شمارهٔ ۲۲۸
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و حسرت و عشق را به تصویر میکشد. شاعر از زیبایی چهره و چشمان معشوق سخن میگوید و به نشانههای عشق و دلتنگی اشاره میکند. او از حال ناخوشایند خود در absence معشوق و longing برای او میگوید. در این محفل، با وجود رقبا، نوبت به عشق و غفلت از دنیا رسیده است. شاعر همچنین از تاثیر خنده و زیبایی معشوق بر حال و هوای خود و دیگران سخن میگوید، و در نهایت از آرزوی پیوستگی و تداوم عشق تا روز قیامت صحبت میکند.
در محفل رقیبان رویت شکفته گل گلبا ما رسید نوبت کار تو شد تغافل
هوش مصنوعی: در جمع رقبای تو، زیبایی چهرهات مانند گل شکفته است و حالا نوبت توست که بیتوجهی کنی.
اندر محیط عشقت عمریست ناخدایمافکنده خویشتن را در کشتی توکل
هوش مصنوعی: سالهاست که در عشق تو غرق شدهام و خود را به دستان سرنوشت سپردهام.
مژگان کشیده صف صف چشمان سحر سازتقصد کدام داری با این همه تجمل؟!
هوش مصنوعی: چشمهای زیبایت با مژگانی بلند و جذابیت خاصی که دارند، چه هدفی دارند با این همه ظرافت و زیبایی که به خرج میدهی؟
شور طرب فزاید از خنده دهانتوصف تو را نماید مینا به بانگ قل قل
هوش مصنوعی: خندهٔ تو شادی و سرور را بیشتر میکند و زیبایی تو را مانند مینا به خوبی توصیف مینماید.
با یاد عارض تو گل جامه را دریدهبیتو به باغ و گلشن در آه و ناله بلبل
هوش مصنوعی: به خاطر یاد چهرهات، لباس از تن درآوردهام. بدون تو در باغ و گلزار، بلبل در حال سرودن آه و ناله است.
داغ است لاله را دل از حسرت جمالتخون میخورد ز لعلت پیوسته شیشه مل
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی تو به شدت ناراحت و افسرده است، مانند لالهای که غمگین و داغدار است. از درد عشق تو، مثل شیشهای که از لعل خونین میشود، داغ و شفاف شدهام.
آشفته روزگارم طغرل به دور زلفتبادا همیشه ما را تا حشر این تسلسل!
هوش مصنوعی: زندگیام پریشان است و طغرل (پرندهای زیبا) به دور زلف تو همیشه بر من بوزد تا روز قیامت این روال ادامه داشته باشد!