شمارهٔ ۱۳۲ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و هوای شب در میخانهای است که عاشقان در آن جمع شدهاند و از محبت و عشق بهرهمند میشوند. شاعر به تفسیر عشق و مستی میپردازد و میگوید هر کس در آن محفل یک جرعه از شراب مینوشد، تا قیامت رند و آزاد خواهد بود. حال و هوای مجلس هرچند با زهره و زیبایی گره خورده، اما مستی و شادابی آن از مهربانی و اخلاق خوب دیگران ناشی میشود. شاعر خود را در آن جمع حس میکند و تأکید دارد که در عشق و سیر طریقت، هرچند چیزهای زیبا دیده، اما زهد ریایی را دشوار میداند.
دوش در میخانه جانان همدم عشاق بودتا سحر غوغای رندان را به جان مشتاق بود
هوش مصنوعی: دیشب در میخانه محبوب، عاشقان جمع بودند و تا سپیدهدم، سر و صدای محبوبان دلشکسته وجود داشت.
زهره را آورده بود او از سر مستان به رقصکان صدا اندر خم این گنبد نه طاق بود
هوش مصنوعی: او زهره را از دنیای سرمستی به رقص آورده بود، چرا که صدای او در این گنبد به گونهای بود که نه طاق داشت.
گرچه زو صد ناز و از ما بوده صد چندان نیازدر طریق حسن و عشق از روی استحقاق بود
هوش مصنوعی: اگرچه او به من زیادی ناز کرده، اما من نیاز مندی بیشتری داشتم. در مسیر زیبایی و عشق، این مسأله ناشی از شایستگی است.
از صفا و نور مجلس گر نهان بود آفتاببهتر از وی لمعه جام می براق بود
هوش مصنوعی: اگر در مجلسی که پر از صفا و نور است، خورشید هم پنهان باشد، نور آن شراب براق و درخشان از او بهتر است.
مستی رندان ز می هم بود لیکن بیشتراز نوازشهای آن ماه نکو اخلاق بود
هوش مصنوعی: مستی و سرخوشی رندان از همان شراب است، اما آنچه بیشتر آنها را مجذوب میکند، محبت و نوازشهای آن ماه خوش سیماست.
ز اهل آن هنگامه من بیهوشتر بودم ازانکبا منش از جمله رندان بیشتر اشفاق بود
هوش مصنوعی: در آن فضایی که دیگران هوشیار بودند، من بیشتر از همه بیهوش و غرق در حالت خاصی بودم، زیرا با نوع خودم که از رندهاست، تماس بیشتری داشتم و احساس نزدیکی بیشتری میکردم.
مست شو گر مخلصت باید که هرگز وانرستاز جفای اهل آفاق آنکه در آفاق بود
هوش مصنوعی: برای اینکه به حقیقت دل و جانت نزدیک شوی، از دنیا و مشکلات آن غافل نشو و مست عشق شو. چرا که اگر بخواهی به محبت و صمیمیت برسید، باید از تنهایی و سختیهای دیگران فرار نکنی.
اندر آن شب هر کرا یک جرعه زان میشد نصیبتا قیامت در جهان رند علی الاطلاق بود
هوش مصنوعی: در آن شب، هر کسی که یک جرعه از آن مینوشید، تا ابد در این دنیا شخصیتی آزاد و بیقید و بند میشد.
فانی اندر سیر اطوار طریقت هرچه دیدبود نیکو لیکنش زهد ریایی شاق بود
هوش مصنوعی: در سفر معنوی، هر چیز که دیدم خوش و زیبا بود، اما زهد و خودداری تقلبی بسیار سخت و دشوار بود.