شمارهٔ ۱۱۷ - در طور خواجه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظات خوشی و لذتهای پرشور زندگی میپردازد. صبحی زیبا فرامیرسد و ساقی بادهای در جامی گلگون میریزد. دلش آرامش مییابد و به شادی و خوشی اشاره میکند. او از صبح تا شام، باده را به رندان میدهد و شعر به خوشیهای زندگی و سرمستی میپردازد. همچنین به مشکلات و دردهای زندگی و نداشتن آرامش قلبی نیز اشاره شده است. در نهایت، شاعر از گذران زندگی با باده و استغفار از ننگ و رسواییها سخن میگوید. زندگی را با جمال و عشق گره میزند و به مرور زمان و خوشیها تمرکز میکند.
صبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریختچون که در گل شبنم می را به گلگون جام ریخت
هوش مصنوعی: صبح، ساقی برای شرابنوشان، شراب خوش رنگی را در لیوانها ریخت. وقتی که شبنم بر روی گلها نشسته بود، او میخواست می را در جامی سرخ رنگ بریزد.
یافت آرامی دلم کاخر دلارامی چنینمی به بی آرامش دلهای بی آرام ریخت
هوش مصنوعی: دل من آرامی پیدا کرد، زیرا که در نهایت، آرامش این نوشیدنی، بیقراری دلهای پر از اضطراب را تسکین میدهد.
صبح دولت شد عیان از مطلع اقبال اوکافتاب می چو صبح صادق اندر کام ریخت
هوش مصنوعی: صبحی روشن و زیبا آغاز شد، و سرنوشت نیک او نمایان گشت. مانند خورشید که در سپیدهدم میدرخشد، خوشبختیاش در دلها جاری شده است.
صاف می در جام جم شه را که در دیرم بس استدر سفال کهنه آنچش رند درد آشام ریخت
هوش مصنوعی: در جام جم، تصویر روشنی از شاه وجود دارد که برای من در میخانه کافی است. در ظرفی قدیمی، آن چشمهی شراب را که دل شکسته را التیام میدهد، ریختهاند.
شام و صبحش فرخ و فرخنده باشد هر که اوباده عشرت ز صبح اندر قدح تا شام ریخت
هوش مصنوعی: هر کسی که در طول روز و شب مشغول نوشیدن باده شادی و لذت باشد، صبح و شامش جشن و خوشی خواهد بود.
مردم و کام دلم برنامد از تیغ جفاشخون مردم را چنین کان قاتل خودکام ریخت
هوش مصنوعی: مردم و آرزوی قلبی من به خاطر ستم و خیانت تو به خون مردم آلوده شده است، مثل قاتلاتی که به صورت خودخواهانه انجام میشود.
پیش رندان سرخ رو شد فانی از یک جام میگرچه در میخانه آب روی ننگ و نام ریخت
هوش مصنوعی: در مقابل انسانهای بااخلاق و با شخصیت، فردی که به خاطر یک جام الکل سرشکسته و بیاعتبار میشود، هر چند در محیطی که پر از شراب است، نام و آبرویش به خاک میافتد.