شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی یک معشوق میپردازد و میگوید که رنگها و گلها در برابر زیبایی او کمرنگ و بیمعنا میشوند. او به زیباییهای طبیعی مانند غنچه و حسن یوسف اشاره میکند و میگوید که هیچکدام نمیتوانند با زیبایی معشوق برابری کنند. همچنین از تأثیر نگاه و ویژگیهای معشوق بر دیگران صحبت میکند، بهطوری که هر کسی که او را ببیند، تحت تأثیر قرارداده و آهنگی بخواند. در نهایت، شاعر زیبایی معشوق را آنقدر وصف میکند که حتی خورشید نیز در برابر او ناچیز به نظر میرسد.
ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کندغنچه از خندیدن لعل تو دلتنگی کند
هوش مصنوعی: در برابر صورت زیبا و دلفریب تو، گل ارغوان رنگش را از دست میدهد و غنچهها از دیدن لبخندهای تو، غمگین میشوند.
حسن یوسف را اگر پروین برای امتحانبا ترازو برکشد کی با تو همسنگی کند؟!
هوش مصنوعی: اگر حسن یوسف را پروین (ستارهای با درخشش زیاد) برای آزمایش با ترازویی که به اندازهگیری میپردازد، بسنجید، آیا او میتواند با تو برابر و همقدری داشته باشد؟
مانی چین گر ببیند چین ابروی تو رادر تتبعخانه چین نقش ارژنگی کند
هوش مصنوعی: اگر ماننچین ابروی تو را ببیند، در کارگاه خود نقشی زیبا و دلانگیز میسازد.
در طریق مدح تو در ساحت دشت ورقرایض کلک من از پا افتد و لنگی کند
هوش مصنوعی: در مسیر ستایش تو، اگر قلم من به زمین بیفتد و نتواند به درستی بنویسد.
جامهای با قامتت گر از سخن دوزم ولیصد قبای ناز اندر قامتت تنگی کند!
هوش مصنوعی: اگر بخواهم لباس مناسبی برای قامت تو بدوزم، حتی اگر آن لباس از دل سخن و لغات باشد، باز هم نمیتواند زیبایی و جلوهای که در قامت تو نهفته است را به درستی نشان دهد و احساس میشود که از زیباییات کم میکند.
ای گل باغ لطافت از کدامین گلبنی؟!هرکه رخسار تو بیند بلبلآهنگی کند!
هوش مصنوعی: ای گل زیبا و لطیف، از کدام باغ آمدهای؟ هر کس که چهرهی تو را ببیند، همچون بلبلی که به آواز میخواند، شگفتزده و مسحور میشود!
نسبت خورشید با روی تو باشد همچنینآن تصورها که افیون بر سر بنگی کند!
هوش مصنوعی: نسبت زیبایی و درخشانی چهرهات به خورشید همانند حالتی است که مواد مخدر بر فردی معتاد میگذارد.