شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یادآوری خاطرات عاشقانه و زیباییهای معشوق میپردازد. شاعر از ابرو و مژگان معشوقش یاد میکند و تأثیر آنها را بر روح و روان خود بیان میکند. همچنین، در توصیف مناظر طبیعی و احساسات ناشی از آنها، به تمکین کوه و شمیم گیسوهای سنبل اشاره میکند. شاعر در ادامه به غم شبهای فراق و یاد روز محشر نیز میپردازد و با حسرت و عشق از دوران عاشقی و زیباییهای لحظهها سخن میگوید. در نهایت، در برابر همنشینان دلبرش وداعی عاشقانه میکند. این شعر منظومهای از احساسات عمیق و یادآوریهای لطیف دلتنگی و عشق است.
تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یادیاد مژگانش نمودم خنجرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: وقتی به فکر ابروی او افتادم، دوباره یاد موهایش به سراغم آمد و این یادآوری مانند خنجری به من آسیب زد.
کوه را دیدم ز تمکین پای در دامن کشیدعبرتی میخواستم گوش کرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: کوه را دیدم که با وقار و استقامت ایستاده بود و من از آن به یاد عبرتها افتادم. به یادم آمد که وقتی به زمین میرسد، میتواند درسهایی را برایم فراهم کند.
تا صبا مشاطه زد گیسوی سنبل را به باغزان شمیم گیسوی چون عنبرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: تا نسیم صبحگاهی به گیسوی سنبل باف میوزد، بوی گیسوی معطر و خوشبویم همچون عطر عنبر به خاطرم میآید.
مشتری نبود به نقد جنس شبهای غممعاقبت سودای روز محشرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: در روزهای سخت و شبهای غم انگیز زندگیام، هیچ مشتری برای اندوههایم نبود. اما در نهایت، یاد روز محشر و حساب و کتاب آن روز به سراغم آمد.
تا بدیدم حلقههای زلف لیلیطلعتانهمچو مجنون داستان چنبرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: تا وقتی که زلفهای زیبای تو را دیدم، مثل مجنون که به یاد لیلی میافتد، احساس کردم که در یک حلقه گرفتار شدم.
میشنیدم از حدیث لعل جانبخشش سخنمعجزات عیسی پیغمبرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: انگار داشتند از معجزههای عیسی پیامبر و داستانهای شیرین آن صحبت میکردند که من به یاد لعل زیبای جانبخش افتادم.
قوت شبهای فراقم گشت یاقوت لبشداشتم فکر دل او مرمرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: در شبهای دوری، نیروی من شده لبهای یاقوتیاش. به یاد او، دلم مثل مرمر سخت و محکم شده است.
دوش میکردم تماشای نیستان ادبنال را در ناله دیدم پیکرم آمد به یاد
هوش مصنوعی: دیشب به تماشای نیستان نشسته بودم و هنگام گوش دادن به نواهای نی، ناگهان یاد پیکرم و شاداب بودن آن به ذهنم آمد.
وه چه خوش گفتهست طغرل بیدل بحر سخنالوداع ای همنشینان دلبرم آمد به یاد!
هوش مصنوعی: چه زیبا گفته است طغرل بیدل: ای دوستان عزیزم، لحظه وداع فرا رسیده و بیاختیار یاد تو در ذهنم تداعی میشود.