شمارهٔ ۱۶۴ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: غزل به توصیف حال یک گدای مست در میکده میپردازد. او از غمهای شاه دربار بیخبر است و خود را غرق در شادمانی جام میبیند. این گدا با افتخار از رندی و عشق میگوید و به زیباییهای میخانه اشاره میکند. او به مقام کعبه و حرم نیز نظر دارد و به تلاطم احساساتش اشاره میکند. غمهای دنیا و فانی بودن زندگی را یادآوری کرده و به دیگران دعوت میکند که از شادمانی می نوشند و غمهای زمانه را فراموش کنند.
گدای دیر ز شاه زمان چه غم داردکه از سفال خرابات جام جم دارد
هوش مصنوعی: درویشی که در معبدی زندگی میکند، دلش به این خوش است که حتی اگر از پادشاه زمان چیزی نداشته باشد، اما از خاکی که در خرابات (محل فساد) است، زیورهایی را دارد که به او ارزش میدهد.
منش به تهمت رندی جزا دهم بر عکسبه زهدم آنکه درین دیر متهم دارد
هوش مصنوعی: رفتار و شخصیت من را به خاطر تهمتهای رندی که به من زدهاند، تنبیه نخواهم کرد. به جای آن، پاسخ میدهم به کسی که در این مکان ، به من اتهام زده است.
ردای سرخ ز می بر سر عصا بندمگدا که غرقه به می شد چنین علم دارد
هوش مصنوعی: من cloakhay سرخ رنگی را که از شراب پر شده بر سر عصا میگذارم و بر سر گدا میگذارم؛ چرا که او در حال نوشیدن شراب است و به خاطر همین، علم و آگاهی خاصی پیدا کرده است.
نظر به کعبه مقصود باشدم از دیرچرا که روزنه ای جانب حرم دارد
هوش مصنوعی: به کعبه توجه داشته باشم و از دیر (کلیسا) دوری کنم، چرا که دیر دری به سمت حرم دارد.
بیا به میکده و غمگساری از می بیناگر دلت ز جفای زمانه غم دارد
هوش مصنوعی: بیا به میکده و از شراب بنوش، اگر دلت از سختیهای دنیا غمگین است، کمی آرامش و تسلی پیدا کن.
نشانی از دهنش یابد آنکه چون فانیهوای نیستی اندر ره عدم دارد
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر نیستی و عدم قرار دارد، نشانهای از کلام او را در مییابد.