شمارهٔ ۱۱۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از آتش عشق شکایت میکند که او را به خاک میسوزاند و یادآور ننگ هستی است. او خلق و خویی را توصیف میکند که به واسطه عشق به لاغری و فرومایگی دچار شده و حتی نمیتواند خوب بنویسد. شاعر از عشق و امید به وصال معشوق سخن میگوید، اما در عین حال به بدبختی و ناامیدی خود نیز اشاره میکند. در ادامه، او وصف زیبایی معشوق و علائم عشق را به تصویر میکشد و از تلخی فراق مینالد. در نهایت، شاعر به تأثیرگذار بودن اشعارش بر دیگران اشاره میکند و به اهمیت عشق و جنون در زندگی میپردازد.
آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آوردننگ هستی آبروی نیستی یاد آورد؟!
هوش مصنوعی: آتش عشق که من را به خاکستر بدل کرد، آیا این ننگ و عار از زندگی ارزش یادآوری ندارد؟
خامه میلغزد ز دستش از کمال لاغریصورت ما بر قلم هرگه که بهزاد آورد
هوش مصنوعی: خامه به خاطر لاغری و زیبایی ما از دست او میافتد، هر بار که بهزاد آن را به قلم میکشید.
حلقه کن دام امید از حلقه گیسوی اوتا قضا نخچیر ما در دام صیاد آورد
هوش مصنوعی: حلقه موهای او را به عنوان دام امید در نظر بگیر، چرا که سرنوشت ما در دست شکارچیان قرار دارد.
سر خط ما را سفیدی نیست این بخت سیهشادکامی را کجا در طبع ناشاد آورد؟!
هوش مصنوعی: در زندگی ما هیچ نشانهای از خوشبختی و شادی وجود ندارد. این شانس بد چگونه میتواند خوشحالی را در دل کسی که به طور طبیعی غمگین است، بیاورد؟
غیر زلفش دادرس نبود که در پایش فتدمردم چشمش اگر آیین بیداد آورد
هوش مصنوعی: هیچکس جز زلف محبوب نمیتواند به یاری کسی بیاید که در دام عشق او گرفتار شده و اگر چشمانش ستم کند، کسی را یاری نمیدهد.
سبزه نبود بر لبش اندر کمال عاشقانمرشد طور محبت خط ارشاد آورد!
هوش مصنوعی: در چهره او هیچ نشانهای از سبزه و سرسبزی نیست، اما در او کمال عشق و محبت به چشم میخورد. او مانند مرشدی است که راهنماییهای عشق را با دقت ارائه میدهد.
میدهد از پرده «عشاق » آهنگ نواهرکجا ساز خود آن شوخ پریزاد آورد
هوش مصنوعی: عشاق به هر کجا که بروند، با نغمهها و آهنگهای خود، زیبایی و شادابی را به همراه میآورند. آنها به مانند یک پری سر زنده و شوخ، ساز خود را به همراه دارند و لحظات خوشی را ایجاد میکنند.
یک چمن سنبل به دوش افکنده شمشاد قدشاز برای پایبند سرو آزاد آورد
هوش مصنوعی: یک چمن سنبل به دوش دارد و شمشاد به خاطر قدش، به کمک پایبند سرو آزاد آمده است.
میشود آگه سر مویی ز رمز زلف اوخویش را هرکس به زیر نخل شمشاد آورد
هوش مصنوعی: اگر کسی سر سویی از رازهای موهای او را بداند، میتواند خودش را زیر سایه نخل زیبایی آرام کند.
بانی چشم تو را نازم که در تعمیر دلنسخهای اندر بغل بیطرح استاد آورد!
هوش مصنوعی: چشم تو را به خاطر زیباییاش تحسین میکنم، چرا که در بهبود دلها، نسخهای در آغوش دارد که بدون نقشه و برنامهریزی استادانه، دردها را درمان میکند!
کی برد شهد وصال از تلخی هجرش گروگر کسی افسانه شیرین به فرهاد آورد؟!
هوش مصنوعی: آیا کسی توانسته از تلخی جدایی او، شیرینی وصلش را بچشد؟ اگر کسی داستان شیرین عشق فرهاد را به او بیاورد، آیا میتواند درد فراق را فراموش کند؟
نیستم غمگین اگر امروز صراف سخنبهتر از من در عروس معنی داماد آورد
هوش مصنوعی: من امروز غمگین نیستم اگر کسی بهتر از من بتواند زیباییهای کلام را در معنای دلنشین ارائه دهد.
آفرین طغرل برین مصرع که بیدل گفته استقید خود داری جنون بر طبع آزاد آورد
هوش مصنوعی: طغرل به خاطر این جملهی زیبای بیدل تحسین میشود که میگوید عشق و جنون نمیتواند آزادی طبیعت را محدود کند.