شمارهٔ ۲۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از بیعدالتی و ناراحتیهای زندگیاش میگوید و از شرایطی که به او تحمیل شده، گلایه دارد. او به فلک (چرخ گردون) خطاب میکند و از اینکه چرا او را به دور افتاده و ناکام گذاشته، شکایت میکند. شاعر حسرت روزهای بهتر را می خورد و از اینکه دوستانش افراد بیدانش و ناکام هستند، ابراز ناراحتی می کند. در نهایت، او حس میکند که تقدیرش به طرز ناعادلانهای رقم خورده و از درد و رنجی که تحمل کرده، ناله میزند.
ای فلک داد از جفایت در چه حالم کردهای؟!راست بودم چون الف مانند دالم کردهای!
هوش مصنوعی: ای آسمان، از ظلم و ستم تو به چه حال و روزی افتادهام؟! من راست و درست بودم، اما تو همچون حرف «الف» (که در ابتدا میآید) مرا به حالتی شبیه «دال» (که در انتهاست) تبدیل کردهای!
آخر ای گردون زدی سنگ ملامت بر سرمزیر پای بیشعوران پایمالم کردهای!
هوش مصنوعی: ای آسمان، چرا سنگ ملامت را بر سرم آوردی؟ من را زیر پاهای نادانان له کردهای!
از چه رو ای چرخ چون من اعتبارت دور بادقرعه بیاعتباریها به فالم کردهای!؟
هوش مصنوعی: چرا ای دوران، مانند من اعتباری نداری؟ چرا قسمتهای بیاعتبار را به من تقدیم کردهای؟
از تو ای ناهید گفتارم نوای تازه داشتوز حسد ای چرخ چون یعقوب لالم کردهای!
هوش مصنوعی: ای ناهید، سخنان من به برکت تو تازگی و طراوت دارد، اما ای چرخ فلک، از حسد مرا مانند یعقوب بیصدا کردهای!
عاقبت کار تو گر این بود ای گردون دوناز چه در روز ازل قسمت کمالم کردهای؟!
هوش مصنوعی: اگر قرار است کار تو اینگونه باشد، ای آسمان پست، چرا در روز آغاز آفرینش سهم من را از کمال به گونهای دیگر مشخص کردی؟
ای سپهر بیمروت این کدامین شیوه است؟!ناله میسازم ز دستت تا چو نالم کردهای!
هوش مصنوعی: ای آسمان بیرحم، این چه وضعیتی است که به وجود آوردهای؟! من به خاطر تو ناله و فریاد میکنم، همانطور که تو مرا آزردهای!
بود در آیینه من عکس صد معنی دچارزنگ غم بر روی مرآت خیالم کردهای!
هوش مصنوعی: در آینه من، تصویرهایی از معانی مختلف وجود دارد، ولی غم و اندوهی که بر روی خیال من نشسته، آنها را تحت تأثیر قرار داده و پوشیده کرده است.
روزگاری بود که میدادم به چیزی من نوالخون حسرت ای فلک آخر نوالم کردهای!
هوش مصنوعی: روزی بود که به خاطر خواستههایم بسیار ناراحت و حزین بودم و اکنون از تو ای دنیا میپرسم که چرا اینقدر به من سختی دادهای؟
همدمانم ناکسان غول و از دانش تهیصحبت دانشوران امر محالم کردهای!
هوش مصنوعی: دوستان من افرادی بیارزش و بیدانشاند و صحبت کردن با دانشمندان برای من غیرممکن شده است!
در هوای موشکافی طغرلم پر میزندتا تو ای گردون مرا دور از وصالم کردهای!
هوش مصنوعی: در جوی پر از دقت و تحلیل، طغری (نماد قرینگی و زیبایی) در دل من برمیخیزد، در حالی که تو ای گرداننده زمان، مرا از وصال و عشق دور کردهای!