شمارهٔ ۱۷ - تتبع مخدومی
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی طبیعت بهار و عیش و نوش در محافل شادی و سرمستی است. شاعر از باران و روشنایی گلها و شمعهای بهاری سخن میگوید و از اهمیت لذت بردن از لحظات حال در کنار دوستان و یارانش. او به پیران نیز اشاره میکند که باید از زندگی لذت ببرند و فراخوانی به عیش و نوش میدهد. در ادامه، به زشتیهای دنیا و فناکاری آن اشاره میکند و بر این نکته تأکید مینماید که جز فنا چیزی در این دنیا باقی نخواهد ماند، بنابراین باید بیاعتنایی به عیوب و خوشیهای کوچک زندگی را انتخاب کرد. در نهایت، وی بر این باور است که بهتر است در حال زندگی کرد و از لحظات استفاده کرد، زیرا زندگی کوتاه و گذراست.
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران راکه روشن کرد هرسو شمع گلهای بهاران را
هوش مصنوعی: از ابرهای تیره، نور پرتوئی بر کوهها تابید که همه جا را مانند شمعهایی که در بهار روشن شدهاند، روشن کرد.
چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر یاقوتصلای باده زد مرغ چمن پرهیزگاران را
هوش مصنوعی: وقتی نرگس، جام طلا را در دست میگیرد و لاله، لیوان یاقوت را به صدا درمیآورد، بادهنوشی و شادی به وجود میآید و مرغ چمن که پرهیزکار است، از این سرود و آواز دوری میکند.
تو نیز ای پیر دیر اندر چنین فصلی به سرمستیز کنج میکده سوی چمن کش می گساران را
هوش مصنوعی: ای شیخ سالخورده، در این فصل دلانگیز، از گوشهی میکده به سوی باغ برو و با خوشحالی و سرخوشی همراه میگساران باش.
فکن ای مغبچه از یک مغانه جام مرد افکنبه رقص آر اول شب تا سحر شب زنده داران را
هوش مصنوعی: ای دختر زیبا، از جام می در دستان مغانه مایه بریز و مردان را به رقص وادار کن، تا شب اول تا صبح، شب زندهداران در حال شادی و سرور باشند.
صبوح عیش با یاران قدح خور نیست چون معلومکه یا بندت شب آینده یاران یا تو یاران را
هوش مصنوعی: هرگز نخواهی توانست با دوستانت از زندگی لذت ببری و نوشیدنی بنوشی، چون مشخص است که یا در شب آینده تو به دوستانت نیاز داری و یا دوستانت به تو نیاز دارند.
درین صحرا ز باد حادثه هر سوی چون لالهبه خاک افتاده بین تاج غرور کامگاران را
هوش مصنوعی: در این بیابان، حوادث به هر سو میوزند و مانند گل لالهای که به زمین افتاده، میتوان تاج غرور افرادی را که به موفقیتهای خود میبالند، مشاهده کرد.
به سر گرد فنا در زیر پهلو خار نومیدیز تاج و تخت جم آزاد دارد خاکساران را
هوش مصنوعی: در زیر سرای فنا، امیدواران به گرد، ناملایماتی چون خار را تحمل میکنند؛ خاکساران که مقام و قدرت را نمیشناسند، در واقع از نظر واقعی آزادی بیشتری دارند.
سفال کهنه پر می ساز و جام جم بنه نامشدرو نظاره کن احوال دور روزگاران را
هوش مصنوعی: ظرفی قدیمی بساز و جامی جادویی را در آن قرار بده. سپس نام آن را یاد بگیر و به تماشای وضعیت دورانهای گذشته بپرداز.
چو آخر جز فنا کاری نخواهد بود ای فانیدرین دیر فنا بگذار عیب جرعهخواران را
هوش مصنوعی: وقتی که در نهایت همه چیز به زوال و فنا میانجامد، ای انسان فانی، در این دنیای گذرا، به عیبها و نقصهای کسانی که نوشیدنی مینوشند توجه نکن و آنها را کنار بگذار.