شمارهٔ ۲۴۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات و تجربیات عاشقانه خود سخن میگوید. او به آغاز زندگی جدید و پررونق خود اشاره میکند و خود را شبیه به گلی میداند که در دلش غنچهای نهفته است. با اشاره به شغف عاشقی، او میگوید که هیچ غمی از جز ملل دیگر ندارد و زلف محبوبش مانع جنون او نمیشود. او همچنین از بلندی همت خود صحبت میکند و به رغم مشکلات و موانع، احساس میکند که مقام بزرگی دارد. شاعر در ادامه به مطالعه کتاب غم اشاره میکند و میگوید که با وجود جنونش، کار خاصی نمیکند. او از حسادت دیگران نسبت به خود رنج میبرد و به استعداد خود در فهم معانی عمیق اشاره میکند. شاعر در پایان به تنهایی و حیرت خود در غیاب محبوب اشاره کرده و مرگ بیاجل را تجربه میکند.
نوبهار ایجادم رونق حمل دارمهمچو گلبن معنی غنچه در بغل دارم
هوش مصنوعی: در بهار جدید، زندگی و شور و نشاطی دارم مثل باغی پر از گل، و در درونم نیز امید و آرزوهایی نهفته است.
داده تا مرا رخصت مرشد خراباتمغیر ملت عشاق کی غم ملل دارم؟!
هوش مصنوعی: داده است که من را اجازه بدهد که در خرابات (محل تجمع عاشقان) باشم. جز برای ملت عاشقان، به هیچ گروه دیگری اهمیتی نمیدهم!
زلف او نمیگردد مانع جنون منهمچو شمع بزم وصل آه بیمحل دارم
هوش مصنوعی: موهای او مانع دیوانگی من نمیشود، مثل شمعی که در جشن وصال میسوزد، من آهی بیمورد دارم.
پایمال دونانم گر ز پستی طالعاز بلندی همت مسند زحل دارم
هوش مصنوعی: اگر تقدیر من از سر زبونی و پستی باشد، با این حال من به واسطه بلند همتی که دارم، جایگاهی چون مسند زحل را برای خود میسازم.
خواندهام کتاب غم در سلوک مجنونیعامل جنونم لیک وضع بیعمل دارم
هوش مصنوعی: من کتابهای زیادی درباره غم و جنون خواندهام و راههای دیوانگی را بررسی کردهام، اما در عمل، هیچ کاری انجام نمیدهم و فقط در وضعیت نامناسبی قرار دارم.
تا به کی ز نادانی میبری حسد با من؟!این همه سخندانی قسمت از ازل دارم!
هوش مصنوعی: چرا به خاطر نادانیات همیشه حسادت میکنی؟ من از آغاز، سخنوری و هنر را به خود اختصاص دادهام و این بخشی از سرنوشتم است!
فهم معنیام دارد قدر و شکل اسطرلابهندسی اگر خوانم حرفی از جمل دارم
هوش مصنوعی: معنای من به اندازه و شکل یک اسطرلاب هندسی اهمیت دارد، اگر چیزی بگویم، حرفی دارم که قابل توجه است.
گردش فلک اکنون گر مرا دهد فرصتنسخهها همیسازم بیم از اجل دارم
هوش مصنوعی: اگر گردش زمان به من فرصتی بدهد، نسخههایی از آثارم تهیه میکنم، ولی از مرگ میترسم.
در سخن نمیباشد دیگری نظیر منغیر حضرت بیدل من کجا بدل دارم؟!
هوش مصنوعی: در کلام و گفتار، همتایی برای من وجود ندارد و جز بیدل، کسی را نمیشناسم که بتواند جای مرا بگیرد.
محو حیرتم طغرل من ز مصرع بیدلبیتو زندهام یعنی مرگ بیاجل دارم!
هوش مصنوعی: من در حیرت فرورفتهام و از سرنوشت بیدلی در زندگیام بیتو ادامه میدهم، انگار که اگر بیتو زندهام، این زندگی برایم مردن بیوقت است!