی سپری
هوش مصنوعی: با این رفتاری که تو داری، اگر هم مثل ایوب صبر کنم، به هر حال قادر نیستم از این وضعیت محافظت کنم.
تنگدل گردی چون من سوی تو کم نگرمور سوی تو نگرم تو به دگر سو نگری
هوش مصنوعی: اگر مثل من دلگیر و ناراحت شوی، وقتی کم به تو نگاه میکنم، و وقتی که به تو نگاه میکنم، تو به سمت دیگری نگاه میکنی.
بوسه ندْهیّ و نخواهی که کسم بوسه دهدپس تو ای جان پدر رنج و عَنای پدری
هوش مصنوعی: اگر تو بوسهای ندهی و نخواهی که دیگران هم بوسهای بدهند، پس تو ای جان پدر، از رنج و محبت پدری چه انتظاری داری؟
گر نخواهی که مرا بوسه دهد جز تو کسیتو مکن نیز گه بوسه چنین حیلهگری
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی کسی جز تو مرا ببوسد، پس نگذار کسی به مانند تو این کار را انجام دهد.
من به پروردن تو رنج بدان روی برمکه تو در جستن کام دل من رنج بری
هوش مصنوعی: من برای پرورش دادن تو سختی میکشم، زیرا تو نیز برای به دست آوردن آرزوهایم سختی میکشی.
به مراد دل من باش و دلم نیز مخورگر همی خواهی کز صحبت من بر بخوری
هوش مصنوعی: به خواستههای قلب من توجه کن و خودت را ناراحت نکن. اگر میخواهی از همراهی من خوشحال باشی، باید این کار را بکنی.
تیر بالایی و ماننده تیری که تراهر چه نزدیکتر آرم تو زمن دورتری
هوش مصنوعی: من تو را به قدر نزدیکیای که تیر به هدف میرسد، به خود نزدیک میکنم، اما تو هر چه نزدیکتر میشوی، من از تو دورتر میشوم.
مکن ای دوست که گر من ز تو بر تابم رویبسکه تو گریی و من گویم خوناب گری
هوش مصنوعی: ای دوست، نگذار که اگر من از تو دور شوم، به خاطر گریههای تو، من نیز دلتنگی و خوندل بخورم.
من نه از بیکسی اندر کف تو دادم دلکه مرا جز تو بتانند به خوبی چوبری
هوش مصنوعی: من به خاطر هیچکس دل به تو دادهام، چون جز تو کسی نیست که بتواند به خوبی تو را به من معرفی کند.
دل بدان یافتی از من که نکو دانی خواندمدحت خواجه آزاده به الفاظ دری
هوش مصنوعی: تو از دل من خبری یافتی که خوب میدانی، در مورد مدح و ستایش یک بزرگوار آزاده، سخن گفتن با واژههای زیبا و فصیح دری چه ارزشی دارد.
خواجه سید ابو سهل رئیس الرؤسااحمد بن الحسن آن بار خدای هنری
هوش مصنوعی: خواجه سید ابوسهل احمد بن حسن، که در مقام ریاست و رهبری به شهرت رسیده، توجه و لطف ویژهای از جانب خداوند برخوردار است.
آن مهی یافته از گوهر و زیبای مهیوان سری یافته بر خلق و سزاوار سری
هوش مصنوعی: زیبایی و درخشندگی آن ماهی، ناشی از گوهر و زیبایی خاص خودش است و او همچنین دختری دارد که به خاطر زیباییاش، شایسته توجه و محبت دیگران است.
نعمت و مال جهان را بر او نیست شرفاینت مردی خطری، شاد زیاد این خطری
هوش مصنوعی: شرف و ارزش انسان به نعمت و مال دنیاست، بلکه به چشمی که او را میبیند. مردی که با خطرات بزرگ سر و کار دارد، از زندگی شادابتر و با طراوتتری برخوردار است.
مهتری کرده و آموخته در خانه خویشمهتری کردن و آن مهتری او را گهری
هوش مصنوعی: کسی که در خانه خود مهارت و فضیلت را آموخته است، در نهایت به ارزشی همچون گوهر میرسد.
از عطا دادن پیوسته و خوشخویی اوادبای سفری گشته براو حضری
هوش مصنوعی: از بخشش مداوم و رفتار نیک او، شاعران و نویسندگان به سفر کرده و به او احترام میگذارند.
زنده کرد او به بزرگی و هنر نام پدراین چنین باید کردن پدران را پسری
هوش مصنوعی: او با بزرگی و هنر خود نام پدرش را زنده کرد، و پسران نیز باید به همین شکل به بزرگداشت و احترام پدرانشان بپردازند.
پایگاه وزرا یافته نزدیک ملکاز نکو رایی و دانایی و تدبیر گری
هوش مصنوعی: وزرا با نیکویی، دانش و تدبیر خود، جایگاهی نزدیک به پادشاه پیدا کردهاند.
در شمار هنرش عاجز و سر گشته شویگر توانی به مثل قطره باران شمری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به هنر او برسید و در آن راه تلاش کنی، ممکن است به اندازه یک قطره باران هم نتوانی به او نزدیک شوی.
گر تو خواهیش و گر نه به تو اندر بشلدزراوچون به در خانه او بر گذری
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی یا نخواهی، او به تو نزدیک خواهد شد؛ چرا که وقتی از جلوی خانهاش عبور کنی، حتماً نظرش به تو جلب خواهد شد.
لاجرم ناموری یافت بین عادت خوببه چنین عادت نادر نبود ناموری
هوش مصنوعی: بدون شک، کسی که به خوبیها عادت کرده باشد، در میان عادتهای نیکو به گونهای خاص و نادر معروف خواهد شد.
طلعتی دارد و خویی چو رخ خویش بدیعفری آن طلعت فرخنده و آن خوی فری
هوش مصنوعی: به طرز زیبایی، چهرهای دلانگیز و شخصیت منحصر به فردی دارد که هیچکس نمیتواند مانند آن را بیابد. این چهره خوشبختی و آن شخصیت دلپذیر، هر کسی را مجذوب خود میکند.
ای کریمی وسخی بار خدایی که مداماز همه خلق به دینار همی شکر خری
هوش مصنوعی: ای بخشنده و مهربانی که خداوندی، مدام از تمام خلق بابت یک دینار هم قدردانی میکنی.
اندرین دولت ماننده تو کیست دگرچه به نیکو سیری وچه به نیکو نظری
هوش مصنوعی: در این جهان کسی مانند تو وجود ندارد، نه از نظر خوشسیرتی و نه از نظر خوشنگری.
عادتی داری نیکو ورهی داری خوبفضل را راهبری تا تو بدین راهبری
هوش مصنوعی: تو عادتهای نیکو و رفتارهای پسندیدهای داری و فضلت را در مسیر درست راهنمایی میکنی تا دیگران هم از راهنماییهای تو بهرهمند شوند.
زینت ملک خداوندی و اندر خور ملکصدر دیوان شه شرقی و آنرا ز دری
هوش مصنوعی: شما زینت و زیبایی سلطنت خداوند هستید و جایگاه شما در ریشهی فرمانروایی کشور مهم و شرقی، که به مانند پادشاهی است، قرار دارد و این مقام را از درگاه الهی دریافت کردهاید.
بخل نزدیک تو کفرست و سخانزد تو دینمرد دین دوست بود آری از کفر بری
هوش مصنوعی: رشک و بخل در نزد تو به مانند کفر است، و سخن گفتن نسبت به تو، نشانه دینداری است. مرد دیندار، دوستی به تو دارد و او به خاطر کفر از تو دور نیست.
زبرین چرخ فلک زیر کمین همت تستنه عجب گر توبه قدر از همه عالم زبری
هوش مصنوعی: در دنیای پرچرخش و تغییر، همت و اراده توست که بر تمام مشکلات غلبه میکند. جای شگفتی نیست اگر با تکیه بر این اراده، برتر از همه موانع و چالشها به موفقیت برسی.
دست طاقت به چنان همت عالی نرسدپس تو زین همت با رنج دل و درد سری
هوش مصنوعی: قدرت دست انسان به آن درجه از اراده و همت بالا نمیرسد، پس تو با وجود تمامی رنجها و دردهایی که داری، به این همت دست یازیدهای.
ای جوادی که همه میل سوی جود کنیای کریمی که همه راه کریمی سپری
هوش مصنوعی: ای جواد و بخشندهای که همه به سمت generosity و بخشش تو گرایش دارند، ای کریم و با سخاوتی که همه مردم، راههایی را که تو به آن هدایت میکنی، طی میکنند.
چون سخن خواهی گفتن همه ساده نکتیچون هنر خواهی جستن همه ساده جگری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی سخن بگویی، باید ساده و روشن صحبت کنی. و زمانی که به دنبال هنر هستی، باید با احساس و عمق درونت به آن بپردازی.
شیر نر وقت هنر پیش تو روباه شودزشت باشد که ترا گویم تو شیرنری
هوش مصنوعی: هنگامی که شیر نر در برابر هنر شما قرار گیرد، روباه براحتی زشت و بیمقدار به نظر میرسد؛ بنابراین، وقتی به تو میگویم که تو شیر نری هستی، به خاطر برجستگی و تواناییهای توست.
هنر و فضل تو بر خلق چرا عرضه کنمچون به نزدیک همه خلق به هر دو سمری
هوش مصنوعی: چرا باید هنر و فضل خود را به دیگران نشان دهم، در حالی که همه مردم به هر دو نوع آنها آشنا هستند و از آنها بهرهمند میشوند؟
تا چو نوروز درآرد سپه خویش به باغباغ پرلاله نو گردد و گلهای طری
هوش مصنوعی: زمانی که بهار فرا رسد و سپاه خود را به باغ برساند، باغ پر از لالههای جدید و گلهای تازه خواهد شد.
تا که گردد که و کهسار تو تختی ز گهردشت و هامون چوبساطی شو از شوشتری
هوش مصنوعی: تا وقتی که کوه و دشت تو تبدیل به تختی با جواهرات شود، مانند فرش و سجادهای زیبا از شوشتر به نظر برسی.
شاد بادی و توانا و قوی تا به مرا دگه ولی پروری وگاه معادی شکری
هوش مصنوعی: شما خوشحالی، توانایی و قدرت زیادی داشته باشید، به گونهای که در هر زمان به پرورش و رشد من کمک کنید و در مواقع ضرورت، از من حمایت کنید.
مجلس تو ز نکو رویان چون باغ بهارپر تذروان خرامنده و کبکان دری
هوش مصنوعی: محفل تو مثل باغی در بهار است که پر از پرندگان زیبا و خوشصدا است که با ناز و دلبری در حال رفت و آمد هستند.
گوش تو سوی سماع و لب نو سوی شرابچشم تو سوی دو رخساربت کاشغری
هوش مصنوعی: گوش تو به شنیدن موسیقی مشغول است و لبت به نوشیدن شراب. چشمانت به سوی دو گونه زیبا و شاداب تو نگاه میکنند.